دانشگاه پیام نور مشهد ( رشته صنایع دستی )
سوژه های جالب با هنر عکاسی

 

عکس های زیر فتوشاپی نیستند

 

ولی هنر عکاس و انتخاب زوایا از دریچه دوربین با کاربرد تکنیک پرسپکتیو

 

حاصل سوژه هایی جالب و دیدنیست که در این پست مشاهده می کنید

 

سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



 

 

سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



 

سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com




سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com


سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com


 


سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com


 


سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com


 


سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com



سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com




سوژه های جالب با هنر عکاسی - www.funmihan.com

منبع: http://RadsMs.com
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 22:28  توسط M.M.M | 
 

     

عصر مس ، برنز و آهن در ایران

 
 

منبع:

Bronze in Archaeology: A Review of the
Archaeometallurgy of Bronze in Ancient Iran
Omid Oudbashi1, S. Mohammadamin Emami1,2 and Parviz Davami3
1Faculty of Conservation, Art University of Isfahan,
2Institut fur Bau- und Werkstoffchemie, Universitaet Siegen,
3Faculty of Materials Science and Engineering, Sharif University of Technology,
2Germany
1,3Iran

 

اولین دوره نوسنگی در ایران از 8500 پ م با ساخت سفال دستی بدون چرخ شروع شد. دوره های بعدی نوسنگی دوره های مس، برنز و آهن خوانده میشند. در عصر برنز شهرها پدید آمدند.عصر مس در ایران از 550 تا 3300 پ م آغاز شد. از 330 پ م تا 1500 پ م ایران عصر برنز را تجربه کرده است. عصر آهن در ایران از 1500 پ م تا 550 پ م بوده که در مجموع ایران چند قرن زودتر از همسایه هایش وارد این مرحله شده است. تا قرن نهم پیش از میلاد استفاده و ساخت آهن در همه جای ایران همه گیر نشده بود. از 550 پ م تا 641 میلادی دوره تاریخی خوانده میشود که در فلات ایران امپراتوریهای بزرگی پدید آمده اند.

اولین ابزار مسی کشف شده در ایران به حدود 10000 سال پیش برمیگردد و در دهلران کشف شده است. یکی از مکانهایی که در آن از مس ابزار درست میشده تپه علی کش است که به تازگی زمان آنرا بین هزاره هشتم تا هفتم پیش از میلاد تخمین زده اند. همچنین در تپه زاغه و چغا سفید نیز آثاری از مس ابتدایی بومی منطقه دیده شده است. در دوره های بعدی بسیاری از مناطق ایران مانند تل موشکی، تولید ابزار مسی را تجربه کردند که همه آنها از مس بومی منطقه خود استفاده میکردند.در هزاره پنجم و چهارم پیش از میلاد تجزیه و تصفیه مس پدیدار شد. در این دوره توانستند آرسنیک را از مس جدا کنند. دو معدن بسیار بزرگ مس را از دوره پیش از تاریخ یکی در نزدیکی انارک و دیگری در نزدیکی تپه حصار میشناسیم. در هزاره پنجم پیش از میلاد تصفیه مس در مناطق مختلفی از ایران دیده میشود مانند: تپه قبرستان، سیلک، تپه حصار، شوش و آریسمان.در هزاره چهارم پیش از میلاد تولید آلیاژ مس و آرسنیک به طور گسترده در فلات ایران صورت گرفت. با افزودن قلع به مس آلاژی پدید آمد که هم محکم بود و هم به راحتی قابل شکل دادن بود. در هزاره چهارو و سوم پیش از میلاد برنز از این طریق در فلات ایران تولید شد. قدیمی ترین مدرک تولید برنز در ایران مربوط به آثار کشف شده از کله نثار لرستان است. در سایتهای دیگری چون شوش، سیلک، تپه حصار و تپه گیان نیز تولید برنز در هزاره سوم پیش از میلاد انجام میشده است. 
در معادن قلع، مس نیز وجود دارد. احتمالا اولین تولید کنندگان برنز بر پایه یک اتفاق از حاصل ترکیل قلع و مس مطلع شده اند و توانسته اند برنز تولید کنند. پس از آن توانسته اند به آن استحکام بیشتر دهند و آنرا به رنگهای مختلف درآورند. احتمالا اولین تولیدکنندگان برنز فقط در همین حد میدانسته اند که تولید ابزار بعضی معادن مرغوبتر است و آنها دلیل آنرا نمیدانستند.
منطقه افغانستان معادن بسیار وسیع قلع دارد. احتمالا در دوره پیش از تاریخ قلع فلات ایران از افغانستان تامین میشده و نه از آناتولی زیرا ارتباط فرهنگی با این منطقه گسترده تر از آناتولی بوده است. در کویر لوت و کویر مرکزی ایران نیز قلع وجود دارد ولی مدرکی از اینکه در اذربایجان در دوره باستان قلع استخراج میشده هنوز وجود ندارد. معادن قلع ده حسین زاگرس نیز در تولید برنز استفاده میشده است. در دوره آهن، دیلمان و گیلان مراکزی بودند که هنوز برنز تولید میکردند. در تپه مارلیک که آنرا بین هزاره دوم تا اول پیش از میلاد تخمین زده اند آثار بسیار دیدنی برنزی دیده میشود. در حسنلو نیز آثار بسیار ظریف برنزی کشف شده که در دوره آهن ساخته شده اند. اما معروفترین آثار برنزی ایران مربوط به منطقه لرستان است. این آثار هنری زیبا در دوره آهن تولید شده اند.از سال 1920 میلادی آثار بسیار زیاد مفرغی از لرستان به دست آمده و در این منطقه حفاریهای علمی محدودی انجام شده است و اکثرا حفاریها به قصد فروش آثار عتیقه بوده است. در سرخدم لکی ،بلگیان، پشت کوه و سنگتراشان حفاریهای با ارزشی توسط باستان شناسان انجام شده است. آثار برنزی لرستان بسیار متنوع و در طرحها و کاربردهای وسیعی تولید شده اند. 
تولیدات فلزی دوره ایلامی نیز بسیار با ارزشند. یکی از معروفترین آثار این دوره مجسمه ملکه ناپیر آسو است که در قرن چهاردهم پیش از میلاد درشوش ساخته شده است. این مجسمه مهارت سازندگان آنرا در استفاده از برنز به نمایش گذاشته است. مثال دیگر اثر معروف به سیت شمشی است که یک مراسک مذهبی را نشان میدهد.

 
     
تصویر: اطلس تاریخ ایران
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:50  توسط M.M.M | 
 

     
ايران در دوران فرا پارينه سنگي -گرد آوري غذا 16000تا12000 پيش در ايران
 
 

 

 

 

در اين دوره انسان علاوه بر غذايي كه براي خوردن فراهم ميكرد مقداري را نيز ذخيره ميكرد. عمل ذخيره سازي اكثرا با مواد غذايي كه منشا گياهي داشتند انجام ميگرفت،مانند غلات و حبوبات. در اين دوره از داس براي دروي محصولات طبيعي گياهي استفاده شد و عمل انتقال تجربه از نسلي به نسل بعد راحتتر انجام گرفت. اختراع داس نوعي تحول به وجود آورد و انسان كم كم وارد دوره نوسنگي شد.انسانها كوچ روي را كنار گذاشتند و ساكنين دايمي روستاها شدند و نظام اجتماعي كامل تري ايجاد كردند و به سوي تمدن امروزي قدم برداشتند.دوران گرد آوري غذا را دوران فراپارينه سنگي مينامند. اين دوران در ايران به نام زارزي شناخته ميشود و از شانزده هزار سال پيش تا دوازده هزار سال پيش ادامه دارد تا اينكه انسان وارد دوره توليد غذا ميشود .از ويژگيهاي ابزار اين دوره استفاده از ريز تيغه ها ميباشد كه عمدتا شكل هندسي دارند. ديگر مشخصه آن تركيب سنگ با اجناس ديگر مانند چوب و استخوان است كه به عنوان دسته برش دهنده ها استفاده ميشد.دانه هاي غلات را با سنگهاي ساب آسياب ميكردند.از صدف و سنگ لوازم تزييني ميساختند و از استخوان ابزاري مانند درفش.از اين دوره غار پاسنگر لرستان ، غار گمیشان،غار خر و ورواسي كرمانشاه، چهار غار در دره هليلان هرسين مناطقي در خوزستان و مرودشت فارس مورد مطالعه قرار گرفته‌اند

 

 

 

 

     
منبع : ايران در پيش از تاريخ اثر دكتر ص م شهميرزادي
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:49  توسط M.M.M | 
 

     
 

 

مناطق پارينه سنگي ايران

 
 













 



مناطق پارينه سنگي جديددوره زيرين 
شمال شرق ايران در بستركشف رودخراسان، نزديك روستاي بقبقو 
شمال غرب ايران در مثلث تبريز،مراغه و ميانه
جنوب شرق ايران در لديز سيستان
حومه كرمانشاه در كاگيا

مناطق پارينه سنگي جديددوره مياني 
هفده غار و پناهگاه سنگي در اطراف خرم آباد مانند غار كنجي،قمري،ارجنه،كه آثار آنها متعلق به پنجاه هزار تا سي و هشت هزار سال پيش است
كوهدشت لرستان و نزديكي كوه سرساهون،مانند هوميان كه اين منطقه در ارتفاع دو هزار متري از دريا قرار دارد و احتمالا فقط در تابستان استفاده ميشده است
دره هوليلان در كنار رود سميره كه هفت محل در آنجا شناسايي شده است. دو محل پناهگاه سنگي و بقيه محلهاي باز هستند و نزديك پل باريك قرار دارند
غرب درياچه اروميه نزديك شهر اروميه در غار تمتمه كه در ارتفاع 1500 متري از سطح دريا قرار دارد و احتمالا فقط در فصل گرما مانند تابستان استفاده ميشده است 
اطراف كرمانشاه مانند غار بيستون ،غار خر ،پناهگاه سنگي ورواسي، غارهاي مر تاريك ،مر آفتاب ، مردودر. دو محل ديگر نيز در نزديكي هرسين كرمانشاه كشف شده اند
ساير محلهاي مهم ديگر عبارتند از يك محل نزديك جهرم، اشكفت گاوي در كنار رود كور فارس،غار كه آرام در شمال ايران، غار خونيك نزديك بيرجند، تل ابليس كرمان ، حوالي تهران ، در حوضه مسيله ورامين جنوب تهران 
اين آثار از يكصد هزار سال پيش تا هشتاد هزار سال پيش ميباشند

مناطق پارينه سنگي جديددوره زبرين
غارهاي خر، يافته ،ارجنه ، پناهگاه سنگي ورواسي پاسنگر ،در غرب ايران اشكفت قادي بر مي شور در ساحل درياچه مهارلو همچنيناشكفت گاوي و در دره هوليلان در مار گورگلان سراب ،غار گاگل،سل مار،در مار، و ديگر نقاط 
آزمايشات انجام شده حدود سالهاي سي و هشت هزار سال تا بيست هزار سال پيش تخمين زده اند

غار و تپه هاي پيش از تاريخ ايران

شهر دقيانوس هزاره پنجم پ م تا هخامنشي 
تپه حاجي فيروز هزاره هشتم پ م 
تپه موشلان هزاره هفتم و ششم پ م 
تپه ازبكي هزاره هفتم و ششم پ م 
قره تپه هزاره شش وپنج ش م 
تپه شورابه فلات عتيق 
تپه هاي شوش هزاره دهم پ م تا امروز 
سيلك از هزاره هفتم پ م 
تپه عبد الحسين هزاره دهم تا هفتم ش م
تپه سراب هزاره دوازدهم تا دهم پ م 
تپه يحيي هزاره پنجم پ م 
تپه تولايي سوزياناي عتيق 
ياريم تپه هزاره پنجم پ م 
چشمه علي ري از هزاره هفتم پ م 
پناهگاه ورواسي هزاره پنجم پ م 
غار علي تپه هزاره يازدهم پ م 
غار سهولان همه دوره ها 
منطقه باستاني يري هزاره اول پيش از ميلاد 
ويند كلخوران دخمه هاي پيش از تاريخ 
تپه دينخواه هزاره سوم پ م 
حمام سنگی گیوی-نامشخص
 
غار تمتمه پارینه سنگی میانی

تپه علي كش هزاره نهم تا ششم پ م 
تپه چغابنوت هزاره هفتم تا سوم پ م 
تپه چغاميش دوره سوزياي عتيق تا هخامنشي 
نقش برجسته آنو باني ني 
2200 پ م 
تپه جعفر آباد دوره سوزيانا 
تپه سگابي هزاره هفتم تا سوم پ م 
شهر سوخته هزاره چهارم و سوم پ م 
سرخدم لكي هزاره اول پ م 
تپه موشكي هزاره هفتم پ م 
تپه گنج دره هزاره نهم تا هفتم پ م 
تپه گوران هزاره ششم پ م 
تورنگ تپه هزاره پنجم پ م 
يانيك تپه هزاره ششم پ م 
تپه خالصه هزاره ششم پ م 
دره هوليلان هزاره سوم پ م 
شهدادهزاره چهارم پ م 
گوهر تپه از هزاره سوم پ م 
كوهدشت هزاره پنجم پ م 
غار كرفتو 
از پيش از ماه تا ساساني 
كلاردشت-هزاره دوم پ م 
كردلر تپه - هزاره چهارم پ م 
قلی درویش
هزاره پنجم پ م 
قلعه کش دابوشت-هزاره سوم تا اول پ م

