دانشگاه پیام نور مشهد ( رشته صنایع دستی )

عکاسی رپرتاژ یا داستانی

 

عکاسی رپرتاژ یا داستانی

 

 

هر عکس مشخصات یک سوژه را نشان می‌دهد حال اگر چندین عکس لحظات و مشخصات مختلف یک سوژه را از زوایا و فضاهای مختلف نشان دهند این عکس‌ها در کنار هم یک رپرتاژ یا داستان تصویری را بوجود می‌آورند. مثلاً اگر از فرمان، داشبورد، سر دنده، دستگیره، سپر، آرم و مجسمه‌ی جلوی موتور یک ماشین خیلی قدیمی همراه چند عکس کامل آن ماشین کنار یک ساختمان قدیمی و کهنه و بخصوص با مدل یا راننده‌ای با لباس و کلاه همان دوران عکس بیاندازیم، یکایک عکس‌ها، کلاسیک قدیمی بودن و کهنگی و همه عکس‌ها کنار هم رپرتاژ یک ماشین قدیمی را نشان داده و تعریف می‌کند.

 

ممکن است این کار را با کپی از عکس‌های جوانی یک زن و شوهر شروع کنید و با عکس‌های ازدواج و مخلوط کردن آن عکس‌ها با زندگی امروز آنها در منزل رپرتاژ گذر عمر در انسان را تعریف کنید.

 

دایره و ابتکار سوژه‌ها در عکاسی ژورنالیستی فراوان است. دیروز تا امروز یک شهر، کودکی تا بازنشستگی یک شخصیت ورزشی، هنری، سیاسی، تولد، رشد، زایمان تا پیری یک حیوان خانگی همه و همه رپرتاژ عکاسی نامیده می‌شوند. در عکاسی رپرتاژ باید دقت کنید رابطه‌ی تصاویر با یکدیگر قطع نشود. در ضمن در یکایک آنها قوانین مربوط به نوع همکاری همان سوژه کاملاً رعایت شود، که در مجموع دقت زیاد رعایت قوانین فنی و درک خود موضوع بسیار اهمیت دارد.

 

در بعضی از عکس‌ها شکار لحظه مانند خنده، گریه تعجب، ترس به کامل شدن رپرتاژ کمک می‌کند. زمان و مکان سن پیری و جوانی، تازگی و کهنگی سلامت و خرابی، به عبارتی نمایش تضاد از مشخصات بعضی از رپرتاژها است. به دلایل فوق داشتن دوربین و لنزهای سریع‌العمل کار شما را آسان‌تر می‌کند. محاسبه‌ی اتومات نور تعویض اتومات فیلم سه پایه کوچک، فیلم یدک و اضافه، دو فلاش کوچک برای نورپردازی‌های خاص در هوای آزاد؛ در بعضی از عکس‌های رپرتاژ بهتر است فلاش بکار نبرید و با نور موجود عکاسی کنید در آنوقت به یک بدنه یا کاست جداگانه و فیلم با حساسیت بالا احتیاج پیدا خواهید کرد.

 

بسیاری از مواقع با یک عکس خبری و داستانی تصمیم دارید دیگران را آگاهی دهید. مثلاً بنایی منزلتان تمام شده و با یک عکس و جمله‌‌ی آخیش تموم شد دوستان را دعوت می‌کنند یا کودکی به دنیا می‌آید و با پرتره صورت او و از طرف او مهمانان را دعوت می‌کنند، یا دوستان را با عکسی از مزرعه، یا جنگل دعوت می‌کنید این شامل برگشتن از حج یا از مسافرت نیز می‌شود.

 

بعضی مواقع از شکار، ماهیگیری یا بازدید از یک شهر باستانی که انجام داده‌اید یک رپرتاژ مصور تهیه می‌کنید که در حد یک فیلم کوتاه برای دوستان شما و خود شما که حتماً داد سخن هم خواهید داد جذاب است.

 

اگر در یکایک عکس‌های داستانی رعایت زاویه، نور و سوژه را کرده باشید و در ضمن ارزش اجتماعی و تاریخی یا مذهبی داشته باشند همراه یک نوشته‌ی کوتاه شانس چاپ در مجلات و روزنامه را نیز بدست می‌آورند. مراسم تعزیه، مراسم قالی شویان اردهال، مراسم اقلیت‌های مذهبی، قره کلیسا، ازدواج‌های محلی، جشن‌ها با لباس‌های محلی و بسیاری سوژه‌های مشابه که دیدن رپرتاژ برای همگان جذاب و آموزنده است.

 

تولد کودک، ماکروی دست و پای کودک، عطسه‌ی کودک، گریه کودک، شکلات خوردن، شیر خوردن، اولین نشستن، اولین سعی در ایستادن تا بالاخره تاتی تاتی کردن و دست در دست مادر یا کنار گربه‌ی منزل مجموعه رپرتاژی است که برای خانواده ارزش تاریخی خواهد داشت. که البته ممکن است بین بعضی از عکس‌ها مدت زمانی فاصله پیدا کند.

 

یا مثلاً رپرتاژ مصور از ماهیگیری، یک لانگ‌شات از رودخانه با جنگل یا درخت و سنگ و حوضچه‌ی نیم ساکن آب و ماهیگیری که کنار رودخانه ایستاده یا روی یک تخته سنگ قلاب بدست یا تور بدست ایستاده، عکس بعدی ماهیگیر با هیجان سرپنجه بلند شده و چوب و قلاب را با نهایت قدرت و سرعت به سرعت به پشت سر کشیده و به قلاب او یک ماهی چاق و چله به دام افتاده عکس سوم کلوز‌آپ ماهی در ساحل کنار ماهی‌های قبلی افتاده یک کلوز‌آپ بسته‌تر از فقط صورت ماهی در داخل سبد این چند عکس رایج و طبیعی رپرتاژی از ماهیگیری است. حال اگر شما از نور و اشعه خورشید، ذرات و قطرات ریز و درشت آب که همراه ماهی در فضا بصورت واضح یا بارانی شکل نشان داده شوند، چهره‌ی خندان ماهیگیر با کلاه و لباس یا نشسته و منتظر تکان قلاب و در حال تقریباً چرت زدن، چند مرغ ماهیخوار در کناره دیگر رودخانه و ده‌ها زاویه و تصاویر دیگر که حتماً در محل پیدا خواهید کرد، به جذابیت کامل شدن و هیجان‌انگیز شدن رپرتاژ شما کمک خواهد کرد.

 

از یک بچه کوچک دختر یا پسر به صورت نوه‌ی ماهیگیر با قلاب کودکانه در حال تقلید از پدر بزرگ از به خواب رفتن نوه قلاب بدست کنار رودخانه و نگاه مهربان پدر بزرگ به نوه تماماً در رپرتاژ شما معنی و جای خود را دارند. اینکه واقعی است یا شما تنظیم کرده‌اید اصلاً فرقی نمی‌کند، مهم این است که شما یک رپرتاژ مهیج و کامل و جذاب تهیه کرده‌اید. هر سوژه‌ای قابل برنامه ریزی کردن برای عکاسی رپرتاژی و داستانی است. قایق‌رانی‌ها، پیاده‌روی در جنگل، جنگل‌بانان در حال کار حتی چوب‌برها چه به صورت مجاز و قانونی و خیانت به طبیعت هر دو رپرتاژهای جذاب و زیبای عکاسی با معانی و دیدگاه فرهنگی- هنری مختلف تلقی خواهد شد.

 

شنا یا یک ورزش یاد گرفتن یک کودک؛ با ثبت لحظات هیجان انگیز تصادفات ترس شادی کودکی، مواظبت و احتیاط، دلهره و مواظبت مادر یا پدرها همکاری یا مخالفت برادر یا خواهر بزرگتر تماماً مجموعه‌های جذاب و مناسبی است که می‌تواند به عنوان رپرتاژ عکاسی تهیه کنید. مهم گسترش، خلاقیت و کشف صحنه‌هائی است که به داستان مصور شما روح و جذابیتی تصویری ببخشد. تسلط به تکنیک، نور با تله‌های مناسب، انتخاب فیلم درست و ثبت لحظات از همه مهمتر سرعت عمل شما بخصوص خلق صحنه‌هائی که رپرتاژ را متنوع‌تر و درازتر کند اهمیت دارد با تخیل و رویاپردازی توام با تسلط به تکنیک و داشتن وسائل حتماً شما را موفق خواهد کرد. در خرج چند فرم نگاتیو خسیس نباشید. ممکن است بعضی مواقع داستان و رپرتاژی را شروع کنید که به تغییرات فصل، محل و شاید آدم‌ها داشته باشد آنوقت صبورانه یاید یادداشت کنید و هر صحنه‌ی مورد نظر خود را در زمان و مکان مناسب عکاسی کنید، هر بیننده‌ای با دیدن سری عکس‌های شما متوجه حوصله و صبر و خلاقیت شما خواهد شد.

 

معمولاً در رپرتاژهای معماری ساختمانی، صنایع دستی کارگاه‌ها، کوره‌های شیشه‌گری یا سفال حفاریهای باستانی و باستان شناسی، اعیاد و مراسم تعزیه‌ها و جشن‌ها، تماماً سوژه‌هائی هستند که تا صحنه‌ی آخر باید صبر کنید و حضور داشته باشید وگرنه رپرتاژ ناتمام و نیمه کاره است.

 

فرض کنید از لحظه ورود یک بازیگر به اطاق گریم تا لباس و کلاه و غیره و بعد صحنه‌های مختلف آن بازیگر تا لحظه افتادن پرده و تشویق تماشاگران و دسته گل و خداحافظی یک رپرتاژ کامل و جذاب عکاسی است. هر چه صحنه‌های داستان شما متنوع‌تر و در فضای متفاوت باشد، وقت و دقت و از همه مهمتر تکمیل بودن وسائل شما، لنزها چراغ‌ها فیلترها اهمیت و مصرف پیدا خواهد کرد. بعضی از رپرتاژها مثلاً از عکس صخره بزرگ و یک سنگ نتراشیده تا پایان کار یک مجسمه‌ساز و احتمالاً نصب آن در یک محل یا در مقابل دید تماشاگران یک نمایشگاه می‌توانند رپرتاژی صبورانه، خلاق و بسیار جذاب شود. ساخت سازهای زهی، بافت گلیم یا فرش، از جلگه با گوسفندان تا پشم و دوک و نخ و رنگ و بافت، نمایش اینگونه سوژه‌ها نه تنها بسیار جذاب و خلاقه است، مطمئن باشید تماماً قابل نمایش دادن و حتی فروختن است. از چاپ کتاب و پوستر گرفته تا کاتالوگ و مقاله اینگونه رپرتاژها مصرف حرفه‌ای دارد. در ضمن درآمد هم دارد. فکر نکنید اگر کارتان را فروختید یعنی تاجر شده‌اید و به هنر عکاسی خیانت کرده‌اید، اشتباه می‌کنید این موفقیت در فروش، نشانگر حرفه‌ای شدن شماست.