غار آرنیهزاره چهارم پیش از میلاد
آق تپه 
هزاره اول پ م تا هخامنشي 
دالما تپه هزاره پنجم و چهارم پ م 
گودين تپه هزاره ششم پ م 
تپه حسنلو هزاره ششم پ م تا 250 پ م 
غار هوتووكمربند هزاره دهم تا پنجم پ م 
تپه مارليك هزاره اول پ م 
تپه پيزدلي هزاره چهارم پ م 
تل ابليس هزاره پنجم پ م 
تل باكون هزاره ششم پ م 
تپه باباجان هزاره سوم پ م 
تل جري هزاره ششم پ م 
تپه حصار از هزاره هفتم پ م 
تپه گيان 
از هزاره چهارم پ م 
تپه سبز دوره سوزيانا 
تپه زاغه از هزاره هفتم پ م 
تپه آنو از هزاره ششم پ م 
غار خر پارینه سنگی میانی
غار پبده پارینه سنگی
هفتوان - هزاره دوم پ م 
سگزآباد - هزاره دوم پ م 
تپه نورآباد
 هزاره چهارم پ م 
گوي تپه هزاره چهارم پ م 
تپه قبرستان قزوینهزاره پنجم پ م 
قبرستان کشیگهزاره سوم پ م

ماخذ : ايران در پيش از تاريخ اثر دكتر ص م شهميرزادي اطلس تاريخ ايران
     
اطلس تاريخ ايران
 

http://www.iranatlas

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:48  توسط M.M.M | 

عصر سنگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
 
 
سرنیزه ابسیدین

عصر سنگ یا عصر حجر دوره‌ای است که در آن فناوری در راستای فرگشت انسانی گسترده شده و زندگی انسانی از شرق آفریقا به سراسر جهان پراکنده گردید. این دوره با پیشرفت کشاورزی، رام‌کردن دام‌ها، و گداختن سنگ مس و فلزکاری به پایان رسید. از آنجا که نوشتن را آغاز تاریخ می‌دانند، عصر سنگ در دوره پیش از تاریخ جای‌می‌گیرد.

 

تاریخچه نام گذاری[ویرایش]

اصطلاح عصر سنگ را نخستین بار رومیان و چینیان باستان به کار برده‌اند. با این حال در سال ۱۸۱۹ کریستیان یورگنسن تامسن، نخستین موزه‌دار موزه ملی دانمارک، به هنگام ساماندهی مجدد اشیای موزه اش، تصمیم گرفت آن‌ها را براساس مواد معمول به‌کار رفته در زمان ساختشان بچیند. تامسن آثار موزه اش را سه بخش کرد: عصر سنگ، عصر مفرغ و عصر آهن.[۱]

پارینه‌سنگی و میان‌سنگی[ویرایش]

عصر سنگ کهن یا دوره پارینه‌سنگی بیش از یک میلیون سال به درازا کشید و در درازای این زمان تغییرات آب و هوایی‌ای رخ داد که اثر بسیاری بر فرگشت انسان گذارد. ریخت‌شناسی واژگانی انسان‌ها نیز از این دوره تا گذر از بخش‌های نزدیک‌تر عصر سنگ نمو نمود.

بازه زمانی میان پایان عصر یخ میان ۱۰ تا ۶ هزار سال به درازا انجامید و ویژگی آن پدید آمدن دریاها و تغییرات محیطی و نیاز به یافتن منبع‌های خوراکی تازه بود. گسترش و پیشرفت ابزارهای ظریف سنگی واکنشی به این نیاز بود. این ابزارهای پیشرفته، ابزارهای دوره پارینه‌سنگی بود. در اروپا این ابزارها در دوره میان‌سنگی از خاور نزدیک کهن بدانجا برده‌شده‌بود. این ابزارها شکار را پیشرفته‌کرده و ماهی‌گیری را ممکن ساخت. رام کردن سگ برای شکار، محصول این دوران است.

نوسنگی[ویرایش]

 
سفالی از دوره جومون در ژاپن، این سفال دومین سفال کهنی‌است که تاکنون یافت‌شده‌است.

دوره نوسنگی یا عصر سنگ نو با کاربرد کشاورزی شناخته می‌شود، برای این ویژگی گاه این دوره را انقلاب نوسنگی نیز می‌خوانند. همچنین کوزه‌گری در این زمان گسترش یافت و زیستگاه‌های انسانی بزرگ‌تری همانند اریحا و چاتال هویوک پدید آمد. نخستین فرهنگ‌های نوسنگی در ۸۰۰۰ (پیش از میلاد) در هلال بارور آغاز شدند. از آنجا بود که کشاورزی و فرهنگ به کرانه مدیترانه، دره سند، چین و جنوب شرقی آسیا گسترده‌شد.

 
اسکارا بری در اسکاتلند، روستای نوسنگی اروپایی

به دلیل گسترش کشاورزی و نیاز به خرمن و فرآیند کاشت، ساخت و تراش ابزارهای سنگی که به کار تیزکردن، ساطوری‌کردن، بریدن و تیشه‌زدن می‌آمد گسترش یافت. نخستین گواهی‌ها برای بودن بازرگانی در این دوره‌است. کالاهای گوناگون صدها میل آنسوتر برده می‌شدند. یک نمونه خوب برای یک دهکده دوره نوسنگی اسکارا بری در جزیره اورکنی در اسکاتلند است. این اجتماع دارای بسترهای سنگی، طاقچه سنگی و حتا آبریزنگاهی خانگی و پیوسته به یک جوی بود.

خوراک و نوشیدنی در عصر سنگ[ویرایش]

خوراک مردمان این دوران از سوی شکارچیان و گردآورندگان و از گیاهان و گوشت جانوران فراهم می‌گشت. مردمان این دوره به بخش‌هایی از تن جانوران مانند جگر؛ قلوه و مغز دلبسته بودند. خوراک روزانه اینان سرشار از کربوهیدراتی بود که از بنشن و یا حبوبات به دست می‌آمد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دوسوم انرژی مورد نیاز مردمان آن دوران از گوشت به دست می‌آمد. این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که آنان نیز مانند مردمان کنونی از چربی پرهیز می‌کرده‌اند ولی نه به همین نسبت کنونی.

گمان برده‌می‌شود که نخستین مصرف شراب که از ترش‌شدن انگورهای وحشی ساخته شده‌بوده در این دوره رخ داده‌شده‌باشد.

سرپناه[ویرایش]

دو میلیون سال پیش در شرق آفریقا نخست سازه انسانی پدید آمد که عبارت بود از ستون‌هایی سنگی که شاخه‌های درختان را مانند بام نگاه می‌داشتند. سازه سنگی گرد ساده‌ای که در ترا آماتا در نزدیک نیس فرانسه یافت‌شده به ۵۰۰هزار سال پیش بازمی‌گردد. جز این سازه‌های سنگی دیگری که زیستگاه مردمان آن دوران شمرده‌می‌شده در جای‌جای جهان یافت شده‌است. شماری از آنها در پی می‌آیند:

  • ساختاری سنگی چادر مانند در درون غاری در نزدیکی گروت دولازاره در نیس فرانسه
  • ساختاری سنگی با بامی از چوب یافت شده در دولنی وستونیتسه چکسلواکی، از ۲۳ پیش از میلاد مسیح
  • کلبه‌های بسیاری ساخته شده از استخوان ماموت در اروپای خاوری و سیبری
  • چادری از پوست جانوران از ۱۵ هزار ۱۰هزار پیش از زایش عیسی در پلاتو پارن فرانسه
  • نیایشگاه‌هایی دارای چند اتاق و یا تک‌اتاقه و دارای چندین ستون، از آسیا تا اروپا

نقش بر روی سنگ‌ها[ویرایش]

 
بیمبتکای در هندوستان، نگاره‌ای بر تخته‌سنگ، یک میراث جهانی ثبت‌شده از سوی یونسکودر

دوره پارینه‌سنگی نگاره‌های بر روی دیواره غارها کمیاب‌هستند. این نقش‌ها دربرگیرنده جانورانی مانند گربه‌سان و کرگدن می‌باشد. نمونه این اثرها را می‌توان در غار شووه دید. سنگ‌نگاره‌های این غار به ۳۱هزار سال پیش از میلاد بازمی‌گردند. غار آلتامیرا در اسپانیا به ۱۴ تا ۱۲ هزار سال پیش از میلاد بازمی‌گردد و نقاشی‌های آن دربردارنده نگاره‌هایی از گاومیش کوهان‌دار آمریکایی‌است.

منابع[ویرایش]

  • نویسندگان ویکی‌پدیای انگلیسی، Stone Age. (نسخه ۲۸ آوریل ۲۰۰۷)
  1. پرش به بالا پاتریشیا د.نتسلی. عصر حجر. ترجمه عسکر بهرامی.تهران: ققنوس، ۱۳۸۱
تقسیم‌بندی سه‌گانه اعصار
عصر تاریخی
دوره لاتن   نیاتاریخی
دوره هالشتات
عصر آهن
  پسین  
میانه
پیشین
عصر برنز
دوران نوسنگی عصر مس  
نوسنگی با سفال پیشاتاریخ
نوسنگی بی‌سفال ب.
نوسنگی بی‌سفال آ.
میان‌سنگی میان‌سنگی
پارینه‌سنگی پسین
میانه
پیشین
عصر سنگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:46  توسط M.M.M | 

  موزه ملی ایران ابزار شکار نئاندرتال ها (انسان های اولیه) ایرانی را که در کاوش های پارینه سنگی در دهه های اخیر به دست آمده، به نمایش گذاشته است.

مجله علمی دانش روز، که به تازگی در ایران و به زبان فارسی منتشر شده، به همین مناسبت گزارشی از یافته های اخیر درباره انسان های اولیه در ایران و نحوه زندگی آنها را با عنوان "نئاندرتال های ایرانی بیدار می شوند" به چاپ رسانده که جزئیات تازه ای از زندگی این موجود را نشان می دهد.

بقایای انسان نئاندرتال در ایران، نخستین بار در پاییز سال ۱۳۲۸، توسط یک دیرینه شناس آمریکایی به نام کارلتون کوون، در غارهای بیستون کشف شد، اما تلاش های اخیر پژوهشگران برای دست یابی به نحوه زندگی انسان های اولیه به یافته های تازه ای از این جانداران در ایران انجامیده است.

به نوشته این مجله، ردپای نئاندرتال های ایرانی که آخرین آنها تا سی هزار سال قبل در غارهای آهکی زاگرس سکونت داشتند، در کاوش های اخیر در غارهای قلعه بزی در اصفهان، کشف شده که اسرار تازه ای از زندگی آن ها در فاصله بین ۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش با خود دارد.

سکونتگاه

فریدون بیگلری مسئول بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، که دکترای این رشته را از دانشگاه بوردو فرانسه اخذ کرده، به مجله دانش روز گفته که دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران و غرب آسیا همزمان با پراکنش انسان نئاندرتال در این مناطق است.

این دوره در فاصله بین ۲۵۰ تا ۲۰۰ هزار سال پیش، شروع و در حدود ۴۰ هزار سال پیش به پایان می‌رسد. این دوره با چندین دوره کوتاه گرم و دوره‌های یخچالی طولانی و سرد، مصادف است. با توجه به مطالعات انجام شده در ایران، متوسط دما در آخرین دوره یخچالی در البرز و زاگرس ۵ درجه پایین‌تر از متوسط دمای زمان حال بوده است.

قدیمی‌ترین آزمایش سال یابی انجام شده در مکان‌های پارینه سنگی ایران، مربوط به منطقه همیان، در شمال کوهدشت در لرستان استاین پناهگاه در سال ۱۳۴۸ توسط باستان شناس بریتانیایی چارلز مکبرنی، کاوش شد که در آن مجموعه‌ای از بقایای جانوران شکار شده و دست ساخته‌های سنگی این دوره یافت شده است.

جدید‌ترین آثار نئاندرتال‌ها در ایران بر اساس نتایج چند آزمایش سال‌یابی، در غرب زاگرس و همچنین در شهرستان مبارکه اصفهان، یافت شده ‌است.

آقای بیگلری در کاوش‌های اخیرش در غارهای قلعه بزی در استان اصفهان، به آثار دوره پارینه سنگی میانی برخورده که بیشترین تراکم مکان‌های این دوره در غرب و جنوب زاگرس یافت شده‌است.

بیشترین مکان‌های کاوش شده در استان کرمانشاه و لرستان قرار دارند. در سایر نقاط ایران از جمله آذربایجان، قزوین، زنجان، ایلام، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، فارس، هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، یزد، خراسان و گلستان نیز مکان‌های زیادی شناسایی شده‌اند که سکونتگاه نئاندرتال ها بوده اند.

به گفته آقای بیگلری، شمار زیاد مکان‌های این دوره که بین ارتفاع ۱۰ تا بیش از ۲۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌، نشانگر توان بالای انطباق نئاندرتال با محیط‌های مختلف است.