نوشته: مسعود معصومی

 منبع:http://photoalefbe.persianblog.ir/post/17/

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 11:6  توسط M.M.M | 

5 types of photos that make for strong photo essays, audio slideshows

In photography’s equivalent of the after-life, “no one can hear you scream.”

At least let’s hope that’s the case because, if not, W. Eugene Smith – the 20th century’s master of the photo story — would be creating a deafening noise. Why? He’d undoubtedly be lamenting having missed the arrival of the Web and its almost unlimited storytelling possibilities.

Imagine his seminal work — “Nurse Midwife Delivering Baby,” “Pittsburgh,” “Minamata” — all with a narrative audio backend. This would not be storytelling squared; but storytelling raised to infinity and beyond.

 

But, alas, Smith is gone and some of today’s modern photographers struggle in the master’s wake. Smith was the king of the cumulative effect of the photo essay — a variety of image types that add up to a greater whole. Today’s attempts too often rely on unconnected “moments” shot over and over again.

The tools that are now at our disposal make depth and breath of sound and image possible. While many photojournalists are learning audio storytelling or teaming up with those who do, however, still more have jumped straight to video. In doing so, they’re bypassing the need for careful image selection matched with a compelling narrative that’s told with care and emotion.

While working as the photo editor of The Washington Post, my boss — Assistant Managing Editor for Photography Joe Elbert — also identified this as a problem in need of a solution. Elbert, never one to do things the conventional way, used film to teach how images and sound can work well together. (Watching a Clint Eastwood gun fight unfold in a remote graveyard in “The Good, The Bad and the Ugly” can tell you a lot about photography.)

Elbert’s interest was not into creating more “garage Kubricks” — newly minted cinematographers making masterpieces on their laptops — but rather to help photographers learn to create a series of pictures that tell stories. When combined with audio, these stories would have a depth, grace and fluidity only made possible by our multiplatform world.

Photo essays are a great way of marrying photos with narrative, and so are audio slideshows. Below, I’ve listed five types of photos that make for strong photo stories. I’ve also included related examples from an NPR project about the impact of the stimulus bill on a rural health clinic.

Shot one: The scene setter

Where is your story taking place, and what does it look like? Is it a building, a town, an old southwestern graveyard? Place your audience in the action by taking a photo that shows it all.

This image sets the scene for a story about a health clinic in a rural town. John Poole/NPR

Shot two: The medium shot

Let’s start to hone in on the spot of your action; the area of the building or town or graveyard where your subjects are. This shot narrows your story’s field of view and should bring you closer in.

This photo shows us where the story’s source is. John Poole/NPR

Shot three: The portrait

If things go south and you can only come back with one photo, this should be it. Who is your main subject and what does he or she look like? This can be a traditional head and shoulders shot or a wider shot that shows the person’s surroundings.

It’s always best to take a variety of portrait shots, as photos of your subject will probably be used more than once in a good audio/visual presentation. Also, if your subject is a thing and not a person, capture it. A great series of electron microscope portraits might be just what you need.

From this portrait, we can see what the source — & his furry companion — look like. John Poole/NPR

Shot four: Capturing detail

This is the shot that is often forgotten. Detail shots work especially well for transitions, but can have great storytelling potential all their own. What are the pictures on someone’s desk? What books are they reading? What’s that post card they have tacked to the wall? All of these things tell us a little bit about our subject and are great elements to have in a photo essay or multimedia presentation.

The detail in this photo helps illustrate the topic of the story. John Poole/NPR

Shot five: Capturing action

Action shots show your subject doing something — ideally the thing you are reporting on. This is the shot some photographers spend an entire shoot trying to perfect, often amounting to the same shot being taken 30 times. Photos of your subject in action are essential in audio/visual pieces, but they are not the only pictures you need. If you get the other four shots and not this one, you’ll still have a solid photo essay.

I advise getting the others in the can and then working on this shot. That way, you have a strong foundation to support your story, and your action shots will be the icing on the cake. 

Action shots add movement to your story. John Poole/NPR

Four or five pictures might be enough for a photo essay gallery. For audio slideshows or video, however, you’ll want multiple options for each of these photo types.

With any luck, and a bit of talent, you’ll end up with a photo essay that would do Smith proud.

Reference: http://www.poynter.org

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 10:47  توسط M.M.M | 

سوژه های جالب با هنر عکاسی

 

عکس های زیر فتوشاپی نیستند

 

ولی هنر عکاس و انتخاب زوایا از دریچه دوربین با کاربرد تکنیک پرسپکتیو

 

حاصل سوژه هایی جالب و دیدنیست که در این پست مشاهده می کنید

 

سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



 

 

سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



 

سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com




سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com


سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com


 


سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com


 


سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com


 


سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com




سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com

منبع: http://RadsMs.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 22:28  توسط M.M.M | 
 

     

عصر مس ، برنز و آهن در ایران

 
 

منبع:

Bronze in Archaeology: A Review of the
Archaeometallurgy of Bronze in Ancient Iran
Omid Oudbashi1, S. Mohammadamin Emami1,2 and Parviz Davami3
1Faculty of Conservation, Art University of Isfahan,
2Institut fur Bau- und Werkstoffchemie, Universitaet Siegen,
3Faculty of Materials Science and Engineering, Sharif University of Technology,
2Germany
1,3Iran

 

اولین دوره نوسنگی در ایران از 8500 پ م با ساخت سفال دستی بدون چرخ شروع شد. دوره های بعدی نوسنگی دوره های مس، برنز و آهن خوانده میشند. در عصر برنز شهرها پدید آمدند.عصر مس در ایران از 550 تا 3300 پ م آغاز شد. از 330 پ م تا 1500 پ م ایران عصر برنز را تجربه کرده است. عصر آهن در ایران از 1500 پ م تا 550 پ م بوده که در مجموع ایران چند قرن زودتر از همسایه هایش وارد این مرحله شده است. تا قرن نهم پیش از میلاد استفاده و ساخت آهن در همه جای ایران همه گیر نشده بود. از 550 پ م تا 641 میلادی دوره تاریخی خوانده میشود که در فلات ایران امپراتوریهای بزرگی پدید آمده اند.

اولین ابزار مسی کشف شده در ایران به حدود 10000 سال پیش برمیگردد و در دهلران کشف شده است. یکی از مکانهایی که در آن از مس ابزار درست میشده تپه علی کش است که به تازگی زمان آنرا بین هزاره هشتم تا هفتم پیش از میلاد تخمین زده اند. همچنین در تپه زاغه و چغا سفید نیز آثاری از مس ابتدایی بومی منطقه دیده شده است. در دوره های بعدی بسیاری از مناطق ایران مانند تل موشکی، تولید ابزار مسی را تجربه کردند که همه آنها از مس بومی منطقه خود استفاده میکردند.در هزاره پنجم و چهارم پیش از میلاد تجزیه و تصفیه مس پدیدار شد. در این دوره توانستند آرسنیک را از مس جدا کنند. دو معدن بسیار بزرگ مس را از دوره پیش از تاریخ یکی در نزدیکی انارک و دیگری در نزدیکی تپه حصار میشناسیم. در هزاره پنجم پیش از میلاد تصفیه مس در مناطق مختلفی از ایران دیده میشود مانند: تپه قبرستان، سیلک، تپه حصار، شوش و آریسمان.در هزاره چهارم پیش از میلاد تولید آلیاژ مس و آرسنیک به طور گسترده در فلات ایران صورت گرفت. با افزودن قلع به مس آلاژی پدید آمد که هم محکم بود و هم به راحتی قابل شکل دادن بود. در هزاره چهارو و سوم پیش از میلاد برنز از این طریق در فلات ایران تولید شد. قدیمی ترین مدرک تولید برنز در ایران مربوط به آثار کشف شده از کله نثار لرستان است. در سایتهای دیگری چون شوش، سیلک، تپه حصار و تپه گیان نیز تولید برنز در هزاره سوم پیش از میلاد انجام میشده است. 
در معادن قلع، مس نیز وجود دارد. احتمالا اولین تولید کنندگان برنز بر پایه یک اتفاق از حاصل ترکیل قلع و مس مطلع شده اند و توانسته اند برنز تولید کنند. پس از آن توانسته اند به آن استحکام بیشتر دهند و آنرا به رنگهای مختلف درآورند. احتمالا اولین تولیدکنندگان برنز فقط در همین حد میدانسته اند که تولید ابزار بعضی معادن مرغوبتر است و آنها دلیل آنرا نمیدانستند.
منطقه افغانستان معادن بسیار وسیع قلع دارد. احتمالا در دوره پیش از تاریخ قلع فلات ایران از افغانستان تامین میشده و نه از آناتولی زیرا ارتباط فرهنگی با این منطقه گسترده تر از آناتولی بوده است. در کویر لوت و کویر مرکزی ایران نیز قلع وجود دارد ولی مدرکی از اینکه در اذربایجان در دوره باستان قلع استخراج میشده هنوز وجود ندارد. معادن قلع ده حسین زاگرس نیز در تولید برنز استفاده میشده است. در دوره آهن، دیلمان و گیلان مراکزی بودند که هنوز برنز تولید میکردند. در تپه مارلیک که آنرا بین هزاره دوم تا اول پیش از میلاد تخمین زده اند آثار بسیار دیدنی برنزی دیده میشود. در حسنلو نیز آثار بسیار ظریف برنزی کشف شده که در دوره آهن ساخته شده اند. اما معروفترین آثار برنزی ایران مربوط به منطقه لرستان است. این آثار هنری زیبا در دوره آهن تولید شده اند.از سال 1920 میلادی آثار بسیار زیاد مفرغی از لرستان به دست آمده و در این منطقه حفاریهای علمی محدودی انجام شده است و اکثرا حفاریها به قصد فروش آثار عتیقه بوده است. در سرخدم لکی ،بلگیان، پشت کوه و سنگتراشان حفاریهای با ارزشی توسط باستان شناسان انجام شده است. آثار برنزی لرستان بسیار متنوع و در طرحها و کاربردهای وسیعی تولید شده اند. 
تولیدات فلزی دوره ایلامی نیز بسیار با ارزشند. یکی از معروفترین آثار این دوره مجسمه ملکه ناپیر آسو است که در قرن چهاردهم پیش از میلاد درشوش ساخته شده است. این مجسمه مهارت سازندگان آنرا در استفاده از برنز به نمایش گذاشته است. مثال دیگر اثر معروف به سیت شمشی است که یک مراسک مذهبی را نشان میدهد.