به این ترتیب، نئاندرتال ‌های ایران در دوره طولانی حضور خود در ایران که احتمالاً نزدیک به یکصد هزار سال به‌طول انجامیده، خود را با انواع شرایط زیست محیطی، از جمله زندگی در مناطق بیابانی و کم آب وفق داده‌اند.

مطالعات دیرین اقلیم شناسی نشان می‌دهد که مرکز فلات ایران در این دوره اقلیم سرد و خشکی داشته‌است و برخلاف نظریات قدیمی، دارای دریاچه‌های متعدد و شرایط مطلوبی برای زیست نبوده‌است.

کشف دست‌ساخته‌های سنگیِ انسان‌های ندرتال در حاشیه کویر در نزدیکیِ کاشان و نطنز نشان می‌دهد که گروه‌های شکارگر و گردآورنده خوراک دوره پارینه سنگی میانی، اردوگاه‌های موقت خود را در نزدیکی چشمه‌ها برپا می‌کردند.

وجود چنین چشمه‌های دائمی در محیط نیمه‌بیابانی خشک و سرد این نواحی، باعث جلب گونه‌های مختلف جانوری و همچنین گروه‌های انسانی می‌شد که برای بقای خود به چنین منابع مهمی وابسته بودند.

از سوی دیگر، کشف دست‌ساخته‌های سنگی این دوره، در مناطق مرتفع کوهستانی در آذربایجان و چهارمحال و بختیاری، نشان می‌دهد که در دوره‌هایی که شرایط اقلیمی مساعد‌تر بوده، نئاندرتال ‌ها به‌طور فصلی برای استفاده از منابع سنگ، به‌منظور ابزارسازی و همچنین شکار گله‌هایی چون بزکوهی، به ارتفاعات بالاتر از دو هزارمتر نیز صعود می‌کردند.

شکل و شمایل

به نوشته دانش روز، جمجمه نئاندرتال ‌ها در مقایسه با جمجمه انسان امروزی، بلند و دوکی شکل با سقفی کوتاه، پیشانی عقب رفته و کوتاه است که در جلو، به دو قوس برجسته ابرویی ختم می‌شود.

بینی آنها بزرگ و آرواره آنها فاقد برآمدگی چانه بود که باعث برجسته شدن کلی بخش میانی صورت می شده است.

در استخوان‌بندی تنه و اندام آنها نیز تفاوت‌هایی با انسان امروزی دیده می‌شود که خصوصا در شکل قفسه سینه و لگن آشکار استنئاندرتال ها در مقایسه با انسان امروزی، نسبتا کوتاه قد بوده‌اند و میانگین طول قامت آنها در مردان ۱۶۴ و در زنان ۱۵۵ سانتیمتر و میانگین وزن ۶۵ کیلوگرم در مردان و ۵۴ کیلوگرم در زنان بوده است.

بدن آنها از ساختاری قوی و عضلانی برخوردار بود. پاها و ساعد آنها در مقایسه با تنه کوتاه بود.

طبق نظر شماری از دیرین انسان‌شناسان، این ویژگی‌ها حاصل انطباق دراز مدت با محیط سرد و خشک دوره یخبندان است که به نئاندرتال‌ها قابلیت حفظ گرما در بدن و شانس بقای بیشتر در شرایط خشن و یخبندانی آن دوره را می‌داده است.

مطالعات جدید ژنتیکی نشان داده که نئاندرتال ها و نسل های اولیه انسان‌های امروزی، در فاصله بین حدود ۸۰ تا ۵۰ هزار سال پیش آمیزش و پیوند داشته‌اند که در نتیجه آن، بین یک تا چهار درصد ژن ندرتال‌ها همچنان در انسان‌های امروزی ساکن آسیا و اروپا دیده می‌شود.

از نکات جالب توجه دیگر که حاصل تحقیقات و پژوهش های میدانی تازه در ایران است این که آثار استفاده نئاندرتال ها از آتش، به شکل قطعات ذغال و لایه‌های خاکستر در چندین مکان کاوش شده مربوط به این دوره در غار کنجی، غار قلعه بزی و چند مکان دیگر یافت شده است.

به گفته فریدون بیگلری، در غرب زاگرس و در کردستان عراق نیز، آثار لایه‌های خاکستر در کاوش ‌های دوره پارینه سنگی میانی، در غار شانیدر یافت شده‌است.

کاوش‌های اخیر در غار قلعه بزی در نزدیکی اصفهان، به شناسایی لایه‌های خاکستر و ذغال با ضخامت نزدیک به یک متر منجر شده‌ که به گفته آقای بیگلری، نشان‌دهنده استفاده متوالی از اجاق در این مکان، توسط ندرتال‌ها است.

مطالعه چند نمونه ذغال از این لایه، نشان می دهد که از چوب درخت پسته، بید و احتمالا سپیدار به‌عنوان هیزم استفاده می شده است.

شکار و تغذیه

تنوع گونه‌های شناسایی شده شکارها توسط نئاندرتال‌ها، نشان می دهد که آنها هم در محیط های باز و هم در دشت های استپی و هم در مناطق کوهستانی به شکار می‌پرداختند. به گفته آقای بیگلری، احتمالا شمار گونه‌هایی مثل گوزن یا گاو وحشی در دوره‌های گرمتر افزایش می‌یافت و در دوره‌های سردتر، گله‌های انطباق یافته با استپ‌های کم‌درخت در دسترس شکارچیان بوده است.

مطالعات انجام شده بر روی مجموعه‌های استخوان جانوران دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران، نشان می‌دهد که شکارگران آن عصر بیشتر به شکار علفخواران بزرگ و متوسط جثه مثل اسب و گورخر، گاو وحشی، بزکوهی، میش وحشی و آهو می‌پرداختند.

در مواردی نیز نشانه های یافت شده حاکی از تمرکز شکارگران بر یک گونه خاص، مثل گورخر یا بزکوهی است. یکی از این موارد جالب توجه، به گفته مدیر بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، غار قبه در شمال شهر کرمانشاه است که در سال ۱۳۳۹ توسط بروس هاو، باستان‌شناس آمریکایی کاوش شد.

در نتیجه این کاوش، بقایای سکونت پارینه‌سنگی میانی، شامل دست‌ساخته‌های سنگی و استخوان حیوانات، یافت شده است.

مطالعه استخوان‌های جانوری غار قبه نشان می‌دهد که استخوان بزکوهی و میش وحشی، بالاترین درصد را در مجموعه دارد. بازسازی و سرهم کردن قطعات تنه استخوان‌های بلند، روشن ساخته که شمار بیشتر قطعات استخوان، مربوط به ران و بازو است که بیشترین حجم گوشت و مغز استخوان را دارد.

این موضوع نشان‌دهنده آن است که ساکنان غار قبه پس از شکار، قسمت‌های پر گوشت لاشه را به درون غار حمل می‌کردند.

انسان های نئاندرتال که نشانه های آن ها در ایران یافت شده، اجساد مردگان خود را در کف غارها دفن می کردند که به دلیل محیط قلیایی داخل این غارها، اسکلت آنها حفظ شده و کمک شایانی به دیرینه شناسان در شناخت انسان های اولیه و نحوه زیست آنها در ایران کرده است.

موسسه جغرافیایی ملی آمریکا بر اساس اسکلت های یافت شده در کاوش غاز شانیدر کردستان، تصویر انسان نئاندرتال کشف شده در ایران را بازسازی کرده است.

نگار نادری پور هم به نوشته مجله دانش روز، تصویر نئاندرتال ایرانی را بازسازی کرده که در موزه بندرعباس به نمایش در آمده است.

http://earth4all.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:44  توسط M.M.M | 

  موزه ملی ایران ابزار شکار نئاندرتال ها (انسان های اولیه) ایرانی را که در کاوش های پارینه سنگی در دهه های اخیر به دست آمده، به نمایش گذاشته است.

مجله علمی دانش روز، که به تازگی در ایران و به زبان فارسی منتشر شده، به همین مناسبت گزارشی از یافته های اخیر درباره انسان های اولیه در ایران و نحوه زندگی آنها را با عنوان "نئاندرتال های ایرانی بیدار می شوند" به چاپ رسانده که جزئیات تازه ای از زندگی این موجود را نشان می دهد.

بقایای انسان نئاندرتال در ایران، نخستین بار در پاییز سال ۱۳۲۸، توسط یک دیرینه شناس آمریکایی به نام کارلتون کوون، در غارهای بیستون کشف شد، اما تلاش های اخیر پژوهشگران برای دست یابی به نحوه زندگی انسان های اولیه به یافته های تازه ای از این جانداران در ایران انجامیده است.

به نوشته این مجله، ردپای نئاندرتال های ایرانی که آخرین آنها تا سی هزار سال قبل در غارهای آهکی زاگرس سکونت داشتند، در کاوش های اخیر در غارهای قلعه بزی در اصفهان، کشف شده که اسرار تازه ای از زندگی آن ها در فاصله بین ۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش با خود دارد.

سکونتگاه

فریدون بیگلری مسئول بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، که دکترای این رشته را از دانشگاه بوردو فرانسه اخذ کرده، به مجله دانش روز گفته که دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران و غرب آسیا همزمان با پراکنش انسان نئاندرتال در این مناطق است.

این دوره در فاصله بین ۲۵۰ تا ۲۰۰ هزار سال پیش، شروع و در حدود ۴۰ هزار سال پیش به پایان می‌رسد. این دوره با چندین دوره کوتاه گرم و دوره‌های یخچالی طولانی و سرد، مصادف است. با توجه به مطالعات انجام شده در ایران، متوسط دما در آخرین دوره یخچالی در البرز و زاگرس ۵ درجه پایین‌تر از متوسط دمای زمان حال بوده است.

قدیمی‌ترین آزمایش سال یابی انجام شده در مکان‌های پارینه سنگی ایران، مربوط به منطقه همیان، در شمال کوهدشت در لرستان استاین پناهگاه در سال ۱۳۴۸ توسط باستان شناس بریتانیایی چارلز مکبرنی، کاوش شد که در آن مجموعه‌ای از بقایای جانوران شکار شده و دست ساخته‌های سنگی این دوره یافت شده است.

جدید‌ترین آثار نئاندرتال‌ها در ایران بر اساس نتایج چند آزمایش سال‌یابی، در غرب زاگرس و همچنین در شهرستان مبارکه اصفهان، یافت شده ‌است.

آقای بیگلری در کاوش‌های اخیرش در غارهای قلعه بزی در استان اصفهان، به آثار دوره پارینه سنگی میانی برخورده که بیشترین تراکم مکان‌های این دوره در غرب و جنوب زاگرس یافت شده‌است.

بیشترین مکان‌های کاوش شده در استان کرمانشاه و لرستان قرار دارند. در سایر نقاط ایران از جمله آذربایجان، قزوین، زنجان، ایلام، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، فارس، هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، یزد، خراسان و گلستان نیز مکان‌های زیادی شناسایی شده‌اند که سکونتگاه نئاندرتال ها بوده اند.

به گفته آقای بیگلری، شمار زیاد مکان‌های این دوره که بین ارتفاع ۱۰ تا بیش از ۲۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌، نشانگر توان بالای انطباق نئاندرتال با محیط‌های مختلف است.

به این ترتیب، نئاندرتال ‌های ایران در دوره طولانی حضور خود در ایران که احتمالاً نزدیک به یکصد هزار سال به‌طول انجامیده، خود را با انواع شرایط زیست محیطی، از جمله زندگی در مناطق بیابانی و کم آب وفق داده‌اند.

مطالعات دیرین اقلیم شناسی نشان می‌دهد که مرکز فلات ایران در این دوره اقلیم سرد و خشکی داشته‌است و برخلاف نظریات قدیمی، دارای دریاچه‌های متعدد و شرایط مطلوبی برای زیست نبوده‌است.

کشف دست‌ساخته‌های سنگیِ انسان‌های ندرتال در حاشیه کویر در نزدیکیِ کاشان و نطنز نشان می‌دهد که گروه‌های شکارگر و گردآورنده خوراک دوره پارینه سنگی میانی، اردوگاه‌های موقت خود را در نزدیکی چشمه‌ها برپا می‌کردند.

وجود چنین چشمه‌های دائمی در محیط نیمه‌بیابانی خشک و سرد این نواحی، باعث جلب گونه‌های مختلف جانوری و همچنین گروه‌های انسانی می‌شد که برای بقای خود به چنین منابع مهمی وابسته بودند.

از سوی دیگر، کشف دست‌ساخته‌های سنگی این دوره، در مناطق مرتفع کوهستانی در آذربایجان و چهارمحال و بختیاری، نشان می‌دهد که در دوره‌هایی که شرایط اقلیمی مساعد‌تر بوده، نئاندرتال ‌ها به‌طور فصلی برای استفاده از منابع سنگ، به‌منظور ابزارسازی و همچنین شکار گله‌هایی چون بزکوهی، به ارتفاعات بالاتر از دو هزارمتر نیز صعود می‌کردند.

شکل و شمایل

به نوشته دانش روز، جمجمه نئاندرتال ‌ها در مقایسه با جمجمه انسان امروزی، بلند و دوکی شکل با سقفی کوتاه، پیشانی عقب رفته و کوتاه است که در جلو، به دو قوس برجسته ابرویی ختم می‌شود.

بینی آنها بزرگ و آرواره آنها فاقد برآمدگی چانه بود که باعث برجسته شدن کلی بخش میانی صورت می شده است.

در استخوان‌بندی تنه و اندام آنها نیز تفاوت‌هایی با انسان امروزی دیده می‌شود که خصوصا در شکل قفسه سینه و لگن آشکار استنئاندرتال ها در مقایسه با انسان امروزی، نسبتا کوتاه قد بوده‌اند و میانگین طول قامت آنها در مردان ۱۶۴ و در زنان ۱۵۵ سانتیمتر و میانگین وزن ۶۵ کیلوگرم در مردان و ۵۴ کیلوگرم در زنان بوده است.

بدن آنها از ساختاری قوی و عضلانی برخوردار بود. پاها و ساعد آنها در مقایسه با تنه کوتاه بود.

طبق نظر شماری از دیرین انسان‌شناسان، این ویژگی‌ها حاصل انطباق دراز مدت با محیط سرد و خشک دوره یخبندان است که به نئاندرتال‌ها قابلیت حفظ گرما در بدن و شانس بقای بیشتر در شرایط خشن و یخبندانی آن دوره را می‌داده است.

مطالعات جدید ژنتیکی نشان داده که نئاندرتال ها و نسل های اولیه انسان‌های امروزی، در فاصله بین حدود ۸۰ تا ۵۰ هزار سال پیش آمیزش و پیوند داشته‌اند که در نتیجه آن، بین یک تا چهار درصد ژن ندرتال‌ها همچنان در انسان‌های امروزی ساکن آسیا و اروپا دیده می‌شود.

از نکات جالب توجه دیگر که حاصل تحقیقات و پژوهش های میدانی تازه در ایران است این که آثار استفاده نئاندرتال ها از آتش، به شکل قطعات ذغال و لایه‌های خاکستر در چندین مکان کاوش شده مربوط به این دوره در غار کنجی، غار قلعه بزی و چند مکان دیگر یافت شده است.

به گفته فریدون بیگلری، در غرب زاگرس و در کردستان عراق نیز، آثار لایه‌های خاکستر در کاوش ‌های دوره پارینه سنگی میانی، در غار شانیدر یافت شده‌است.

کاوش‌های اخیر در غار قلعه بزی در نزدیکی اصفهان، به شناسایی لایه‌های خاکستر و ذغال با ضخامت نزدیک به یک متر منجر شده‌ که به گفته آقای بیگلری، نشان‌دهنده استفاده متوالی از اجاق در این مکان، توسط ندرتال‌ها است.

مطالعه چند نمونه ذغال از این لایه، نشان می دهد که از چوب درخت پسته، بید و احتمالا سپیدار به‌عنوان هیزم استفاده می شده است.

شکار و تغذیه

تنوع گونه‌های شناسایی شده شکارها توسط نئاندرتال‌ها، نشان می دهد که آنها هم در محیط های باز و هم در دشت های استپی و هم در مناطق کوهستانی به شکار می‌پرداختند. به گفته آقای بیگلری، احتمالا شمار گونه‌هایی مثل گوزن یا گاو وحشی در دوره‌های گرمتر افزایش می‌یافت و در دوره‌های سردتر، گله‌های انطباق یافته با استپ‌های کم‌درخت در دسترس شکارچیان بوده است.

مطالعات انجام شده بر روی مجموعه‌های استخوان جانوران دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران، نشان می‌دهد که شکارگران آن عصر بیشتر به شکار علفخواران بزرگ و متوسط جثه مثل اسب و گورخر، گاو وحشی، بزکوهی، میش وحشی و آهو می‌پرداختند.

در مواردی نیز نشانه های یافت شده حاکی از تمرکز شکارگران بر یک گونه خاص، مثل گورخر یا بزکوهی است. یکی از این موارد جالب توجه، به گفته مدیر بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، غار قبه در شمال شهر کرمانشاه است که در سال ۱۳۳۹ توسط بروس هاو، باستان‌شناس آمریکایی کاوش شد.

در نتیجه این کاوش، بقایای سکونت پارینه‌سنگی میانی، شامل دست‌ساخته‌های سنگی و استخوان حیوانات، یافت شده است.

مطالعه استخوان‌های جانوری غار قبه نشان می‌دهد که استخوان بزکوهی و میش وحشی، بالاترین درصد را در مجموعه دارد. بازسازی و سرهم کردن قطعات تنه استخوان‌های بلند، روشن ساخته که شمار بیشتر قطعات استخوان، مربوط به ران و بازو است که بیشترین حجم گوشت و مغز استخوان را دارد.

این موضوع نشان‌دهنده آن است که ساکنان غار قبه پس از شکار، قسمت‌های پر گوشت لاشه را به درون غار حمل می‌کردند.

انسان های نئاندرتال که نشانه های آن ها در ایران یافت شده، اجساد مردگان خود را در کف غارها دفن می کردند که به دلیل محیط قلیایی داخل این غارها، اسکلت آنها حفظ شده و کمک شایانی به دیرینه شناسان در شناخت انسان های اولیه و نحوه زیست آنها در ایران کرده است.

موسسه جغرافیایی ملی آمریکا بر اساس اسکلت های یافت شده در کاوش غاز شانیدر کردستان، تصویر انسان نئاندرتال کشف شده در ایران را بازسازی کرده است.

نگار نادری پور هم به نوشته مجله دانش روز، تصویر نئاندرتال ایرانی را بازسازی کرده که در موزه بندرعباس به نمایش در آمده است.

http://earth4all.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:44  توسط M.M.M | 
X
 

TAKAMOL

 

 

 

پیدایش انسان


به زبان ساده :پايه علم زيست شناسي در جهان امروز بر پايه اكتشافات داروين است ، بطوري كه در تمام دانشگاه هاي جهان ( حتي ايران ) علومي كه مربوط به زيست شناسي و جانور شناسي مي باشد تماما" بر مبناي اكتشافات و فرضيه هاي داروين تدريس مي شود ، در نتيجه علوم مختلف جانور شناسي عضوي جدا نا پذير از داروينيسم است به شكلي كه معمولا 3 تا 4 واحد در تمام دانشگاه ها در مورد كتابهاي داروين بطور اختصاصي تدريس مي گردد... اين نشانه اين است كه اولا" داروينيسم را جهان علمي امروز كاملا" پذيرفته و دوما" شناخت علوم جانور شناسي و زيست شناسي بدون در نظر گرفتن علوم داروينيسم غير ممكن است...پس اگر اهل علم هستيد و به آن اعتقاد داريد مطالب ذیل را به دقت بخوانيد....

پس مي توان بطور خاص گفت : كليه موجودات از ماده تشكيل شده اند و ماده از سلول ، ماده طبق خاصيت قانون بقاء ماده ،دائما" از صورتي به صورت ديگر تبديل مي شود. اين حالت را در موجودات زنده و در علم زيست شناسي جهش مولوكولها مي گويند . اين جهش و تغييرات در موجودات زنده معمولا" به سوي بهتر شدن مي باشد.جانوري كه از يك سلول به چند سلول جهش پيدا كرده هم مقاومتر است و هم مانا تر . اين جهش بخاطر بدست آوردن شرايط زيستي بهتر توسط همه ماده ها و سلولها اتو ماتيك انجام مي شود . اين بهتر شدن و پيشترفت را تكامل مي گويند.نمونه ساده اين تكامل نوزاد قورباغه است كه ابتدا بدون دست پا وبه شكل ماهي به دنيا مي آيد و نمي تواند در بيرون آب زندگي كند چون آب شش دارد. سپس بعد از يك هفته دست و پا در مي آور و باله هاي آن از بين مي روند و   سپس چشمهايش بزرگ شده و آب شش ها تبديل به شش مي شوند و قورباغه طي يك ماه تكامل مي يابد. اين اتفاق نيز طي چند ميليون سال براي انسان افتاده است.

مقاله زير مختصري از تحقيقاتی با خواندن كتب مختلفي از  چارلز داروين " است. چارلز رابرت داروین (۱۲ فوریه، ۱۸۰۹ - ۱۹ آوریل، ۱۸۸۲)دانشمند و زیست‌شناس انگلیسی و بنیانگذار نظریهٔ تکامل است
داروين يكصد و بيست و پنج سال پيش دنيا را متحول كرد
 .
از مشهورترين کتابهاي او اصل انواع نام دارد...من با استفاده از منابعي كه در زير از آن نام برده ام و مطالعات علم فيزيك و زيست شناسي بر اين باورم كه موجودات و جهان در حال تكامل هستند و دائما" به سمت جلو حركت مي كند ما در هيچ زماني موجوداتي به نام ادم وحوا نداشتيم و انسان امروزي نتيجه گذشت زمان و جهش هاي فيزيكي و مادي و سلولي است كه به اين شكل و شمايل در آمده و صد سال پيش قد و هيكل انسانهاي روي زمين با يكديگر متفاوت بوده است، يعني پدر بزرگ هاي ما از نظر هيكل و قد و اندازه با ما تفاوتهايي داشته اند .

منشاء انسان كجاست و چرا اسكلت هاي كشف شده از زمانهاي دور با ما اينقدر تفاوت دارند وانسان از كجا آمده ؟؟ اين سوالاتي بود كه از مغز هاي کنجکاو دانشمندان تراوش مي كرد .

اسكلت هاي كشف شده از انسانهاي ما قبل تاريخ . يكي سه مييلون سال قدمت دارد و ديگري يك ميليون سال ، با اين تفاوت كه يكي از اينها به غير از اندامش كه در عكس نيست هيچگونه شباهتي به انسان امروزي ندارند ، حتي آرواره ها و دندانها به صورت نيش بوده و گياهخوار بودن را در يكي اثبات و در ديگيري به فاصله چند ميلييون سال انكار مي كند :

بخش يك ، فيزيك چه مي گويد :

كليه موجودات زنده به خاطر اينكه از ماده و كربن تشكيل شده اند اعم از اينكه اديان الهي دلشان بخواهد يا نخواهد و يا به يك مسلمان بي سوادي در كراچي و يا در تهران بر بخورد يا نخورد و اصل داستان و افسانه آدم و حوا زير سوال برود يا نرود و به اسقف اعظم كليساي انجيلي كه از نظر عقايد هيچ فرقي با مدعیان بیسواد سایر ادیان ندارد بر بخورد و بي احترامي بشود يا نشود، به خاطر عنصر هايي كه در هر ماده وجود دارد دائما" از شكلي به شكل ديگر تبديل شده و يا مي ميرند...بنابراين موجودات زنده با توجه به نيازهاي فيزيكي و مادي دائما" نيازهاي خود را بر طرف مي كنند। بنابراين در جهت تكامل و بهتر شدن حركت مي كنند...اين اصل فيزيك و زيست شناسي است...

چارلز داروين نظريه اي را پي ريخت مبني بر فرايند تكاملي موجودات زنده كه با توجه به مطالعات كالبد شناسي ، ديرينه شناسي و ... شباهت هايي را ميان انسان خردورز با انسان نماها و انسان نماها با ميمون ها را اثبات مي كرد . نظرات داروين گسستي در تفكرات مابعد الطبيعي ايجاد كرد كه اين گسست فزوني يافت و كاستي نه . قصد اين مطالعات اين بود : « بنا بر شواهد يافت شده فسيلي از يك تنه اصلي دو شاخه ي مجزا تكامل يافتند كه از يك شاخه ميمون هاي امروزي و از شاخه ي ديگر " همويند " ها يا انسان نماها به وجود آمدند . انسان امروزي يكي از شاخه هاي فرعي بسيار تكامل يافته ي اين شاخه ي دوم است .» گذر از مرحله ي ميمون ها به مرحله ي انسان نماها در اين فرايند تكاملي بسيار حائز اهميت است .

از ظهور انسان نماها بيش از دو بيليون سال مي گذرد . تجهيزات بدني او براي مقابله با مجموعه شرايط محيط بيشتر از جانداران اطرافش ضعيف تر بود . نداشتن هيچگونه آلت دفاعي يا هجومي ، امكان بقا ، تغذيه و دفاع را براي او مشكل مي ساخت ؛ اما به قول گوردن چايلد ـ باستان شناس ـ : « انسان خود را مي سازد » . كشفيات باستان شناسي اذعان مي دارد كه اين موجودات ظاهراً قوي تر از طبيعت اطرافشان شدند ، چرا كه توانستند با شرايط محيطي كنار بيايند و بر آن با فرايند تكامل غلبه نمايند . با اين كه گونه اي محدودزا بودند ، توانستند جمعيت شان را فزوني دهند . نستورخ مي نويسد : « پهناي لگن مستقيماً به راه رفتن قائم مربوط است . شكل و ساختمان لگن انسان به علت اين كه سر جنين انسان از جنين ميمون و ميمون انسان نما بسيار بزرگتر است به طور قابل ملاحظه اي تكامل پيدا كرده است . وجه مشخصه ي لگن خاصره جنس ماده گشادتر بودن دهانه لگن از سوي لگن بزرگ به داخل لگن كوچك است . هنگامي كه ميمون هاي انسان نما به روي مي آوردند ، لگن آن ها به سوي پايين تر قرار گرفت يعني با ستون فقرات در يك خط واقع شد . در ميمون هاي پست كه معمولاً چهاردست و پا راه مي روند ، وزن احشاء شكم ( در ماده ها وزن جنين و جفت و مايع به آن اضافه مي شود ) به وسيله جدار تحتاني شكم نگهداري مي شود و لگن بالاتر قرار مي گيرد .