 
     
تصویر: اطلس تاریخ ایران
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:50  توسط M.M.M | 
 

     
ايران در دوران فرا پارينه سنگي -گرد آوري غذا 16000تا12000 پيش در ايران
 
 

 

 

 

در اين دوره انسان علاوه بر غذايي كه براي خوردن فراهم ميكرد مقداري را نيز ذخيره ميكرد. عمل ذخيره سازي اكثرا با مواد غذايي كه منشا گياهي داشتند انجام ميگرفت،مانند غلات و حبوبات. در اين دوره از داس براي دروي محصولات طبيعي گياهي استفاده شد و عمل انتقال تجربه از نسلي به نسل بعد راحتتر انجام گرفت. اختراع داس نوعي تحول به وجود آورد و انسان كم كم وارد دوره نوسنگي شد.انسانها كوچ روي را كنار گذاشتند و ساكنين دايمي روستاها شدند و نظام اجتماعي كامل تري ايجاد كردند و به سوي تمدن امروزي قدم برداشتند.دوران گرد آوري غذا را دوران فراپارينه سنگي مينامند. اين دوران در ايران به نام زارزي شناخته ميشود و از شانزده هزار سال پيش تا دوازده هزار سال پيش ادامه دارد تا اينكه انسان وارد دوره توليد غذا ميشود .از ويژگيهاي ابزار اين دوره استفاده از ريز تيغه ها ميباشد كه عمدتا شكل هندسي دارند. ديگر مشخصه آن تركيب سنگ با اجناس ديگر مانند چوب و استخوان است كه به عنوان دسته برش دهنده ها استفاده ميشد.دانه هاي غلات را با سنگهاي ساب آسياب ميكردند.از صدف و سنگ لوازم تزييني ميساختند و از استخوان ابزاري مانند درفش.از اين دوره غار پاسنگر لرستان ، غار گمیشان،غار خر و ورواسي كرمانشاه، چهار غار در دره هليلان هرسين مناطقي در خوزستان و مرودشت فارس مورد مطالعه قرار گرفته‌اند

 

 

 

 

     
منبع : ايران در پيش از تاريخ اثر دكتر ص م شهميرزادي
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:49  توسط M.M.M | 
 

     
 

 

مناطق پارينه سنگي ايران

 
 













 



مناطق پارينه سنگي جديددوره زيرين 
شمال شرق ايران در بستركشف رودخراسان، نزديك روستاي بقبقو 
شمال غرب ايران در مثلث تبريز،مراغه و ميانه
جنوب شرق ايران در لديز سيستان
حومه كرمانشاه در كاگيا

مناطق پارينه سنگي جديددوره مياني 
هفده غار و پناهگاه سنگي در اطراف خرم آباد مانند غار كنجي،قمري،ارجنه،كه آثار آنها متعلق به پنجاه هزار تا سي و هشت هزار سال پيش است
كوهدشت لرستان و نزديكي كوه سرساهون،مانند هوميان كه اين منطقه در ارتفاع دو هزار متري از دريا قرار دارد و احتمالا فقط در تابستان استفاده ميشده است
دره هوليلان در كنار رود سميره كه هفت محل در آنجا شناسايي شده است. دو محل پناهگاه سنگي و بقيه محلهاي باز هستند و نزديك پل باريك قرار دارند
غرب درياچه اروميه نزديك شهر اروميه در غار تمتمه كه در ارتفاع 1500 متري از سطح دريا قرار دارد و احتمالا فقط در فصل گرما مانند تابستان استفاده ميشده است 
اطراف كرمانشاه مانند غار بيستون ،غار خر ،پناهگاه سنگي ورواسي، غارهاي مر تاريك ،مر آفتاب ، مردودر. دو محل ديگر نيز در نزديكي هرسين كرمانشاه كشف شده اند
ساير محلهاي مهم ديگر عبارتند از يك محل نزديك جهرم، اشكفت گاوي در كنار رود كور فارس،غار كه آرام در شمال ايران، غار خونيك نزديك بيرجند، تل ابليس كرمان ، حوالي تهران ، در حوضه مسيله ورامين جنوب تهران 
اين آثار از يكصد هزار سال پيش تا هشتاد هزار سال پيش ميباشند

مناطق پارينه سنگي جديددوره زبرين
غارهاي خر، يافته ،ارجنه ، پناهگاه سنگي ورواسي پاسنگر ،در غرب ايران اشكفت قادي بر مي شور در ساحل درياچه مهارلو همچنيناشكفت گاوي و در دره هوليلان در مار گورگلان سراب ،غار گاگل،سل مار،در مار، و ديگر نقاط 
آزمايشات انجام شده حدود سالهاي سي و هشت هزار سال تا بيست هزار سال پيش تخمين زده اند

غار و تپه هاي پيش از تاريخ ايران

شهر دقيانوس هزاره پنجم پ م تا هخامنشي 
تپه حاجي فيروز هزاره هشتم پ م 
تپه موشلان هزاره هفتم و ششم پ م 
تپه ازبكي هزاره هفتم و ششم پ م 
قره تپه هزاره شش وپنج ش م 
تپه شورابه فلات عتيق 
تپه هاي شوش هزاره دهم پ م تا امروز 
سيلك از هزاره هفتم پ م 
تپه عبد الحسين هزاره دهم تا هفتم ش م
تپه سراب هزاره دوازدهم تا دهم پ م 
تپه يحيي هزاره پنجم پ م 
تپه تولايي سوزياناي عتيق 
ياريم تپه هزاره پنجم پ م 
چشمه علي ري از هزاره هفتم پ م 
پناهگاه ورواسي هزاره پنجم پ م 
غار علي تپه هزاره يازدهم پ م 
غار سهولان همه دوره ها 
منطقه باستاني يري هزاره اول پيش از ميلاد 
ويند كلخوران دخمه هاي پيش از تاريخ 
تپه دينخواه هزاره سوم پ م 
حمام سنگی گیوی-نامشخص
 
غار تمتمه پارینه سنگی میانی

تپه علي كش هزاره نهم تا ششم پ م 
تپه چغابنوت هزاره هفتم تا سوم پ م 
تپه چغاميش دوره سوزياي عتيق تا هخامنشي 
نقش برجسته آنو باني ني 
2200 پ م 
تپه جعفر آباد دوره سوزيانا 
تپه سگابي هزاره هفتم تا سوم پ م 
شهر سوخته هزاره چهارم و سوم پ م 
سرخدم لكي هزاره اول پ م 
تپه موشكي هزاره هفتم پ م 
تپه گنج دره هزاره نهم تا هفتم پ م 
تپه گوران هزاره ششم پ م 
تورنگ تپه هزاره پنجم پ م 
يانيك تپه هزاره ششم پ م 
تپه خالصه هزاره ششم پ م 
دره هوليلان هزاره سوم پ م 
شهدادهزاره چهارم پ م 
گوهر تپه از هزاره سوم پ م 
كوهدشت هزاره پنجم پ م 
غار كرفتو 
از پيش از ماه تا ساساني 
كلاردشت-هزاره دوم پ م 
كردلر تپه - هزاره چهارم پ م 
قلی درویش
هزاره پنجم پ م 
قلعه کش دابوشت-هزاره سوم تا اول پ م

غار آرنیهزاره چهارم پیش از میلاد
آق تپه 
هزاره اول پ م تا هخامنشي 
دالما تپه هزاره پنجم و چهارم پ م 
گودين تپه هزاره ششم پ م 
تپه حسنلو هزاره ششم پ م تا 250 پ م 
غار هوتووكمربند هزاره دهم تا پنجم پ م 
تپه مارليك هزاره اول پ م 
تپه پيزدلي هزاره چهارم پ م 
تل ابليس هزاره پنجم پ م 
تل باكون هزاره ششم پ م 
تپه باباجان هزاره سوم پ م 
تل جري هزاره ششم پ م 
تپه حصار از هزاره هفتم پ م 
تپه گيان 
از هزاره چهارم پ م 
تپه سبز دوره سوزيانا 
تپه زاغه از هزاره هفتم پ م 
تپه آنو از هزاره ششم پ م 
غار خر پارینه سنگی میانی
غار پبده پارینه سنگی
هفتوان - هزاره دوم پ م 
سگزآباد - هزاره دوم پ م 
تپه نورآباد
 هزاره چهارم پ م 
گوي تپه هزاره چهارم پ م 
تپه قبرستان قزوینهزاره پنجم پ م 
قبرستان کشیگهزاره سوم پ م

ماخذ : ايران در پيش از تاريخ اثر دكتر ص م شهميرزادي اطلس تاريخ ايران
     
اطلس تاريخ ايران
 

http://www.iranatlas

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:48  توسط M.M.M | 

عصر سنگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
 
 
سرنیزه ابسیدین

عصر سنگ یا عصر حجر دوره‌ای است که در آن فناوری در راستای فرگشت انسانی گسترده شده و زندگی انسانی از شرق آفریقا به سراسر جهان پراکنده گردید. این دوره با پیشرفت کشاورزی، رام‌کردن دام‌ها، و گداختن سنگ مس و فلزکاری به پایان رسید. از آنجا که نوشتن را آغاز تاریخ می‌دانند، عصر سنگ در دوره پیش از تاریخ جای‌می‌گیرد.

 

تاریخچه نام گذاری[ویرایش]

اصطلاح عصر سنگ را نخستین بار رومیان و چینیان باستان به کار برده‌اند. با این حال در سال ۱۸۱۹ کریستیان یورگنسن تامسن، نخستین موزه‌دار موزه ملی دانمارک، به هنگام ساماندهی مجدد اشیای موزه اش، تصمیم گرفت آن‌ها را براساس مواد معمول به‌کار رفته در زمان ساختشان بچیند. تامسن آثار موزه اش را سه بخش کرد: عصر سنگ، عصر مفرغ و عصر آهن.[۱]

پارینه‌سنگی و میان‌سنگی[ویرایش]

عصر سنگ کهن یا دوره پارینه‌سنگی بیش از یک میلیون سال به درازا کشید و در درازای این زمان تغییرات آب و هوایی‌ای رخ داد که اثر بسیاری بر فرگشت انسان گذارد. ریخت‌شناسی واژگانی انسان‌ها نیز از این دوره تا گذر از بخش‌های نزدیک‌تر عصر سنگ نمو نمود.

بازه زمانی میان پایان عصر یخ میان ۱۰ تا ۶ هزار سال به درازا انجامید و ویژگی آن پدید آمدن دریاها و تغییرات محیطی و نیاز به یافتن منبع‌های خوراکی تازه بود. گسترش و پیشرفت ابزارهای ظریف سنگی واکنشی به این نیاز بود. این ابزارهای پیشرفته، ابزارهای دوره پارینه‌سنگی بود. در اروپا این ابزارها در دوره میان‌سنگی از خاور نزدیک کهن بدانجا برده‌شده‌بود. این ابزارها شکار را پیشرفته‌کرده و ماهی‌گیری را ممکن ساخت. رام کردن سگ برای شکار، محصول این دوران است.

نوسنگی[ویرایش]

 
سفالی از دوره جومون در ژاپن، این سفال دومین سفال کهنی‌است که تاکنون یافت‌شده‌است.

دوره نوسنگی یا عصر سنگ نو با کاربرد کشاورزی شناخته می‌شود، برای این ویژگی گاه این دوره را انقلاب نوسنگی نیز می‌خوانند. همچنین کوزه‌گری در این زمان گسترش یافت و زیستگاه‌های انسانی بزرگ‌تری همانند اریحا و چاتال هویوک پدید آمد. نخستین فرهنگ‌های نوسنگی در ۸۰۰۰ (پیش از میلاد) در هلال بارور آغاز شدند. از آنجا بود که کشاورزی و فرهنگ به کرانه مدیترانه، دره سند، چین و جنوب شرقی آسیا گسترده‌شد.

 
اسکارا بری در اسکاتلند، روستای نوسنگی اروپایی

به دلیل گسترش کشاورزی و نیاز به خرمن و فرآیند کاشت، ساخت و تراش ابزارهای سنگی که به کار تیزکردن، ساطوری‌کردن، بریدن و تیشه‌زدن می‌آمد گسترش یافت. نخستین گواهی‌ها برای بودن بازرگانی در این دوره‌است. کالاهای گوناگون صدها میل آنسوتر برده می‌شدند. یک نمونه خوب برای یک دهکده دوره نوسنگی اسکارا بری در جزیره اورکنی در اسکاتلند است. این اجتماع دارای بسترهای سنگی، طاقچه سنگی و حتا آبریزنگاهی خانگی و پیوسته به یک جوی بود.

خوراک و نوشیدنی در عصر سنگ[ویرایش]

خوراک مردمان این دوران از سوی شکارچیان و گردآورندگان و از گیاهان و گوشت جانوران فراهم می‌گشت. مردمان این دوره به بخش‌هایی از تن جانوران مانند جگر؛ قلوه و مغز دلبسته بودند. خوراک روزانه اینان سرشار از کربوهیدراتی بود که از بنشن و یا حبوبات به دست می‌آمد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دوسوم انرژی مورد نیاز مردمان آن دوران از گوشت به دست می‌آمد. این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که آنان نیز مانند مردمان کنونی از چربی پرهیز می‌کرده‌اند ولی نه به همین نسبت کنونی.

گمان برده‌می‌شود که نخستین مصرف شراب که از ترش‌شدن انگورهای وحشی ساخته شده‌بوده در این دوره رخ داده‌شده‌باشد.

سرپناه[ویرایش]

دو میلیون سال پیش در شرق آفریقا نخست سازه انسانی پدید آمد که عبارت بود از ستون‌هایی سنگی که شاخه‌های درختان را مانند بام نگاه می‌داشتند. سازه سنگی گرد ساده‌ای که در ترا آماتا در نزدیک نیس فرانسه یافت‌شده به ۵۰۰هزار سال پیش بازمی‌گردد. جز این سازه‌های سنگی دیگری که زیستگاه مردمان آن دوران شمرده‌می‌شده در جای‌جای جهان یافت شده‌است. شماری از آنها در پی می‌آیند:

  • ساختاری سنگی چادر مانند در درون غاری در نزدیکی گروت دولازاره در نیس فرانسه
  • ساختاری سنگی با بامی از چوب یافت شده در دولنی وستونیتسه چکسلواکی، از ۲۳ پیش از میلاد مسیح
  • کلبه‌های بسیاری ساخته شده از استخوان ماموت در اروپای خاوری و سیبری
  • چادری از پوست جانوران از ۱۵ هزار ۱۰هزار پیش از زایش عیسی در پلاتو پارن فرانسه
  • نیایشگاه‌هایی دارای چند اتاق و یا تک‌اتاقه و دارای چندین ستون، از آسیا تا اروپا

نقش بر روی سنگ‌ها[ویرایش]

 
بیمبتکای در هندوستان، نگاره‌ای بر تخته‌سنگ، یک میراث جهانی ثبت‌شده از سوی یونسکودر

دوره پارینه‌سنگی نگاره‌های بر روی دیواره غارها کمیاب‌هستند. این نقش‌ها دربرگیرنده جانورانی مانند گربه‌سان و کرگدن می‌باشد. نمونه این اثرها را می‌توان در غار شووه دید. سنگ‌نگاره‌های این غار به ۳۱هزار سال پیش از میلاد بازمی‌گردند. غار آلتامیرا در اسپانیا به ۱۴ تا ۱۲ هزار سال پیش از میلاد بازمی‌گردد و نقاشی‌های آن دربردارنده نگاره‌هایی از گاومیش کوهان‌دار آمریکایی‌است.

منابع[ویرایش]

  • نویسندگان ویکی‌پدیای انگلیسی، Stone Age. (نسخه ۲۸ آوریل ۲۰۰۷)
  1. پرش به بالا پاتریشیا د.نتسلی. عصر حجر. ترجمه عسکر بهرامی.تهران: ققنوس، ۱۳۸۱
تقسیم‌بندی سه‌گانه اعصار
عصر تاریخی
دوره لاتن   نیاتاریخی
دوره هالشتات
عصر آهن
  پسین  
میانه
پیشین
عصر برنز
دوران نوسنگی عصر مس  
نوسنگی با سفال پیشاتاریخ
نوسنگی بی‌سفال ب.
نوسنگی بی‌سفال آ.
میان‌سنگی میان‌سنگی
پارینه‌سنگی پسین
میانه
پیشین
عصر سنگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:46  توسط M.M.M | 

  موزه ملی ایران ابزار شکار نئاندرتال ها (انسان های اولیه) ایرانی را که در کاوش های پارینه سنگی در دهه های اخیر به دست آمده، به نمایش گذاشته است.

مجله علمی دانش روز، که به تازگی در ایران و به زبان فارسی منتشر شده، به همین مناسبت گزارشی از یافته های اخیر درباره انسان های اولیه در ایران و نحوه زندگی آنها را با عنوان "نئاندرتال های ایرانی بیدار می شوند" به چاپ رسانده که جزئیات تازه ای از زندگی این موجود را نشان می دهد.

بقایای انسان نئاندرتال در ایران، نخستین بار در پاییز سال ۱۳۲۸، توسط یک دیرینه شناس آمریکایی به نام کارلتون کوون، در غارهای بیستون کشف شد، اما تلاش های اخیر پژوهشگران برای دست یابی به نحوه زندگی انسان های اولیه به یافته های تازه ای از این جانداران در ایران انجامیده است.

به نوشته این مجله، ردپای نئاندرتال های ایرانی که آخرین آنها تا سی هزار سال قبل در غارهای آهکی زاگرس سکونت داشتند، در کاوش های اخیر در غارهای قلعه بزی در اصفهان، کشف شده که اسرار تازه ای از زندگی آن ها در فاصله بین ۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش با خود دارد.

سکونتگاه

فریدون بیگلری مسئول بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، که دکترای این رشته را از دانشگاه بوردو فرانسه اخذ کرده، به مجله دانش روز گفته که دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران و غرب آسیا همزمان با پراکنش انسان نئاندرتال در این مناطق است.

این دوره در فاصله بین ۲۵۰ تا ۲۰۰ هزار سال پیش، شروع و در حدود ۴۰ هزار سال پیش به پایان می‌رسد. این دوره با چندین دوره کوتاه گرم و دوره‌های یخچالی طولانی و سرد، مصادف است. با توجه به مطالعات انجام شده در ایران، متوسط دما در آخرین دوره یخچالی در البرز و زاگرس ۵ درجه پایین‌تر از متوسط دمای زمان حال بوده است.

قدیمی‌ترین آزمایش سال یابی انجام شده در مکان‌های پارینه سنگی ایران، مربوط به منطقه همیان، در شمال کوهدشت در لرستان استاین پناهگاه در سال ۱۳۴۸ توسط باستان شناس بریتانیایی چارلز مکبرنی، کاوش شد که در آن مجموعه‌ای از بقایای جانوران شکار شده و دست ساخته‌های سنگی این دوره یافت شده است.

جدید‌ترین آثار نئاندرتال‌ها در ایران بر اساس نتایج چند آزمایش سال‌یابی، در غرب زاگرس و همچنین در شهرستان مبارکه اصفهان، یافت شده ‌است.

آقای بیگلری در کاوش‌های اخیرش در غارهای قلعه بزی در استان اصفهان، به آثار دوره پارینه سنگی میانی برخورده که بیشترین تراکم مکان‌های این دوره در غرب و جنوب زاگرس یافت شده‌است.

بیشترین مکان‌های کاوش شده در استان کرمانشاه و لرستان قرار دارند. در سایر نقاط ایران از جمله آذربایجان، قزوین، زنجان، ایلام، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، فارس، هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، یزد، خراسان و گلستان نیز مکان‌های زیادی شناسایی شده‌اند که سکونتگاه نئاندرتال ها بوده اند.

به گفته آقای بیگلری، شمار زیاد مکان‌های این دوره که بین ارتفاع ۱۰ تا بیش از ۲۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌، نشانگر توان بالای انطباق نئاندرتال با محیط‌های مختلف است.