 

در ميمون هاي انسان نما هنگامي كه تنه در موقع حركت كردن روي شاخه هاي درختان و يا روي زمين كم و بيش قائم است لگن در نگهداري امعاء و احشاء بطن كمك مي كند . در زمان آبستني زنان ، قوه ثقل ، جنين را به طرف لگن مي كشد و مانند اجداد چهارپاي پستاندار منقرض شده ما نيست كه فقط آن را به طرف جدار شكم بكشد . لگن زن با تجديد ساختمان قادر است كه دو وظيفه را به طور كم و بيش رضايت بخش انجام دهد : « به عنوان تكيه گاهي براي بدن به كار مي رود و در عين حال فاصله دهانه ي گشاد كافي براي عبور سر جنين به هنگام زايمان به دست آورد .

حاصل اين مطالعات ديرينه شناسي كه بيشتر تحت تاثير فيلسوفان مادي ( ماركس و انگلس ) بود ، مشخص نمود كه تكامل ميمون ها به مرحله ي انسان نماها دو علت مهم داشت : راست قامتي و ابزار سازي . راست قامتي نيز خود معلول دو علت بود ، تغيير در لگن و ستون فقرات .

در شكل گيري اين دو تغيير اخير جنس ماده نقش تعيين كننده اي داشت . راست قامتي باعث خروج از مرحله ي حيوانيت و ورود به گذر انسانيت است . راست قامتي باعث آزاد سازي دست ها شد و ابزارسازي و كار كردن به تبع آن شكل گرفت كه نتيجه ي آن فايق آمدن بر طبيعت است .

در سپيده دمان تاريخ انساني ، تلاش هاي جنس ماده قابل توجه است . انسان نماها ـ به خصوص جنس نر ـ زودتر متوجه تمايز خود با جنس ماده شدند ، چرا كه تلاش جنس ماده در راستاي راست قامتي ، وضعيت او را سريعتر تغيير داد .

نكته جالبي كه بايد بدانيم اين است كه همانطور كه آخرين گزارش دانشگاه هاروارد در مورد تكامل داده اين است كه كليه موجودات در كره ابتدا يك موجود تك سلولي بودند ، لذا اين موجودات به علت اينكه در ميليونها سال پيش نيمي از كره زمين را اب فرا گرفته بود در آب مي زيستند . لذا در نمودار تصويري زیر شروع تكامل و جهش هاي ژنتيكي را از يك ماهي ترسيم كرده است .اين موجودي كه شبيه ماهي است تكامل يافته موجودات كوچكتري از خودش است كه پس از گذشت 10 تا 20 ميليون سال ذره ذره تبديل به ماهي شده اند.

 

 

 

 

 

آخرين تغيير تا امروز كه چيزي حدود 900 ميليون سال مي گذرد..جالب است بدانيد كه اين تغیير در همين جا تمام نمي شود و اين جهش ها ادامه دارد...يعني انسانهاي يك مييلون سال ديگر .. با ما تفاوتهاي چشمگيري دارند. براي نمونه به انگشتان كوچك اشاره مي كنیم : اين انگشتان كوچك و بدون فايده روزگاري مانند شصت پا بلند و لاغر بودند. براي دويدن و براي شنا كردن و بالاي بالارفتن از درخت. نتيجه اين حرف از صدها مورد اسكلت پيدا شده انسانهاي چند هزار سال پيش بوده است.اما چيزي حدود 2000 سال است كه كم كم كوچك شده واز زماني كه پوشيدن كفش مورد استفاده بشر قرار گرفت و انسان نيازي به پاي برهنه دويدن و شكار كردن نداشت و از چهار پايان استفاده كرد ، اين انگشت به مرور كوچك شد..امروز كه من با شما صحبت مي كنم اين انگشت كوچك پا انقدر كوچك و بي استفاده شده كه گاهي حركت نمي كند و حتي ناخن هاي آن به علت سايش زياد رشد هم نمي كند ؟؟!!! بنابراين جانور شناسان و اندام شناسان معتقدند كه تا چند نسل آينده اين انگشت انقدر كوچك شده كه ناپديد مي شود.بچه هايي كه امروز به دنيا مي ايند به مراتب انگشت پايشان كوچكتر از پدر و مادر هايشان است...



حتي ما در اين اكتشاف ها به جايي مي رسيم كه انسان كاملا" داراي دم و دستاني 3 انگشته است !!! و انسانهاي 1 و 2 ميليون سال پيش هيچ شباهتي به من و شما نداشتند و انسانهاي 4 تا 5 ميليون سال پيش اصلا" جانوراني شبيه به ميمون بودند...لذا با توجه به اين كه از عمر زمين حدود دو بيليون سال مي گذرد


مواردي كه در تحقيقات داروين به عنوان نظريه اعلام شد ولي امروز اثبات گرديده و تكامل موجودات را ثابت مي كند :
الف - سازگاری با محيط . که نوعی قانون طبيعيست
ب -نمونه های مداخلهء انسان در محيط بسيار نادر است (مثلاً، انسان ميکوشد آفتهای کشاورزی را با سمهای گوناگون از ميان ببرد। اين کار ابتدا نتايج مطلوب دارد. ولی وقتی مزرعه يا باغی را به قصد دفع آفتها سمپاشی ميکنيم، در واقع تعادل طبيعت را به هم ميزنيم. اين جهشهای پياپی، نوعی آفت پرورش ميدهد که در برابر سموم ما مقاوم است. حال ميدان می اُفتد دست اين {برنده} ها و مبارزه با آن ها دشوار و دشوارتر ميشود. اين همه برای آنکه انسان درصدد برآمد اين آفتها را ريشه کن کند. حق حيات از آنِ انواع مقاومتر است)
ج- قوي در طبيعت پيروز است - يعني موجود و ماده و باكتري قوي تر غالب بر بقيه مي شود.منظورم اين است آن هايی که در تنازع بقا باختند، از صحنه خارج شدند ،  برای آمدن شماره های برندهء هرنوع گياه و حيوان در کرهء زمين مليونها سال ميبايست طی شود و حال آنکه شماره های بازنده فقط يک بار رُخ مينمايند. بدين قرار انواع حيوانها و نباتاتی که امروز وجود دارند همه شماره های برندهء بخت آزمايی بزرگ حيات اند

د - داروين، نموداری در اختيارمان گذاشت که چگونگی تقسيم انواع گوناگون گياهان و حيوانها را نشان ميدهد. ميتوان ديد که نوعهای مختلف به گروهها، طبقه ها و تيره های متفاوت تعلق دارند.»
«انسان و ميمون وابسته به دستهء موسوم به نخستی (primate) اند. نخستيها پستان دارند و پستانداران از گروه مُهره داران اند، که خود جزء جانوران چندياخته يی ميباشند.»
«اين دسته بندي را ارسطور نيز بدان اشاره كرده بود.طی قرنها، رده ها و تيره های متفاوت جانوران پديد آمد.

در حقيقت امروز بيش از يک مليون نوع جانور در جهان وجود دارد و اين يک مليون بخشی کوچک از انواع جانورانيست که در طول زمان در زمين ميزيسته اند. ميتوانید، برای مثال، ببينید که جانوران گروه بندپايان خرچنگی (Trilobita) کاملاً از ميان رفته اند.»برخی از اين ها ممکن است در دومليارد سال گذشته تغييری نکرده باشند.

ه- ممكن است براي هر خواننده اي سوال پيش بيايد كه پس اگر همه موجودات دنيا از شاخه خودشان از يك سلول بوجود آمده اند و تكامل يافته و جهش هاي مختلف اينهمه گونه مختلف را بوجود آورده پس خود آن سلول اولي از كجا آمده؟؟ او كه ديگر مادري نداشته ؟؟
جالب است بدانیم كه داروين بخاطر وجود تفكرات مذهبي شديد در آن موقع در انگلستان چيزي نمانده بود كه مانند گاليله سرش را به باد دهد چرا كه او ساده و علمي مي گفت آن چيزي كه از خلقت انسان در دين آمده زائيده علم نيست و گفته هاي انسانهايي است كه از تفكرات و خيالات خود بخاطر نداشتن دانش كافي اعلام كرده اند ولي جواب اين سوال را خودش رك و ساده داده است :
بگذارید ابتدا اين را بگويیم که تمامی موجودات زندهء زمين- چه گياهان چه جانوران- از يک جوهر ساخته شده اند ، ساده ترين تعريف حيات اين است که حيات جوهريست که ميتواند در محلولی مُغذی خود را به دو بخش همسان تقسيم کند. اين فعل و انفعال زير فرمان ماده ييست که آن را «DNA» ميخوانيم. منظورمان از «DNA» کروموزومها، يا ساختارهای توارثی، است که در همهء سلولهای زنده يافت ميشود. اصطلاح موليکولِ «DNA» نيز به کار ميرود، چون «DNA» در واقع موليکولی مُرکب- يا مکروموليکول- است. پس مسأله اين است که موليکول نخستين چگونه پديد آمد .

چهاربليون و ششصد مليون سال پيش که منظومهء شمسی به وجود آمد زمين ابتدا توده يی گداخته بود و رفته رفته به سردی گراييد। حيات در کرهء ما، به اعتقاد علم جديد، بين سه تا چهار بليون سال پيش آغاز شد.» سيارهء ما ابتدا به شکل امروزيش نبود. حياتی در آن وجود نداشت و در فضای جوّ هم آکسيژن نبود. آکسيژن طبيعی ابتدا از راه نور ساخت (فوتو سنتز photosynthesis) نباتات درست شد. نبودِ آکسيژن در واقع واجد اهميت است. هسته های سلولی حيات- که قادر اند «DNA» درست کنند- نميتوانستند در محيطی محتوای آکسيژن پيدا شوند،چون آکسيژن سخت واکنش پذير است. بدين سبب پيش از آن که «DNA» شکل يابد، سلولهای موليکولی آن اُکسيده ميشوند.بدين گونه است که ما يقين داريم امروز هيچ حيات تازه يی، حتی چيزی از قبيل يک باکتري يا ويروس جديد، پديد نمی آيد. کُل حيات در روی زمين دقيقاً يک قدمت دارد. شجره نامهء فيل و ريزترين باکتريا يک اندازه است.

تقريباً ميتوان گفت که فيل- يا آدم- در حقيقت تودهء انباشته يی موجودات تک سلوليست. زيرا هر ياختهء بدن ما دارای همان مادهء موروثيست. رمز هويت ما در هر سلول کوچک ما نهان است!!!< تمام فضايل موروثی در تمام سلولها فعال نيست و يکی از رازهای بزرگ حيات آن است که ياخته های يك جانور چند ياخته يی چگونه در وظيفهء خود تخصص مييابند। پاره يی از اين خصايل- ژنها- {فعال} و بقيه {غيرفعال} اند. سلول جگر به اندازهء سلول عصب يا به اندازهء سلول پوست پروتيين توليد نميکند. ولی اين سه نوع سلول هرسه موليکول «DNA» واحدی دارند، اين موليکول حاوی رمز ساختار هر موجود است. چون در جوّ زمين آکسيژن وجود نداشت، طبعاً لايهء آزون محافظی هم دور زمين نبود. يعنی چيزی جلو تشعشعهای کيهانی را نميگرفت. اين نيز واجد اهميت است چون اين تشعشعها احتمالاً به تشکيل نخستين موليکول مُرکب ياری رساند. همين تابشهای کيهانی منبع واقعی انرژی بود که باعث شد مواد گوناگون شيميايی بر روی زمين درهم آميزند و به صورت موليکول درشت پيچيده يی درآيند. پس : .....نخست آنکه آکسيژن در جوّ زمين وجود نداشته باشد و دوم اين که تشعشعهای کيهانی به زمين بتابد حال كه اين نكات را دانستيم به تعريف دارويس در مورد مي پردازيم كه اين سلول مادر چيست و از كجا آماده بوده :"داروين مي گويد اگر ، بتوانيم حوضچهء گرمی را در نظر آوريم که در آن انواع و اقسام نمکهای حاوی آمونياک، فسفر، نور، دما، برق و غيره وجود داشته باشد و به کمک فعل و انفعالهای شيميايی ترکيبهای پروتيينی در آن جا پديد آيد و اين ها آمادهء تغييرهای پيچيده تر باشد . . ....داروين دارد فلسفه بافی ميکند که سلول اوليه چگونه احياناً ممکن است از ماده يی غيرآلی به وجود آمده باشد. اين مرتبه هم تيرش به هدف ميخورد. دانشمندان امروز فکر ميکنند شکل اوليهء حيات در نوعی {حوضچهء گرم} پيدا شد. درست همان طور که داروين حدس زده بود در اين {حوضچهء گرم}- يا سوپ آغازين، به گفتهء دانشمندان امروزی- روزگاری موليکول درشت بی نهايت پيچيده يی شکل يافت که خاصيتی شگفت آسا داشت: ميتوانست به دو بخش همسان تقسيم شود. بدين ترتيب، فرايند طولانی تکامل شروع شد. اگر مطلب را قدری ساده کنيم، ميتوان گفت که حال داريم از نخستين مادهء موروثی، از نخستين «DNA» يا نخستين سلول زنده، صحبت ميکنيم. اين سلول بارها و بارها خود را به اجزای کوچکتر بخش کرد- ولی استحاله و تبديل از همان مرحلهء اول شروع شد. پس از گذشت مليونها سال، يکی از اين موجودات تک سلولی به موجود چند سلولی پيچيده تری متصل شد. بدين ترتيب نورساخت (فوتو سنتز) نباتان آغاز گرديد و آکسيژن در جوّ پديد آمد. اين رويداد دو نتيجه داشت: يک، جوّ موجود تکامل جانورانی را که از راه ريه نفس ميکشند ميسر ساخت. دو، اين جوّ حيات را از تشعشعهای کيهانی زيانبار محافظت کرد. همين تشعشعهايی که احتمالاً {جرقهء} حياتیِ شکل پذيریِ نخستين سلول بود، در عين حال برای انواع حيات مضر بود.» حيات در {درياها}ی اوليه آغاز شد، مقصود از سوپ آغازين همين است। در آن جا حيات ميتوانست مصون از اشعه های زيانبار زيست کند. مدتهای درازی پس از آن، پس از پديدآمدن جوّ در محيط زيستی اقيانوس، نخستين دوزيستان به خشکی خزيدند. بقيهء ماجرا را قبلاً برايت گفته ام. حال ما اين جا، در اين کُلبه وسط جنگل، نشسته ايم و به گذشته، به فرايندی که سه يا چهار مليارد سال به طول انجاميد، مينگريم. اين فرايند طولانی سرانجام در درون ما از خود آگاهی پيدا کرده است .