به این ترتیب، نئاندرتال ‌های ایران در دوره طولانی حضور خود در ایران که احتمالاً نزدیک به یکصد هزار سال به‌طول انجامیده، خود را با انواع شرایط زیست محیطی، از جمله زندگی در مناطق بیابانی و کم آب وفق داده‌اند.

مطالعات دیرین اقلیم شناسی نشان می‌دهد که مرکز فلات ایران در این دوره اقلیم سرد و خشکی داشته‌است و برخلاف نظریات قدیمی، دارای دریاچه‌های متعدد و شرایط مطلوبی برای زیست نبوده‌است.

کشف دست‌ساخته‌های سنگیِ انسان‌های ندرتال در حاشیه کویر در نزدیکیِ کاشان و نطنز نشان می‌دهد که گروه‌های شکارگر و گردآورنده خوراک دوره پارینه سنگی میانی، اردوگاه‌های موقت خود را در نزدیکی چشمه‌ها برپا می‌کردند.

وجود چنین چشمه‌های دائمی در محیط نیمه‌بیابانی خشک و سرد این نواحی، باعث جلب گونه‌های مختلف جانوری و همچنین گروه‌های انسانی می‌شد که برای بقای خود به چنین منابع مهمی وابسته بودند.

از سوی دیگر، کشف دست‌ساخته‌های سنگی این دوره، در مناطق مرتفع کوهستانی در آذربایجان و چهارمحال و بختیاری، نشان می‌دهد که در دوره‌هایی که شرایط اقلیمی مساعد‌تر بوده، نئاندرتال ‌ها به‌طور فصلی برای استفاده از منابع سنگ، به‌منظور ابزارسازی و همچنین شکار گله‌هایی چون بزکوهی، به ارتفاعات بالاتر از دو هزارمتر نیز صعود می‌کردند.

شکل و شمایل

به نوشته دانش روز، جمجمه نئاندرتال ‌ها در مقایسه با جمجمه انسان امروزی، بلند و دوکی شکل با سقفی کوتاه، پیشانی عقب رفته و کوتاه است که در جلو، به دو قوس برجسته ابرویی ختم می‌شود.

بینی آنها بزرگ و آرواره آنها فاقد برآمدگی چانه بود که باعث برجسته شدن کلی بخش میانی صورت می شده است.

در استخوان‌بندی تنه و اندام آنها نیز تفاوت‌هایی با انسان امروزی دیده می‌شود که خصوصا در شکل قفسه سینه و لگن آشکار استنئاندرتال ها در مقایسه با انسان امروزی، نسبتا کوتاه قد بوده‌اند و میانگین طول قامت آنها در مردان ۱۶۴ و در زنان ۱۵۵ سانتیمتر و میانگین وزن ۶۵ کیلوگرم در مردان و ۵۴ کیلوگرم در زنان بوده است.

بدن آنها از ساختاری قوی و عضلانی برخوردار بود. پاها و ساعد آنها در مقایسه با تنه کوتاه بود.

طبق نظر شماری از دیرین انسان‌شناسان، این ویژگی‌ها حاصل انطباق دراز مدت با محیط سرد و خشک دوره یخبندان است که به نئاندرتال‌ها قابلیت حفظ گرما در بدن و شانس بقای بیشتر در شرایط خشن و یخبندانی آن دوره را می‌داده است.

مطالعات جدید ژنتیکی نشان داده که نئاندرتال ها و نسل های اولیه انسان‌های امروزی، در فاصله بین حدود ۸۰ تا ۵۰ هزار سال پیش آمیزش و پیوند داشته‌اند که در نتیجه آن، بین یک تا چهار درصد ژن ندرتال‌ها همچنان در انسان‌های امروزی ساکن آسیا و اروپا دیده می‌شود.

از نکات جالب توجه دیگر که حاصل تحقیقات و پژوهش های میدانی تازه در ایران است این که آثار استفاده نئاندرتال ها از آتش، به شکل قطعات ذغال و لایه‌های خاکستر در چندین مکان کاوش شده مربوط به این دوره در غار کنجی، غار قلعه بزی و چند مکان دیگر یافت شده است.

به گفته فریدون بیگلری، در غرب زاگرس و در کردستان عراق نیز، آثار لایه‌های خاکستر در کاوش ‌های دوره پارینه سنگی میانی، در غار شانیدر یافت شده‌است.

کاوش‌های اخیر در غار قلعه بزی در نزدیکی اصفهان، به شناسایی لایه‌های خاکستر و ذغال با ضخامت نزدیک به یک متر منجر شده‌ که به گفته آقای بیگلری، نشان‌دهنده استفاده متوالی از اجاق در این مکان، توسط ندرتال‌ها است.

مطالعه چند نمونه ذغال از این لایه، نشان می دهد که از چوب درخت پسته، بید و احتمالا سپیدار به‌عنوان هیزم استفاده می شده است.

شکار و تغذیه

تنوع گونه‌های شناسایی شده شکارها توسط نئاندرتال‌ها، نشان می دهد که آنها هم در محیط های باز و هم در دشت های استپی و هم در مناطق کوهستانی به شکار می‌پرداختند. به گفته آقای بیگلری، احتمالا شمار گونه‌هایی مثل گوزن یا گاو وحشی در دوره‌های گرمتر افزایش می‌یافت و در دوره‌های سردتر، گله‌های انطباق یافته با استپ‌های کم‌درخت در دسترس شکارچیان بوده است.

مطالعات انجام شده بر روی مجموعه‌های استخوان جانوران دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران، نشان می‌دهد که شکارگران آن عصر بیشتر به شکار علفخواران بزرگ و متوسط جثه مثل اسب و گورخر، گاو وحشی، بزکوهی، میش وحشی و آهو می‌پرداختند.

در مواردی نیز نشانه های یافت شده حاکی از تمرکز شکارگران بر یک گونه خاص، مثل گورخر یا بزکوهی است. یکی از این موارد جالب توجه، به گفته مدیر بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، غار قبه در شمال شهر کرمانشاه است که در سال ۱۳۳۹ توسط بروس هاو، باستان‌شناس آمریکایی کاوش شد.

در نتیجه این کاوش، بقایای سکونت پارینه‌سنگی میانی، شامل دست‌ساخته‌های سنگی و استخوان حیوانات، یافت شده است.

مطالعه استخوان‌های جانوری غار قبه نشان می‌دهد که استخوان بزکوهی و میش وحشی، بالاترین درصد را در مجموعه دارد. بازسازی و سرهم کردن قطعات تنه استخوان‌های بلند، روشن ساخته که شمار بیشتر قطعات استخوان، مربوط به ران و بازو است که بیشترین حجم گوشت و مغز استخوان را دارد.

این موضوع نشان‌دهنده آن است که ساکنان غار قبه پس از شکار، قسمت‌های پر گوشت لاشه را به درون غار حمل می‌کردند.

انسان های نئاندرتال که نشانه های آن ها در ایران یافت شده، اجساد مردگان خود را در کف غارها دفن می کردند که به دلیل محیط قلیایی داخل این غارها، اسکلت آنها حفظ شده و کمک شایانی به دیرینه شناسان در شناخت انسان های اولیه و نحوه زیست آنها در ایران کرده است.

موسسه جغرافیایی ملی آمریکا بر اساس اسکلت های یافت شده در کاوش غاز شانیدر کردستان، تصویر انسان نئاندرتال کشف شده در ایران را بازسازی کرده است.

نگار نادری پور هم به نوشته مجله دانش روز، تصویر نئاندرتال ایرانی را بازسازی کرده که در موزه بندرعباس به نمایش در آمده است.

http://earth4all.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:44  توسط M.M.M | 

  موزه ملی ایران ابزار شکار نئاندرتال ها (انسان های اولیه) ایرانی را که در کاوش های پارینه سنگی در دهه های اخیر به دست آمده، به نمایش گذاشته است.

مجله علمی دانش روز، که به تازگی در ایران و به زبان فارسی منتشر شده، به همین مناسبت گزارشی از یافته های اخیر درباره انسان های اولیه در ایران و نحوه زندگی آنها را با عنوان "نئاندرتال های ایرانی بیدار می شوند" به چاپ رسانده که جزئیات تازه ای از زندگی این موجود را نشان می دهد.

بقایای انسان نئاندرتال در ایران، نخستین بار در پاییز سال ۱۳۲۸، توسط یک دیرینه شناس آمریکایی به نام کارلتون کوون، در غارهای بیستون کشف شد، اما تلاش های اخیر پژوهشگران برای دست یابی به نحوه زندگی انسان های اولیه به یافته های تازه ای از این جانداران در ایران انجامیده است.

به نوشته این مجله، ردپای نئاندرتال های ایرانی که آخرین آنها تا سی هزار سال قبل در غارهای آهکی زاگرس سکونت داشتند، در کاوش های اخیر در غارهای قلعه بزی در اصفهان، کشف شده که اسرار تازه ای از زندگی آن ها در فاصله بین ۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش با خود دارد.

سکونتگاه

فریدون بیگلری مسئول بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، که دکترای این رشته را از دانشگاه بوردو فرانسه اخذ کرده، به مجله دانش روز گفته که دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران و غرب آسیا همزمان با پراکنش انسان نئاندرتال در این مناطق است.

این دوره در فاصله بین ۲۵۰ تا ۲۰۰ هزار سال پیش، شروع و در حدود ۴۰ هزار سال پیش به پایان می‌رسد. این دوره با چندین دوره کوتاه گرم و دوره‌های یخچالی طولانی و سرد، مصادف است. با توجه به مطالعات انجام شده در ایران، متوسط دما در آخرین دوره یخچالی در البرز و زاگرس ۵ درجه پایین‌تر از متوسط دمای زمان حال بوده است.

قدیمی‌ترین آزمایش سال یابی انجام شده در مکان‌های پارینه سنگی ایران، مربوط به منطقه همیان، در شمال کوهدشت در لرستان استاین پناهگاه در سال ۱۳۴۸ توسط باستان شناس بریتانیایی چارلز مکبرنی، کاوش شد که در آن مجموعه‌ای از بقایای جانوران شکار شده و دست ساخته‌های سنگی این دوره یافت شده است.

جدید‌ترین آثار نئاندرتال‌ها در ایران بر اساس نتایج چند آزمایش سال‌یابی، در غرب زاگرس و همچنین در شهرستان مبارکه اصفهان، یافت شده ‌است.