http://darvinism.blogfa.com/post
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:40  توسط M.M.M | 
فرگشت انسان از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد     بخشی از مجموعه مقاله‌های زیست‌شناسی فرگشتی نمودار واگرایی گروه‌های آرایه‌ای نوین ازنیای مشترکشان. مباحث اصلی[نمایش] روندها و نتایج[نمایش] تاریخ طبیعی[نمایش] تاریخچه نگره فرگشتی[نمایش] شاخه‌ها و کاربردها[نمایش] پیامدهای اجتماعی[نمایش] درگاه.ویکی‌پروژه ن   ب   و ن   ب   و
با وجود این که شروع فرگشت انسان (تکامل آن) به عنوان یک موجود زنده، مانند تمام موجودات زندهٔ دیگر، به زمان پیدایش حیات بر روی کره زمین باز می‌گردد؛ ولی به طور کلی واژهٔ فرگشت انسان به تاریخچهٔ فرگشت نخستی‌سانان (پستانداران شبیه انسان) و به خصوص سرده انسان، از جمله پیدایش انسان‌ها به عنوان گونه‌ای مجزا از انسان‌سایان (کپی‌های بزرگ) اطلاق می‌شود. مطالعهٔ فرگشت انسان زمینه‌های مختلف علمی از جمله انسان‌شناسی فیزیکی، نخستی‌شناسی، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، رویان‌شناسی، و ژنتیک را در بر می‌گیرد.[۱]
مطالعات ژنتیک نشان می‌دهند که تکامل نخستی‌سانان احتمالاً در اواخر دورهٔ کرتاسه، ۸۵ میلیون سال پیش، شروع شده‌است. مجموعهٔ سنگواره‌های گردآوری شده نیز بیانگر آنست که این زمان پیش از دورهٔ پالئوسن، ۵۵ میلیون سال پیش، بوده‌است.[۲][۳] خانوادهٔ انسان‌سایان، یا کپی‌های بزرگ، بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون سال پیش از خانوادهٔ گیبونها جدا شدند. حدود ۱۴ میلیون سال پیش اورانگوتانها از خانوادهٔ انسان‌سایان جدا شدند.[۴] راه رفتن روی دوپا ابتدایی‌ترین انطباق در دودمان انسان‌تباران است، و نخستین انسان‌تبارانی که بر روی دوپا راه می‌رفته‌اند،ساحل‌مردم و اررین بوده‌اند. آردی‌کپی که کاملاً بر روی دوپا راه می‌رفته‌است، اندکی بعد تکامل پیدا کرده‌است. گوریلها و شامپانزه‌ها حدوداً در یک زمان از این دودمان جدا شدند و احتمالاً ساحل‌مردم یا اررین آخرین نیای مشترک ما و آنها بوده‌است. راه رفتن اولیه بر روی دو پا سرانجام منجر به تکامل جنوبی‌کپی‌آسا و بعدها سرده انسان گردید. انسان‌های امروزی از انسان‌سایانی که بین ۲٫۳ تا ۲٫۴ میلیون سال پیش در آفریقا می‌زیستند، تکامل یافته‌اند.[۵][۶]
نخستین گونه‌های ثبت شده از سردهٔ انسان، انسان ماهر و انسان گاتنگی هستند که در حدود ۲٫۳ میلیون سال پیش تکامل پیدا کردند. بر طبق شواهد موجود، انسان ماهر اولین گونه‌ای بوده که از ابزار استفاده می‌کرده‌است. اندازهٔ مغز این انسان‌های اولیه در حدود اندازهٔ مغز شامپانزه بوده‌است. از آن زمان و در طول این چند میلیون سال تا کنون فرایند افزایش اندازهٔ مغز ادامه یافته‌است به طوری که با پیدایش انسان راست‌قامت، حجم جمجمهٔ آن به دو برابر حجم جمجمهٔ انسان ماهر افزایش یافته بود. انسان راست‌قامت و انسان کارورز نخستین انسان‌هایی بودند که به خارج از آفریقا کوچ کردند. این گونه‌ها بین ۱٫۸ تا ۱٫۳ میلیون سال پیش در آفریقا، آسیا و اروپا پراکنده شدند. پنداشته می‌شود که این گونه‌ها، نخستین گونه‌هایی بودند که از آتش و ابزار پیچیده استفاده کردند.
دیدگاه غالب در میان دانشمندان این است که مبدا پیدایش انسان‌های امروزی با فرضیه اخیر «خروج از آفریقا» یا «تک مبدائی» توضیح داده می‌شود[۷][۸][۹] که بیان می‌دارد آغاز تکامل انسان‌های امروزی در آفریقا بوده‌است و سپس بین ۵۰٫۰۰۰ تا ۱۰۰٫۰۰۰ سال پیش آنها به خارج از قارهٔ آفریقا مهاجرت کردند و کم‌کم جایگزین انسان‌های راست قامت در آسیا و نئاندرتالها در اروپا شدند. فرضیهٔ دیگری نیز به نام «فرضیهٔ چند ناحیه‌ای» وجود دارد که عنوان می‌کند انسان‌ها پس از مهاجرت انسان‌های راست قامت از آفریقا به سایر نقاط جهان در حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش در مناطق جغرافیایی مختلف به صورت جمعیت‌های جداگانه ولی با پیوند بین نژادها تکامل یافتند. شواهد نشان می‌دهد که هاپلوتیپهای متعددی که منشأ نئاندرتالی دارند در حال حاضر در جمعیت‌های غیرآفریقایی یافت می‌شود. شواهد نشان دهندهٔ آن است که نئاندرتال‌ها و گونه‌های دیگر انسان‌سایان مانند انسان‌تبار دنیسووا تا ۶ درصد در ژنهای انسان‌های امروزی (در نژادهای مختلف این مقدار متفاوت است) مشارکت داشته‌اند.[۱۰][۱۱][۱۲]
انسان امروزی که انسان خردمند نامیده می‌شود تنها گونهٔ بازمانده از انسان‌تباران است. انسان‌های خردمند باستانی بین ۴۰۰٬۰۰۰ تا ۲۵۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل یافتند و از آنان انسان‌های به‌کالبد امروزی در اواسط دوره پارینه سنگی، حدود ۲۰۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل پیدا کردند.[۱۳] بنابر باور بسیاری از دانشمندان انسان‌هایی با رفتار نوین حدود ۵۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل یافتند، هرچند که عده‌ای آغاز رفتار نوین در انسان‌ها را هم‌زمان با تکامل انسان‌های به‌کالبد امروزی می‌دانند.[۱۴]
  محتویات   [نهفتن]  ۱ تاریخچهٔ اندیشه‌ها ۲ شواهد موجود ۳ پیش از انسان ۳.۱ تکامل کپی‌های بزرگ ۳.۲ جدا شدن دودمان انسان از سایر کپی‌های بزرگ ۴ سردهٔ انسان ۴.۱ انسان ماهر و انسان گاتنگی ۴.۲ انسان رودولفی و انسان گرجی ۴.۳ انسان کارورز و انسان راست‌قامت ۴.۴ انسان سپرانن سیس و انسان پیشگام ۴.۵ انسان هایدلبرگی ۴.۶ انسان رودزیایی و جمجمهٔ گویس ۴.۷ نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا ۴.۸ انسان فلورسی ۴.۹ انسان خردمند امروزی ۵ استفاده از ابزار ۵.۱ انسان خردمند امروزی و بحث «جهش بزرگ رو به جلو ۶ مدل‌هایی در مورد پیدایش انسان ۶.۱ مدل خروج از آفریقا ۶.۲ مدل چند ناحیه‌ای ۷ تکامل اخیر و در حال رخداد در انسان ۸ اولین انسان چه کسی بوده‌است؟ ۹ پژوهشگران برجسته در زمینهٔ تکامل انسان ۱۰ فهرست گونه‌ها ۱۱ منابع ۱۲ جستارهای وابسته ۱۳ منابع برای مطالعهٔ بیشتر ۱۴ پیوند به بیرون
  تاریخچهٔ اندیشه‌ها[ویرایش]
آناکسیماندروس، فیلسوف یونان باستان عنوان کرده‌است: «بشر در ابتدا به صورت حیوانی دیگر، شبیه ماهی بوده‌است».[۱۵]
کارل لینه کسی بود که برای اولین بار لغت homo را که امروزه در زیست‌شناسی (در مراجع انگلیسی) برای سردهٔ انسان به کار می‌رود را در سیسستم طبقه‌بندی موجودات خود استفاده کرد. لینه و سایر دانشمندان هم عصرش کپی‌های بزرگ را به عنوان نزدیک‌ترین گونه‌های جانوری به انسان از نظر ریخت‌شناسی و کالبدشناسی دسته بندی کردند. اندیشهٔ امکان وجود نیاکان مشترک برای انسان و کپی‌های قدیم تر با انتشار کتاب خاستگاه گونه‌ها توسط چارلز داروین در سال ۱۸۵۹ میلادی مطرح شد. داروین در این کتاب اندیشهٔ تکامل گونه‌های جدید از گونه‌های قدیم‌تر را توضیح داد. کتاب داروین به منشأ پیدایش انسان پاسخی نداد و تنها به این نکته بسنده کرد که «به زودی منشا پیدایش انسان و روند تکامل آن روشن خواهد شد».   سنگوارههای انسان‌سایان در موزه استخوان‌شناسی اوکلاهما در شهراوکلاهما سیتی آمریکا
نخستین مناظره‌ها دربارهٔ ماهیت تکامل انسان بین توماس هاکسلی و ریچارد اون درگرفت. هاکسلی تکامل انسان از کپی‌ها را با ارایه موارد بسیاری از شباهت‌ها و تفاوت‌های بین انسان‌ها و کپی‌ها توضیح داد. او همچنین در سال ۱۸۶۳ میلادی کتابی با عنوان شواهدی در مورد جایگاه انسان در طبیعت در این زمینه منتشر کرد. اما در هر حال خیلی از طرفداران اولیه داروین (مانند الفرد راسل والاس و چارلز لایل) موافق نبودند که منشا قابلیت‌های ذهنی و احساسات اخلاقی انسان‌ها می‌تواند با انتخاب طبیعی توضیح داده شود. داروین کاربرد نظریهٔ تکامل و انتخاب جنسی در مورد انسان‌ها را در کتابش با عنوان تبار انسان، و انتخاب طبیعی در ارتباط با جنسیت که در سال ۱۸۷۱ میلادی منتشر شد، توضیح داد.[۱۶]
مشکل بزرگی که در آن زمان وجود داشت عدم وجود سنگواره‌های گونه‌های انتقالی بود. با وجودی که اوژن دوبوا در سال ۱۸۹۱ میلادی سنگوارهٔ موجودی را در جزیرهٔ جاوه کشف کرد که هم‌اکنونانسان راست‌قامت نام‌گذاری شده‌است، ولی این مشکل کماکان ادامه داشت تا اینکه در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی با کشف نمونه‌های متعددی از سنگواره‌های گونه‌های انتقالی در آفریقا، گردآوری این‌گونه سنگواره‌ها آغاز شد. در سال ۱۹۲۵ میلادی، ریموند دارت گونه جنوبی‌کپی افریقایی را از روی نمونه سنگواره‌ای مربوط به یک نوزاد که در اطراف شهر توانگ آفریقای جنوبی در یک غار پیدا شده بود، معرفی کرد. باقی‌مانده‌های این نوزاد یک جمجمهٔ بسیار کوچک و قالبی از مغز او بود. با وجودی که مغز یافت شده کوچک بود (۴۱۰ سانتی‌متر مکعب)، ولی شکل آن برخلاف مغز شامپانزه‌ها و گوریل‌ها حالت گرد و به مغز انسان‌های امروزی شباهت داشت. همچنین، نمونهٔ یافت شده دارای دندان‌های نیش کوتاه بود و موقعیت سوراخ پس سری آن نشان می‌داد که این سنگواره مربوط به موجودی دو پا بوده‌است. تمام این شواهد دارت را قانع ساخت که سنگوارهٔ کودک توانگ مربوط به نیاکان دو پای انسان‌ها است که شکل انتقالی بین انسان و کپی‌ها بوده‌اند.
طبقه بندی انسان‌ها و وابستگان آنها از سال ۱۹۵۰ میلادی به بعد تغییرات عمده‌ای کرده‌است.[۱۷] به عنوان مثال، قبلاً جنوبی‌کپی‌آساهای ظریف به عنوان نیاکان سردهٔ انسان پنداشته می‌شدند[۱۸] جنوبی‌کپی‌آساها و انسان‌های خردمند امروزی هر دو از دودمان انسان‌تباران هستند.[۱۹]
داده‌هایی که در دههٔ ۱۹۷۰ میلادی جمع‌آوری گردید نشان داد که جنوبی‌کپی‌آساها گروه متنوعی بوده‌اند و جنوبی‌کپی‌های آفریقایی ممکن است نیاکان مستقیم انسان نبوده باشند.[۲۰] با طبقه‌بندی مجدد جنوبی‌کپی‌آساها که در ابتدا به دو بخش ظریف و تنومند تقسیم می‌شدند، بخش تنومند به عنوان سرده‌ای جدید با نام پرامردم معرفی شد.[۲۰] آرایه‌شناسان، انسان‌های خردمند امروزی، جنوبی‌کپی‌آساها و سایر گونه‌های وابسته را به مانند کپی‌های بزرگ در خانواده انسان‌سایان قرار می‌دهند. ریچارد داوکینز در کتابش با نام داستان نیاکان عنوان می‌کند که جنوبی‌کپی‌آساهای تنومند نیاکان گوریل‌ها بوده‌اند، پاره‌ای از جنوبی‌کپی‌آساهای ظریف نیاکان شامپانزه‌ها و باقی آنها نیاکان انسان‌های خردمند امروزی بوده‌اند.[۱۹]
پیشرفت‌های عمده در دانش تعیین توالی دی‌ان‌ای در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی، به ویژه در زمینهٔ دی‌ان‌ای میتوکندریایی (mtDNA) و دی‌ان‌ای Y یا Y-DNA کمک بزرگی به فهم منشأ پیدایش بشر کرده‌است.[۲۱][۲۲][۲۳] تعیین توالی mtDNA و Y-DNA که از گروه‌های گسترده‌ای از جمعیت‌های بومی گردآوری شد اطلاعات نیاکان آنها را که به ژن‌های موروثی مردانه و زنانه مرتبط است، روشن ساخت.[۲۴] مرتب کردن این اطلاعات در درخت ژنتیکی به عنوان پشتوانه‌ای بر نظریهٔ خروج از آفریقا قلمداد شد.[۲۵] تحلیل‌ها نشان دهندهٔ گوناگونی بیشتر الگوی دی‌ان‌ای در آفریقا بوده‌اند که این مطلب با این نظریه که آفریقا موطن حوای میتوکندریایی و آدم رنگین‌تن Y بوده، سازگار است.[۲۶] شواهد موجود[ویرایش]
شواهد تکامل انسان در بسیاری از زمینه‌های علوم طبیعی یافت می‌شود. بیشتر این شواهد در سنگواره‌های گردآوری شده‌است هرچند که دانش ژنتیک نیز نقش تکمیلی و رو به رشدی در این زمینه دارد. مطالعات رشدشناسی، تاریخ نژادی و به ویژه زیست‌شناسی تکاملی در مورد مهره داران و بی مهرگان بینش قابل توجهی در مورد تکامل کل حیات و به ویژه اینکه انسان‌ها چگونه تکامل یافته‌اند فراهم می‌کند. مطالعات خاص در مورد مبدأ حیات انسان‌ها، انسان‌شناسیبا گرایش دیرین‌انسان‌شناسی نامیده می‌شود.[۲۷]
سنگواره‌های گردآوری شده از انسان‌سایان نشان می‌دهد که در طول زمان به تدریج ستون فقرات آنان صاف شده، حجم مغز افزایش یافته، ترکیبات صورت ظریف‌تر شده، و عضلات مربوط به جویدن همزمان با تغییر وضعیت دندان‌ها کمتر شده‌است.
در نخستی‌سانان عالی، دُم در لگن خاصره به صورت استخوان خاجی گنجانده شده‌است. تمام مهره داران حداقل در مدتی از زندگی خود دارای دُم هستند. در انسان‌های خردمند امروزی، دُم به مدت چهارهفته در طول مراحل کارنگی ۱۴ تا ۲۲ دروهٔ جنینی وجود دارد.[۲۸] انسان‌های خردمند امروزی دارای پلک سوم می‌باشند که کارآیی ندارد. انسان‌ها همچنین دارای عضلات خارجی گوش هستند[۲۹] که حیوانات از آنها برای چرخاندن و کنترل گوش‌ها به صورت مستقل از سر استفاده می‌کنند تا بتوانند بر صداهای خاصی متمرکز شوند. انسان‌ها هنوز باقی‌مانده‌هایی از چنین عضلاتی را دارند ولی این عضلات در طول تکامل ضعیف شده‌اند به گونه‌ای که فقط قادرند گوش‌های انسان را کمی تکان دهند.[۳۰]
عضلهٔ پلانتاریس در پای انسان نیز شاهدی است بر تکامل انسان‌های خردمند امروزی. این عضله در حیوانات برای گرفتن و کنترل اشیاء با پاهایشان استفاده می‌شود و به آنها این قابلیت را می‌دهد که از پاهایشان مانند دستهایشان برای گرفتن اشیا استفاده کنند. در انسان‌ها نیز این عضله وجود دارد ولی در طول تکامل چنان کارآیی خود را از دست داده‌است که امروزه پزشکان هنگام نیاز به بافت‌های ترمیمی برای سایر قسمت‌های بدن آن را خارج و از آن استفاده می‌کنند. این عضله چنان برای بدن انسان بی‌اهمیت شده که ٪۹ انسان‌های امروزی بدون آن متولد می‌شوند.[۳۱] مدرک دیگری بر تکامل اندام ژاکوبسون است که بخشی از کالبد حیوانات می‌باشد. ریشهٔ این اندام را در انسان می‌توان در پیشینهٔ جنسی انسان‌ها در ماقبل تاریخ جستجو کرد. این اندام که در مجرای بینی واقع است، فرومون‌ها را که مواد شیمیایی تحریک کنندهٔ جنسی، هشدار دهنده یا یابندهٔ غذا هستند، ردیابی می‌کند. این اندام به حیوانات اجازه می‌دهد که هم‌نوعانشان را برای جفت‌گیری یا اعلام خطر تعقیب کنند. انسان‌ها با اندام ژاکوبسون به دنیا می‌آیند، ولی قابلیت‌های این اندام در مراحل اولیهٔ پس از تولد رفته رفته کم می‌شود تا جایی که دیگر استفاده‌ای ندارد.[۳۲] در مواردی برای اندامهایی که به عنوان اندام‌های زائد شناخته می‌شدند کاربردهایی پیدا شده‌است.[۳۳] دندان‌های عقل دلایل دیگری بر تکامل انسان هستند. نیاکان انسان به مقدار زیادی از گیاهان تغذیه می‌کردند و نیاز داشتند تا مقادیر زیادی از گیاهان را در طول یک روز با سرعتی کافی بخورند تا بتوانند مواد مورد نیاز بدنشان را تأمین کنند. این موضوع خصوصاً زمانی اهمیت داشت که بدن انسان قابلیت هضم سلولز به میزان کافی را نداشت. هنگامی که عادات غذایی بشر تغییر کرد، آروارهٔ انسان کوچک‌تر شد و دیگر نیازی به دندان آسیای سوم یا دندان عقل نبود.[۳۴]
در ژنتیک تکاملی انسان بررسی می‌شود که تا چه میزان یک ژن انسان با بقیه و با گذشتهٔ تکاملی که سبب پیدایش آن شده تفاوت دارد. تفاوت بین ژن‌ها مفاهیم و کاربردهای متنوعی در انسان‌شناسی، پزشکی و پزشکی قانونی دارد. داده‌های ژنتیک بینش عمده‌ای در زمینهٔ تکامل انسان فراهم می‌کند.
در سال ۲۰۰۵ بیش از صد نفر از دانشمندان در ده موسسهٔ پژوهشی بزرگ دنیا، با مطالعهٔ ۲۳۷ میلیون جفت از اجزای تشکیل‌دهندهٔ کروموزوم شماره ۲ انسان، نشان دادند که این کروموزوم از جوش خوردن دو کروموزوم شامپانزه ایجاد شده‌است و به همین دلیل است که انسان‌ها یک جفت کروموزوم کمتر از شامپانزه‌ها دارند. نتایج این مقاله نشان می‌دهد انسان و شامپانزه نیاکان مشترک داشته‌اند.[۳۵] پیش از انسان[ویرایش] تکامل کپی‌های بزرگ[ویرایش]
تاریخچهٔ تکامل نخستی‌سانان به ۶۵ میلیون سال پیش باز می‌گردد.[۳۶] قدیمی ترین گونهٔ پستاندار شبیه به نخستی‌سانان،[۳۷] پلسیاداپیس، ابتدا در آمریکای شمالی می‌زیست و بعدها در شرایط آب و هوایی گرمسیری دورهٔ پالئوسن وائوسن در اوراسیا و آفریقا پراکنده گردید. نخستی‌سانان اولیه با توجه به شواهد موجود[۳۸] در اوراسیا رشد و نمو پیدا کردند و این دودمان که بعدها منجر به پیدایش کپی‌های آفریقایی و انسان‌ها گردید، از اروپا و آسیای غربی به سمت جنوب به طرف آفریقا مهاجرت کردند. آن بخشی از جمعیت آنان، که بیشتر سنگواره‌های آنان در لایه‌های بالایی دورهٔ ایوسن و لایه‌های پایینی دورهٔ الیگوسن در نزدیکی شهر فیوم مصر یافت شده‌است، در واقع نیاکان تمام گونه‌های زنده لمور در ماداگاسکار، لوریس تنبل در آسیای جنوب شرقی، گالاگو در آفریقا، راست‌بینیان یا میمون‌های بر قدیم، میمونان: میمون‌های بر جدید، کپی‌های بزرگ و انسان‌های خردمند امروزی محسوب می‌شوند.
قدیمی ترین میمون بر قدیم شناخته شده کامویاکپی است که قدمت سنگواره‌های یافت شدهٔ آن در لایه‌های بالایی دورهٔ الیگوسن در نواحی شمال کنیا ۲۴ میلیون سال برآورد می‌شود.[۳۹] گمان می‌رود که نیای این میمون بر قدیم، گونه‌ای نزدیک به آجیپتوکپی، پراپلیوکپی و پاراکپی باشد که در حدود ۳۵ میلیون سال پیش در فیوم می‌زیسته‌است.[۴۰] در سال ۲۰۱۰ میلادی، با معرفی سعدان که تخمین زده شده حدود ۲۸ تا ۲۹ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است، به عنوان گونه‌ای نزدیک به آخرین نیای مشترک راست‌بینیان، جای خالی موجود در دوره‌ای ۱۱ میلیون ساله در سنگواره‌های گردآوری شده پر شد.[۴۱]   اسکلت بازسازی شدهٔ پروکنسول بی دم
تنوع انواع درخت زی میمون‌های بر قدیم و کپی‌هادر شرق آفریقا در اوایل دورهٔ میوسن، حدود ۲۲ میلیون سال پیش، نشانگر تاریخچه‌ای طولانی از پراکنده شدن گونه‌ها از زمان‌های پیشتر از آن است. سنگواره‌هایی که از ۲۰ میلیون سال پیش به جا مانده‌اند شامل تکه‌هایی هستند که به ویکتوریاکپی، قدیمی ترین میمون‌های بر قدیم نسبت داده می‌شوند. از میان سرده‌هایی از دودمان کپی‌ها که گمان می‌رود تا ۱۳ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند می‌توان به پروکنسول، رنگواکپی، دندروکپی، لیمنوکپی، ناچولاکپی، اکواتوریوس، نیانزاکپی، افروکپی، هلیوکپی، و کنیاکپی که همگی در شرق آفریقا می‌زیسته‌اند اشاره کرد. وجود گونه‌هایی غیر از میمونان بر قدیم در اواسط دوره میوسن و در مناطقی دور از هم، مانند اوتاوی کپی که سنگوارهٔ آن در رسوبات غارهای نامیبیا پیدا شده و پیرول کپی و درایوکپی که در فرانسه، اسپانیا و اتریش یافت شده‌اند حکایت از تنوع فراوان این گونه‌ها در آفریقا و مناطق مدیترانه در آب و هوای نسبتاً گرم و نامتغیر اوایل و اوسط دورهٔ میوسن دارد. جدیدترین گونه از خانوادهٔ انسان‌سایان در دورهٔ میوسن، اوپروکپی نام دارد که ۹ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است و سنگوارهٔ آن در بسترهای زغال سنگ در ایتالیا یافت شده‌است.