آقای بیگلری در کاوش‌های اخیرش در غارهای قلعه بزی در استان اصفهان، به آثار دوره پارینه سنگی میانی برخورده که بیشترین تراکم مکان‌های این دوره در غرب و جنوب زاگرس یافت شده‌است.

بیشترین مکان‌های کاوش شده در استان کرمانشاه و لرستان قرار دارند. در سایر نقاط ایران از جمله آذربایجان، قزوین، زنجان، ایلام، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، فارس، هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، یزد، خراسان و گلستان نیز مکان‌های زیادی شناسایی شده‌اند که سکونتگاه نئاندرتال ها بوده اند.

به گفته آقای بیگلری، شمار زیاد مکان‌های این دوره که بین ارتفاع ۱۰ تا بیش از ۲۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌، نشانگر توان بالای انطباق نئاندرتال با محیط‌های مختلف است.

به این ترتیب، نئاندرتال ‌های ایران در دوره طولانی حضور خود در ایران که احتمالاً نزدیک به یکصد هزار سال به‌طول انجامیده، خود را با انواع شرایط زیست محیطی، از جمله زندگی در مناطق بیابانی و کم آب وفق داده‌اند.

مطالعات دیرین اقلیم شناسی نشان می‌دهد که مرکز فلات ایران در این دوره اقلیم سرد و خشکی داشته‌است و برخلاف نظریات قدیمی، دارای دریاچه‌های متعدد و شرایط مطلوبی برای زیست نبوده‌است.

کشف دست‌ساخته‌های سنگیِ انسان‌های ندرتال در حاشیه کویر در نزدیکیِ کاشان و نطنز نشان می‌دهد که گروه‌های شکارگر و گردآورنده خوراک دوره پارینه سنگی میانی، اردوگاه‌های موقت خود را در نزدیکی چشمه‌ها برپا می‌کردند.

وجود چنین چشمه‌های دائمی در محیط نیمه‌بیابانی خشک و سرد این نواحی، باعث جلب گونه‌های مختلف جانوری و همچنین گروه‌های انسانی می‌شد که برای بقای خود به چنین منابع مهمی وابسته بودند.

از سوی دیگر، کشف دست‌ساخته‌های سنگی این دوره، در مناطق مرتفع کوهستانی در آذربایجان و چهارمحال و بختیاری، نشان می‌دهد که در دوره‌هایی که شرایط اقلیمی مساعد‌تر بوده، نئاندرتال ‌ها به‌طور فصلی برای استفاده از منابع سنگ، به‌منظور ابزارسازی و همچنین شکار گله‌هایی چون بزکوهی، به ارتفاعات بالاتر از دو هزارمتر نیز صعود می‌کردند.

شکل و شمایل

به نوشته دانش روز، جمجمه نئاندرتال ‌ها در مقایسه با جمجمه انسان امروزی، بلند و دوکی شکل با سقفی کوتاه، پیشانی عقب رفته و کوتاه است که در جلو، به دو قوس برجسته ابرویی ختم می‌شود.

بینی آنها بزرگ و آرواره آنها فاقد برآمدگی چانه بود که باعث برجسته شدن کلی بخش میانی صورت می شده است.

در استخوان‌بندی تنه و اندام آنها نیز تفاوت‌هایی با انسان امروزی دیده می‌شود که خصوصا در شکل قفسه سینه و لگن آشکار استنئاندرتال ها در مقایسه با انسان امروزی، نسبتا کوتاه قد بوده‌اند و میانگین طول قامت آنها در مردان ۱۶۴ و در زنان ۱۵۵ سانتیمتر و میانگین وزن ۶۵ کیلوگرم در مردان و ۵۴ کیلوگرم در زنان بوده است.

بدن آنها از ساختاری قوی و عضلانی برخوردار بود. پاها و ساعد آنها در مقایسه با تنه کوتاه بود.

طبق نظر شماری از دیرین انسان‌شناسان، این ویژگی‌ها حاصل انطباق دراز مدت با محیط سرد و خشک دوره یخبندان است که به نئاندرتال‌ها قابلیت حفظ گرما در بدن و شانس بقای بیشتر در شرایط خشن و یخبندانی آن دوره را می‌داده است.

مطالعات جدید ژنتیکی نشان داده که نئاندرتال ها و نسل های اولیه انسان‌های امروزی، در فاصله بین حدود ۸۰ تا ۵۰ هزار سال پیش آمیزش و پیوند داشته‌اند که در نتیجه آن، بین یک تا چهار درصد ژن ندرتال‌ها همچنان در انسان‌های امروزی ساکن آسیا و اروپا دیده می‌شود.

از نکات جالب توجه دیگر که حاصل تحقیقات و پژوهش های میدانی تازه در ایران است این که آثار استفاده نئاندرتال ها از آتش، به شکل قطعات ذغال و لایه‌های خاکستر در چندین مکان کاوش شده مربوط به این دوره در غار کنجی، غار قلعه بزی و چند مکان دیگر یافت شده است.

به گفته فریدون بیگلری، در غرب زاگرس و در کردستان عراق نیز، آثار لایه‌های خاکستر در کاوش ‌های دوره پارینه سنگی میانی، در غار شانیدر یافت شده‌است.

کاوش‌های اخیر در غار قلعه بزی در نزدیکی اصفهان، به شناسایی لایه‌های خاکستر و ذغال با ضخامت نزدیک به یک متر منجر شده‌ که به گفته آقای بیگلری، نشان‌دهنده استفاده متوالی از اجاق در این مکان، توسط ندرتال‌ها است.

مطالعه چند نمونه ذغال از این لایه، نشان می دهد که از چوب درخت پسته، بید و احتمالا سپیدار به‌عنوان هیزم استفاده می شده است.

شکار و تغذیه

تنوع گونه‌های شناسایی شده شکارها توسط نئاندرتال‌ها، نشان می دهد که آنها هم در محیط های باز و هم در دشت های استپی و هم در مناطق کوهستانی به شکار می‌پرداختند. به گفته آقای بیگلری، احتمالا شمار گونه‌هایی مثل گوزن یا گاو وحشی در دوره‌های گرمتر افزایش می‌یافت و در دوره‌های سردتر، گله‌های انطباق یافته با استپ‌های کم‌درخت در دسترس شکارچیان بوده است.

مطالعات انجام شده بر روی مجموعه‌های استخوان جانوران دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران، نشان می‌دهد که شکارگران آن عصر بیشتر به شکار علفخواران بزرگ و متوسط جثه مثل اسب و گورخر، گاو وحشی، بزکوهی، میش وحشی و آهو می‌پرداختند.

در مواردی نیز نشانه های یافت شده حاکی از تمرکز شکارگران بر یک گونه خاص، مثل گورخر یا بزکوهی است. یکی از این موارد جالب توجه، به گفته مدیر بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، غار قبه در شمال شهر کرمانشاه است که در سال ۱۳۳۹ توسط بروس هاو، باستان‌شناس آمریکایی کاوش شد.

در نتیجه این کاوش، بقایای سکونت پارینه‌سنگی میانی، شامل دست‌ساخته‌های سنگی و استخوان حیوانات، یافت شده است.

مطالعه استخوان‌های جانوری غار قبه نشان می‌دهد که استخوان بزکوهی و میش وحشی، بالاترین درصد را در مجموعه دارد. بازسازی و سرهم کردن قطعات تنه استخوان‌های بلند، روشن ساخته که شمار بیشتر قطعات استخوان، مربوط به ران و بازو است که بیشترین حجم گوشت و مغز استخوان را دارد.

این موضوع نشان‌دهنده آن است که ساکنان غار قبه پس از شکار، قسمت‌های پر گوشت لاشه را به درون غار حمل می‌کردند.

انسان های نئاندرتال که نشانه های آن ها در ایران یافت شده، اجساد مردگان خود را در کف غارها دفن می کردند که به دلیل محیط قلیایی داخل این غارها، اسکلت آنها حفظ شده و کمک شایانی به دیرینه شناسان در شناخت انسان های اولیه و نحوه زیست آنها در ایران کرده است.

موسسه جغرافیایی ملی آمریکا بر اساس اسکلت های یافت شده در کاوش غاز شانیدر کردستان، تصویر انسان نئاندرتال کشف شده در ایران را بازسازی کرده است.

نگار نادری پور هم به نوشته مجله دانش روز، تصویر نئاندرتال ایرانی را بازسازی کرده که در موزه بندرعباس به نمایش در آمده است.

http://earth4all.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:44  توسط M.M.M | 
X
 

TAKAMOL

 

 

 

پیدایش انسان


به زبان ساده :پايه علم زيست شناسي در جهان امروز بر پايه اكتشافات داروين است ، بطوري كه در تمام دانشگاه هاي جهان ( حتي ايران ) علومي كه مربوط به زيست شناسي و جانور شناسي مي باشد تماما" بر مبناي اكتشافات و فرضيه هاي داروين تدريس مي شود ، در نتيجه علوم مختلف جانور شناسي عضوي جدا نا پذير از داروينيسم است به شكلي كه معمولا 3 تا 4 واحد در تمام دانشگاه ها در مورد كتابهاي داروين بطور اختصاصي تدريس مي گردد... اين نشانه اين است كه اولا" داروينيسم را جهان علمي امروز كاملا" پذيرفته و دوما" شناخت علوم جانور شناسي و زيست شناسي بدون در نظر گرفتن علوم داروينيسم غير ممكن است...پس اگر اهل علم هستيد و به آن اعتقاد داريد مطالب ذیل را به دقت بخوانيد....

پس مي توان بطور خاص گفت : كليه موجودات از ماده تشكيل شده اند و ماده از سلول ، ماده طبق خاصيت قانون بقاء ماده ،دائما" از صورتي به صورت ديگر تبديل مي شود. اين حالت را در موجودات زنده و در علم زيست شناسي جهش مولوكولها مي گويند . اين جهش و تغييرات در موجودات زنده معمولا" به سوي بهتر شدن مي باشد.جانوري كه از يك سلول به چند سلول جهش پيدا كرده هم مقاومتر است و هم مانا تر . اين جهش بخاطر بدست آوردن شرايط زيستي بهتر توسط همه ماده ها و سلولها اتو ماتيك انجام مي شود . اين بهتر شدن و پيشترفت را تكامل مي گويند.نمونه ساده اين تكامل نوزاد قورباغه است كه ابتدا بدون دست پا وبه شكل ماهي به دنيا مي آيد و نمي تواند در بيرون آب زندگي كند چون آب شش دارد. سپس بعد از يك هفته دست و پا در مي آور و باله هاي آن از بين مي روند و   سپس چشمهايش بزرگ شده و آب شش ها تبديل به شش مي شوند و قورباغه طي يك ماه تكامل مي يابد. اين اتفاق نيز طي چند ميليون سال براي انسان افتاده است.

مقاله زير مختصري از تحقيقاتی با خواندن كتب مختلفي از  چارلز داروين " است. چارلز رابرت داروین (۱۲ فوریه، ۱۸۰۹ - ۱۹ آوریل، ۱۸۸۲)دانشمند و زیست‌شناس انگلیسی و بنیانگذار نظریهٔ تکامل است
داروين يكصد و بيست و پنج سال پيش دنيا را متحول كرد
 .
از مشهورترين کتابهاي او اصل انواع نام دارد...من با استفاده از منابعي كه در زير از آن نام برده ام و مطالعات علم فيزيك و زيست شناسي بر اين باورم كه موجودات و جهان در حال تكامل هستند و دائما" به سمت جلو حركت مي كند ما در هيچ زماني موجوداتي به نام ادم وحوا نداشتيم و انسان امروزي نتيجه گذشت زمان و جهش هاي فيزيكي و مادي و سلولي است كه به اين شكل و شمايل در آمده و صد سال پيش قد و هيكل انسانهاي روي زمين با يكديگر متفاوت بوده است، يعني پدر بزرگ هاي ما از نظر هيكل و قد و اندازه با ما تفاوتهايي داشته اند .

منشاء انسان كجاست و چرا اسكلت هاي كشف شده از زمانهاي دور با ما اينقدر تفاوت دارند وانسان از كجا آمده ؟؟ اين سوالاتي بود كه از مغز هاي کنجکاو دانشمندان تراوش مي كرد .

اسكلت هاي كشف شده از انسانهاي ما قبل تاريخ . يكي سه مييلون سال قدمت دارد و ديگري يك ميليون سال ، با اين تفاوت كه يكي از اينها به غير از اندامش كه در عكس نيست هيچگونه شباهتي به انسان امروزي ندارند ، حتي آرواره ها و دندانها به صورت نيش بوده و گياهخوار بودن را در يكي اثبات و در ديگيري به فاصله چند ميلييون سال انكار مي كند :

بخش يك ، فيزيك چه مي گويد :

كليه موجودات زنده به خاطر اينكه از ماده و كربن تشكيل شده اند اعم از اينكه اديان الهي دلشان بخواهد يا نخواهد و يا به يك مسلمان بي سوادي در كراچي و يا در تهران بر بخورد يا نخورد و اصل داستان و افسانه آدم و حوا زير سوال برود يا نرود و به اسقف اعظم كليساي انجيلي كه از نظر عقايد هيچ فرقي با مدعیان بیسواد سایر ادیان ندارد بر بخورد و بي احترامي بشود يا نشود، به خاطر عنصر هايي كه در هر ماده وجود دارد دائما" از شكلي به شكل ديگر تبديل شده و يا مي ميرند...بنابراين موجودات زنده با توجه به نيازهاي فيزيكي و مادي دائما" نيازهاي خود را بر طرف مي كنند। بنابراين در جهت تكامل و بهتر شدن حركت مي كنند...اين اصل فيزيك و زيست شناسي است...

چارلز داروين نظريه اي را پي ريخت مبني بر فرايند تكاملي موجودات زنده كه با توجه به مطالعات كالبد شناسي ، ديرينه شناسي و ... شباهت هايي را ميان انسان خردورز با انسان نماها و انسان نماها با ميمون ها را اثبات مي كرد . نظرات داروين گسستي در تفكرات مابعد الطبيعي ايجاد كرد كه اين گسست فزوني يافت و كاستي نه . قصد اين مطالعات اين بود : « بنا بر شواهد يافت شده فسيلي از يك تنه اصلي دو شاخه ي مجزا تكامل يافتند كه از يك شاخه ميمون هاي امروزي و از شاخه ي ديگر " همويند " ها يا انسان نماها به وجود آمدند . انسان امروزي يكي از شاخه هاي فرعي بسيار تكامل يافته ي اين شاخه ي دوم است .» گذر از مرحله ي ميمون ها به مرحله ي انسان نماها در اين فرايند تكاملي بسيار حائز اهميت است .

از ظهور انسان نماها بيش از دو بيليون سال مي گذرد . تجهيزات بدني او براي مقابله با مجموعه شرايط محيط بيشتر از جانداران اطرافش ضعيف تر بود . نداشتن هيچگونه آلت دفاعي يا هجومي ، امكان بقا ، تغذيه و دفاع را براي او مشكل مي ساخت ؛ اما به قول گوردن چايلد ـ باستان شناس ـ : « انسان خود را مي سازد » . كشفيات باستان شناسي اذعان مي دارد كه اين موجودات ظاهراً قوي تر از طبيعت اطرافشان شدند ، چرا كه توانستند با شرايط محيطي كنار بيايند و بر آن با فرايند تكامل غلبه نمايند . با اين كه گونه اي محدودزا بودند ، توانستند جمعيت شان را فزوني دهند . نستورخ مي نويسد : « پهناي لگن مستقيماً به راه رفتن قائم مربوط است . شكل و ساختمان لگن انسان به علت اين كه سر جنين انسان از جنين ميمون و ميمون انسان نما بسيار بزرگتر است به طور قابل ملاحظه اي تكامل پيدا كرده است . وجه مشخصه ي لگن خاصره جنس ماده گشادتر بودن دهانه لگن از سوي لگن بزرگ به داخل لگن كوچك است . هنگامي كه ميمون هاي انسان نما به روي مي آوردند ، لگن آن ها به سوي پايين تر قرار گرفت يعني با ستون فقرات در يك خط واقع شد . در ميمون هاي پست كه معمولاً چهاردست و پا راه مي روند ، وزن احشاء شكم ( در ماده ها وزن جنين و جفت و مايع به آن اضافه مي شود ) به وسيله جدار تحتاني شكم نگهداري مي شود و لگن بالاتر قرار مي گيرد .

 

در ميمون هاي انسان نما هنگامي كه تنه در موقع حركت كردن روي شاخه هاي درختان و يا روي زمين كم و بيش قائم است لگن در نگهداري امعاء و احشاء بطن كمك مي كند . در زمان آبستني زنان ، قوه ثقل ، جنين را به طرف لگن مي كشد و مانند اجداد چهارپاي پستاندار منقرض شده ما نيست كه فقط آن را به طرف جدار شكم بكشد . لگن زن با تجديد ساختمان قادر است كه دو وظيفه را به طور كم و بيش رضايت بخش انجام دهد : « به عنوان تكيه گاهي براي بدن به كار مي رود و در عين حال فاصله دهانه ي گشاد كافي براي عبور سر جنين به هنگام زايمان به دست آورد .

حاصل اين مطالعات ديرينه شناسي كه بيشتر تحت تاثير فيلسوفان مادي ( ماركس و انگلس ) بود ، مشخص نمود كه تكامل ميمون ها به مرحله ي انسان نماها دو علت مهم داشت : راست قامتي و ابزار سازي . راست قامتي نيز خود معلول دو علت بود ، تغيير در لگن و ستون فقرات .

در شكل گيري اين دو تغيير اخير جنس ماده نقش تعيين كننده اي داشت . راست قامتي باعث خروج از مرحله ي حيوانيت و ورود به گذر انسانيت است . راست قامتي باعث آزاد سازي دست ها شد و ابزارسازي و كار كردن به تبع آن شكل گرفت كه نتيجه ي آن فايق آمدن بر طبيعت است .

در سپيده دمان تاريخ انساني ، تلاش هاي جنس ماده قابل توجه است . انسان نماها ـ به خصوص جنس نر ـ زودتر متوجه تمايز خود با جنس ماده شدند ، چرا كه تلاش جنس ماده در راستاي راست قامتي ، وضعيت او را سريعتر تغيير داد .

نكته جالبي كه بايد بدانيم اين است كه همانطور كه آخرين گزارش دانشگاه هاروارد در مورد تكامل داده اين است كه كليه موجودات در كره ابتدا يك موجود تك سلولي بودند ، لذا اين موجودات به علت اينكه در ميليونها سال پيش نيمي از كره زمين را اب فرا گرفته بود در آب مي زيستند . لذا در نمودار تصويري زیر شروع تكامل و جهش هاي ژنتيكي را از يك ماهي ترسيم كرده است .اين موجودي كه شبيه ماهي است تكامل يافته موجودات كوچكتري از خودش است كه پس از گذشت 10 تا 20 ميليون سال ذره ذره تبديل به ماهي شده اند.

 

 

 

 

 

آخرين تغيير تا امروز كه چيزي حدود 900 ميليون سال مي گذرد..جالب است بدانيد كه اين تغیير در همين جا تمام نمي شود و اين جهش ها ادامه دارد...يعني انسانهاي يك مييلون سال ديگر .. با ما تفاوتهاي چشمگيري دارند. براي نمونه به انگشتان كوچك اشاره مي كنیم : اين انگشتان كوچك و بدون فايده روزگاري مانند شصت پا بلند و لاغر بودند. براي دويدن و براي شنا كردن و بالاي بالارفتن از درخت. نتيجه اين حرف از صدها مورد اسكلت پيدا شده انسانهاي چند هزار سال پيش بوده است.اما چيزي حدود 2000 سال است كه كم كم كوچك شده واز زماني كه پوشيدن كفش مورد استفاده بشر قرار گرفت و انسان نيازي به پاي برهنه دويدن و شكار كردن نداشت و از چهار پايان استفاده كرد ، اين انگشت به مرور كوچك شد..امروز كه من با شما صحبت مي كنم اين انگشت كوچك پا انقدر كوچك و بي استفاده شده كه گاهي حركت نمي كند و حتي ناخن هاي آن به علت سايش زياد رشد هم نمي كند ؟؟!!! بنابراين جانور شناسان و اندام شناسان معتقدند كه تا چند نسل آينده اين انگشت انقدر كوچك شده كه ناپديد مي شود.بچه هايي كه امروز به دنيا مي ايند به مراتب انگشت پايشان كوچكتر از پدر و مادر هايشان است...



حتي ما در اين اكتشاف ها به جايي مي رسيم كه انسان كاملا" داراي دم و دستاني 3 انگشته است !!! و انسانهاي 1 و 2 ميليون سال پيش هيچ شباهتي به من و شما نداشتند و انسانهاي 4 تا 5 ميليون سال پيش اصلا" جانوراني شبيه به ميمون بودند...لذا با توجه به اين كه از عمر زمين حدود دو بيليون سال مي گذرد


مواردي كه در تحقيقات داروين به عنوان نظريه اعلام شد ولي امروز اثبات گرديده و تكامل موجودات را ثابت مي كند :
الف - سازگاری با محيط . که نوعی قانون طبيعيست
ب -نمونه های مداخلهء انسان در محيط بسيار نادر است (مثلاً، انسان ميکوشد آفتهای کشاورزی را با سمهای گوناگون از ميان ببرد। اين کار ابتدا نتايج مطلوب دارد. ولی وقتی مزرعه يا باغی را به قصد دفع آفتها سمپاشی ميکنيم، در واقع تعادل طبيعت را به هم ميزنيم. اين جهشهای پياپی، نوعی آفت پرورش ميدهد که در برابر سموم ما مقاوم است. حال ميدان می اُفتد دست اين {برنده} ها و مبارزه با آن ها دشوار و دشوارتر ميشود. اين همه برای آنکه انسان درصدد برآمد اين آفتها را ريشه کن کند. حق حيات از آنِ انواع مقاومتر است)
ج- قوي در طبيعت پيروز است - يعني موجود و ماده و باكتري قوي تر غالب بر بقيه مي شود.منظورم اين است آن هايی که در تنازع بقا باختند، از صحنه خارج شدند ،  برای آمدن شماره های برندهء هرنوع گياه و حيوان در کرهء زمين مليونها سال ميبايست طی شود و حال آنکه شماره های بازنده فقط يک بار رُخ مينمايند. بدين قرار انواع حيوانها و نباتاتی که امروز وجود دارند همه شماره های برندهء بخت آزمايی بزرگ حيات اند

د - داروين، نموداری در اختيارمان گذاشت که چگونگی تقسيم انواع گوناگون گياهان و حيوانها را نشان ميدهد. ميتوان ديد که نوعهای مختلف به گروهها، طبقه ها و تيره های متفاوت تعلق دارند.»
«انسان و ميمون وابسته به دستهء موسوم به نخستی (primate) اند. نخستيها پستان دارند و پستانداران از گروه مُهره داران اند، که خود جزء جانوران چندياخته يی ميباشند.»
«اين دسته بندي را ارسطور نيز بدان اشاره كرده بود.طی قرنها، رده ها و تيره های متفاوت جانوران پديد آمد.

در حقيقت امروز بيش از يک مليون نوع جانور در جهان وجود دارد و اين يک مليون بخشی کوچک از انواع جانورانيست که در طول زمان در زمين ميزيسته اند. ميتوانید، برای مثال، ببينید که جانوران گروه بندپايان خرچنگی (Trilobita) کاملاً از ميان رفته اند.»برخی از اين ها ممکن است در دومليارد سال گذشته تغييری نکرده باشند.

ه- ممكن است براي هر خواننده اي سوال پيش بيايد كه پس اگر همه موجودات دنيا از شاخه خودشان از يك سلول بوجود آمده اند و تكامل يافته و جهش هاي مختلف اينهمه گونه مختلف را بوجود آورده پس خود آن سلول اولي از كجا آمده؟؟ او كه ديگر مادري نداشته ؟؟
جالب است بدانیم كه داروين بخاطر وجود تفكرات مذهبي شديد در آن موقع در انگلستان چيزي نمانده بود كه مانند گاليله سرش را به باد دهد چرا كه او ساده و علمي مي گفت آن چيزي كه از خلقت انسان در دين آمده زائيده علم نيست و گفته هاي انسانهايي است كه از تفكرات و خيالات خود بخاطر نداشتن دانش كافي اعلام كرده اند ولي جواب اين سوال را خودش رك و ساده داده است :
بگذارید ابتدا اين را بگويیم که تمامی موجودات زندهء زمين- چه گياهان چه جانوران- از يک جوهر ساخته شده اند ، ساده ترين تعريف حيات اين است که حيات جوهريست که ميتواند در محلولی مُغذی خود را به دو بخش همسان تقسيم کند. اين فعل و انفعال زير فرمان ماده ييست که آن را «DNA» ميخوانيم. منظورمان از «DNA» کروموزومها، يا ساختارهای توارثی، است که در همهء سلولهای زنده يافت ميشود. اصطلاح موليکولِ «DNA» نيز به کار ميرود، چون «DNA» در واقع موليکولی مُرکب- يا مکروموليکول- است. پس مسأله اين است که موليکول نخستين چگونه پديد آمد .

چهاربليون و ششصد مليون سال پيش که منظومهء شمسی به وجود آمد زمين ابتدا توده يی گداخته بود و رفته رفته به سردی گراييد। حيات در کرهء ما، به اعتقاد علم جديد، بين سه تا چهار بليون سال پيش آغاز شد.» سيارهء ما ابتدا به شکل امروزيش نبود. حياتی در آن وجود نداشت و در فضای جوّ هم آکسيژن نبود. آکسيژن طبيعی ابتدا از راه نور ساخت (فوتو سنتز photosynthesis) نباتات درست شد. نبودِ آکسيژن در واقع واجد اهميت است. هسته های سلولی حيات- که قادر اند «DNA» درست کنند- نميتوانستند در محيطی محتوای آکسيژن پيدا شوند،چون آکسيژن سخت واکنش پذير است. بدين سبب پيش از آن که «DNA» شکل يابد، سلولهای موليکولی آن اُکسيده ميشوند.بدين گونه است که ما يقين داريم امروز هيچ حيات تازه يی، حتی چيزی از قبيل يک باکتري يا ويروس جديد، پديد نمی آيد. کُل حيات در روی زمين دقيقاً يک قدمت دارد. شجره نامهء فيل و ريزترين باکتريا يک اندازه است.

تقريباً ميتوان گفت که فيل- يا آدم- در حقيقت تودهء انباشته يی موجودات تک سلوليست. زيرا هر ياختهء بدن ما دارای همان مادهء موروثيست. رمز هويت ما در هر سلول کوچک ما نهان است!!!< تمام فضايل موروثی در تمام سلولها فعال نيست و يکی از رازهای بزرگ حيات آن است که ياخته های يك جانور چند ياخته يی چگونه در وظيفهء خود تخصص مييابند। پاره يی از اين خصايل- ژنها- {فعال} و بقيه {غيرفعال} اند. سلول جگر به اندازهء سلول عصب يا به اندازهء سلول پوست پروتيين توليد نميکند. ولی اين سه نوع سلول هرسه موليکول «DNA» واحدی دارند، اين موليکول حاوی رمز ساختار هر موجود است. چون در جوّ زمين آکسيژن وجود نداشت، طبعاً لايهء آزون محافظی هم دور زمين نبود. يعنی چيزی جلو تشعشعهای کيهانی را نميگرفت. اين نيز واجد اهميت است چون اين تشعشعها احتمالاً به تشکيل نخستين موليکول مُرکب ياری رساند. همين تابشهای کيهانی منبع واقعی انرژی بود که باعث شد مواد گوناگون شيميايی بر روی زمين درهم آميزند و به صورت موليکول درشت پيچيده يی درآيند. پس : .....نخست آنکه آکسيژن در جوّ زمين وجود نداشته باشد و دوم اين که تشعشعهای کيهانی به زمين بتابد حال كه اين نكات را دانستيم به تعريف دارويس در مورد مي پردازيم كه اين سلول مادر چيست و از كجا آماده بوده :"داروين مي گويد اگر ، بتوانيم حوضچهء گرمی را در نظر آوريم که در آن انواع و اقسام نمکهای حاوی آمونياک، فسفر، نور، دما، برق و غيره وجود داشته باشد و به کمک فعل و انفعالهای شيميايی ترکيبهای پروتيينی در آن جا پديد آيد و اين ها آمادهء تغييرهای پيچيده تر باشد . . ....داروين دارد فلسفه بافی ميکند که سلول اوليه چگونه احياناً ممکن است از ماده يی غيرآلی به وجود آمده باشد. اين مرتبه هم تيرش به هدف ميخورد. دانشمندان امروز فکر ميکنند شکل اوليهء حيات در نوعی {حوضچهء گرم} پيدا شد. درست همان طور که داروين حدس زده بود در اين {حوضچهء گرم}- يا سوپ آغازين، به گفتهء دانشمندان امروزی- روزگاری موليکول درشت بی نهايت پيچيده يی شکل يافت که خاصيتی شگفت آسا داشت: ميتوانست به دو بخش همسان تقسيم شود. بدين ترتيب، فرايند طولانی تکامل شروع شد. اگر مطلب را قدری ساده کنيم، ميتوان گفت که حال داريم از نخستين مادهء موروثی، از نخستين «DNA» يا نخستين سلول زنده، صحبت ميکنيم. اين سلول بارها و بارها خود را به اجزای کوچکتر بخش کرد- ولی استحاله و تبديل از همان مرحلهء اول شروع شد. پس از گذشت مليونها سال، يکی از اين موجودات تک سلولی به موجود چند سلولی پيچيده تری متصل شد. بدين ترتيب نورساخت (فوتو سنتز) نباتان آغاز گرديد و آکسيژن در جوّ پديد آمد. اين رويداد دو نتيجه داشت: يک، جوّ موجود تکامل جانورانی را که از راه ريه نفس ميکشند ميسر ساخت. دو، اين جوّ حيات را از تشعشعهای کيهانی زيانبار محافظت کرد. همين تشعشعهايی که احتمالاً {جرقهء} حياتیِ شکل پذيریِ نخستين سلول بود، در عين حال برای انواع حيات مضر بود.» حيات در {درياها}ی اوليه آغاز شد، مقصود از سوپ آغازين همين است। در آن جا حيات ميتوانست مصون از اشعه های زيانبار زيست کند. مدتهای درازی پس از آن، پس از پديدآمدن جوّ در محيط زيستی اقيانوس، نخستين دوزيستان به خشکی خزيدند. بقيهء ماجرا را قبلاً برايت گفته ام. حال ما اين جا، در اين کُلبه وسط جنگل، نشسته ايم و به گذشته، به فرايندی که سه يا چهار مليارد سال به طول انجاميد، مينگريم. اين فرايند طولانی سرانجام در درون ما از خود آگاهی پيدا کرده است .

http://darvinism.blogfa.com/post
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:40  توسط M.M.M |