شواهد مولکولی نشان می‌دهد که گیبون‌ها حدوداً ۱۲ تا ۱۸ میلیون سال پیش از کپی‌های بزرگ جدا شدند و اورانگوتان‌ها ۱۲ میلیون سال پیش از کپی‌های بزرگ جدا شدند. هنوز سنگواره‌ای که بتوان با کمک آن نیاکان گیبون‌ها را (که ممکن است محل پیدایش آنها از جمعیت‌های انسان‌سایان جنوب شرق آسیا بوده باشد) مستند کرد، یافت نشده‌است. اما در مورد اوانگوتان‌ها، می‌توانسیواکپی در هند و گریفوکپی در ترکیه را که ۱۰ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند به عنوان نیاکان آنها بر شمرد.[۴۲] جدا شدن دودمان انسان از سایر کپی‌های بزرگ[ویرایش]   بازسازی یک جنوبی‌کپی عفاری ماده
از گونه‌های ناکالی کپی که سنگواره‌های آن در کنیا و اورانوکپی که سنگواره‌های آن در یونان یافت شده‌است، می‌توان به عنوان گونه‌های نزدیک به آخرین نیای مشترک گوریل‌ها، شامپانزه‌ها و انسان‌ها نام برد. شواهد مولکولی نشان می‌دهد که بین ۴ تا ۸ میلیون سال پیش، ابتدا گوریل‌ها و سپس شامپانزه‌ها از دودمانی که در نهایت به انسان‌های خردمند امروزی انجامید، جدا شدند. از نظر مقایسهٔچندریختی تک-نوکلئوتید تقریباً ۹۸٫۴ درصد دی ان ای انسان با دی ان ای شامپانزه یکسان است. سنگواره‌های گردآوری شده از گوریل‌ها و شامپانزه‌ها محدود است. از جمله دلایل این موضوع، می‌توان به شرایط نامطلوب جغرافیای محل زندگی آنان (خاک جنگل‌های بارانی اسیدی است و استخوان را حل می‌کند) و خطای نمونه‌برداری اشاره کرد.
سایر انسان‌ساییان احتمالاً همراه با گونه‌های دیگر جانوران مانند بزکوهی، سگ، خوک، کفتار، فیل و اسب، به تدریج با آب و هوای خشک‌تر مناطق خارج از محدودهٔ نوار استوا تطبیق پیدا کردند. از حدود ۸ میلیون سال پیش، نوار استوایی (از نظر تقسیم بندی آب و هوایی) شروع به کوچک‌تر شدن کرده‌است. سنگواره‌های گونه‌های دودمان انسان پس از جدا شدن از شامپانزه‌ها امروزه نسبتاً به خوبی شناخته شده‌اند.
قدیمی ترین آنان ساحل‌مردم چادی، که ۷ میلیون سال پیش و اررین توگنی که ۶ میلیون سال پیش می‌زیستند، هستند و پس از آنان سرده‌های زیر می‌زیستند: آردی‌کپی (۵٫۵ تا ۴٫۴ میلیون سال پیش) با گونه‌های آردی‌کپی کادابا و آردی‌کپی رامید جنوبی‌کپی (۴ تا ۱٫۸ میلیون سال پیش) با گونه‌های جنوبی‌کپی انامی، جنوبی‌کپی عفاری، جنوبی‌کپی افریقایی، جنوبی‌کپی بحرالغزالی، جنوبی‌کپی گارهی، و جنوبی‌کپی سدیبا کنیامردم (۳ تا ۲٫۷ میلیون سال پیش) با گونهٔ کنیامردم پخت‌رخ پرامردم (۳ تا ۱٫۲ میلیون سال پیش) با گونه‌های پرامردم اتیوپی، پرامردم بویسی، و پرامردم تناور انسان‌ها (۲ میلیون سال پیش تاکنون) با گونه‌های انسان ماهر، انسان رودولفی، انسان کارورز، انسان گرجی، انسان پیشگام، انسان سپرانن سیس، انسان راست‌قامت، انسان هایدلبرگی، انسان رودزیایی، انسان نئاندِرتال، انسان خردمند ایدالتو، انسان خردمند باستانی، و انسان فلورسی   انسان‌سایان همگی از یک نیای مشترک به وجود آمده‌اند. از چپ به راست: گیبون، انسان، شامپانزه، گوریل، و اورانگوتان سردهٔ انسان[ویرایش]   شمایل بازسازی شدهٔ انسان ماهر   جمجمه های۱. گوریل ۲. جنوبی کپی ۳. انسان راست‌قامت ۴. نئاندرتال ۵.اشتاینهایم (مربوط به انسان خردمند باستانی یا انسان هایدلبرگی) ۶. انسان خردمند امروزی. کاهش پروگناتیزم و ضخامت خط ابرو، و افزایش اندازهٔ پیشانی قابل توجه‌است.
انسان خردمند امروزی تنها گونهٔ بازمانده از سردهٔ انسان است. در حالی که برخی گونه‌های منقرض شدهٔ انسان‌ها را می‌توان به عنوان نیاکان انسان‌های خردمند امروزی بر شمرد، بسیاری دیگر احتمالاً تنها «خویشاوندان» ما بوده‌اند که از شاخه‌هایی از نیاکان ما جدا شده‌اند.[۴۳][۴۴] هنوز اجماعی بر اینکه کدامیک از این گروه‌ها را باید به عنوان گونه‌های مجزا و کدامیک را به عنوان زیر گونه بر شمرد، وجود ندارد. در برخی موارد این امر به دلیل کمیابی سنگواره‌ها و در برخی موارد به دلیل تفاوت‌های جزئی در سیستم‌های طبقه بندی گونه‌ها برای سردهٔ انسان می‌باشد.[۴۴] نظریه پمپ صحرای آفریقا یک توضیح محتمل برای گوناگونی اولیه سردهٔ انسان ارائه می‌دهد.
شواهد باستان‌شناسی و دیرین‌شناسی، امروزه این امکان را می‌دهد که تا حدودی در مورد رژیم غذایی گونه‌های متفاوت انسان استنباط نمود و نقش رژیم غذایی را در تکامل فیزیکی و رفتاری انسان‌ها مطالعه کرد.[۳۴][۴۵][۴۶][۴۷][۴۸] انسان ماهر و انسان گاتنگی[ویرایش]
انسان ماهر از ۲٫۴ تا ۱٫۴ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است. انسان ماهر در اواخر دورهٔ پالئوسن یا اوایل دورهٔ پلیستوسن، بین ۲٫۵ تا ۲ میلیون سال پیش، در جنوب و شرق آفریقا با جدا شدن از جنوبی‌کپی‌ها تکامل پیدا کرده‌است. انسان ماهر دندان‌های آسیای کوچکتر و مغز بزرگتری از جنوبی‌کپی‌ها داشته و ابزارهایی از سنگ و احتمالاً استخوان‌های حیوانات می‌ساخته‌است. به دلیل استفاده از ابزارسنگی توسط این گونه که یکی از نخستین گونه‌های شناخته شدهٔ کپی هاست، کاشف آن، لوییس لیکی، نام مستعار «مرد ابزارکار» را برای آن برگزید. برخی از دانشمندان به دلیل اینکه اسکلت این گونه از نظر ریخت‌شناسی به گونه‌های درخت‌زی بیشتر شباهت دارد تا گونه‌های دوپایان، پیشنهاد کرده‌اند که این گونه‌ها از سردهٔ انسان به سردهٔ جنوبی کپی منتقل شوند.[۴۹]
انسان ماهر تا قبل از ماه می‌سال ۲۰۱۰ میلادی به عنوان اولین گونه از سردهٔ انسان پنداشته می‌شد، تا اینکه در این زمان سنگوارهٔ گونه‌ای جدید از انسان به نام «انسان گاتنگی» در آفریقای جنوبی کشف شد که به احتمال فراوان پیش از انسان‌های ماهر می‌زیسته‌است.[۵۰] انسان رودولفی و انسان گرجی[ویرایش]
اینها اسامی پیشنهاد شده برای گونه‌های مربوط به سنگواره انسان‌هایی هستند که حدود ۱٫۹ تا ۱٫۶ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند و ارتباطشان با انسان ماهر هنوز به درستی مشخص نیست. انسان رودولفی با یک جمجمه نیمه کامل یافت شده در کنیا شناسایی شده‌است. دانشمندان عنوان داشته‌اند که این گونه نوعی انسان ماهر بوده‌است، اما این موضوع هنوز ثابت نشده‌است.[۵۱] انسان گرجی را که سنگوارهٔ آن در گرجستان پیدا شده، ممکن است بتوان به عنوان گونه‌ای بینابینی بین انسان ماهر و انسان راست‌قامت،[۵۲] یا زیرگونه‌ای از انسان راست‌قامت قلمداد کرد.[۵۳] انسان کارورز و انسان راست‌قامت[ویرایش]
اولین سنگواره‌های انسان راست‌قامت توسط اوژن دوبوا، پزشک هلندی، در سال ۱۸۹۱ میلادی در جزیرهٔ جاوه کشور اندونزی پیدا شد. او ابتدا این گونه را بر اساس ویژگی‌های ریخت‌شناسی آن که حالتی بینابینی بین انسان‌ها و کپی‌ها داشت، انسان بوزینهٔ راست قامت نام نهاد.[۵۴] انسان راست‌قامت بین ۱٫۷ میلیون تا ۷۰٫۰۰۰ سال سال پیش می‌زیسته‌است (که می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در جریان فوران آتشفشان توبا از صفحهٔ روزگار محو شده‌است و از آن تنها گونه‌های انسان راست‌قامت سولویی و انسان راست‌قامت فلورسی به جا ماندند). اغلب از انسان‌های مرحله اولیه این دوره به عنوان گونه‌ای مجزا به نام انسان کارورز یا زیرگونه‌ای از انسان راست‌قامت با عنوان انسان راست‌قامت کارورز یاد می‌شود.
گمان می‌رود که در اوایل دورهٔ پلیستوسن، ۱٫۵ تا ۱ میلیون سال پیش، جمعیتی از انسان‌های ماهر با افزایش حجم مغز تکامل پیدا کردند و موفق به ساخت ابزارهای سنگی پیشرفته تری شدند؛ این تغییرات و پاره‌ای دیگر از شواهد به گونه‌ای است که انسان‌شناسان را متقاعد کرده‌است که این گونهٔ تکامل یافته از انسان‌های ماهر را به عنوان گونه‌ای جدید به نام انسان راست‌قامت طبقه بندی کنند.[۵۵] در این گونه زانوهای قفل شونده تکامل پیدا کرده‌است و محل سوراخ پس سری (سوراخی که طناب نخاعی از آن وارد جمجمه می‌شود) نیز عوض شده‌است. این گونه احتمالاً اولین گونه‌ای بوده‌است که گوشت را برای خوردن می‌پخته‌است.
سنگوارهٔ مشهوری از انسان‌های راست‌قامت، سنگوارهٔ انسان پکن است؛ نمونه‌های دیگری نیز در آسیا (به ویژه در اندونزی)، آفریقا، و اروپا یافت شده‌اند. امروزه بسیاری از دیرینه شناسان از واژهٔ انسان کارورز برای بخشی از این گونه که در خارج از قارهٔ آسیا می‌زیستند استفاده می‌کنند و واژهٔ انسان راست‌قامت را برای آن بخشی که در آسیا می‌زیسته‌اند و مشخصات اسکلتی و دندان‌های آنها اندکی با انسان‌های کارورز تفاوت داشته‌است، به کار می‌برند. انسان سپرانن سیس و انسان پیشگام[ویرایش]
این گونه‌ها به عنوان گونه‌های بینابینی که در فاصله بین انسان‌های راست‌قامت و انسان‌های هایدلبرگی می‌زیسته‌اند، شناخته می‌شوند. انسان پیشگام از روی سنگواره‌هایی که در اسپانیا و انگلستان یافت شده، شناخته شده‌است و حیات آن به ۱٫۲ میلیون سال تا ۸۰۰٫۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد.[۵۶][۵۷] انسان سپرانن سیس از روی کاسهٔ جمجمه‌ای که در ایتالیا پیدا شده و قدمت آن ۵۰۰٫۰۰۰ تخمین زده می‌شود، معرفی شده‌است.[۵۸] انسان هایدلبرگی[ویرایش]   بازسازی شمایل انسان هایدلبرگی که گمان می‌رود نیای مستقیم انسان نئاندرتال و انسان خردمند امروزی باشد.
انسان هایدلبرگی (مرد هایدلبرگ) حدوداً بین ۶۰۰٫۰۰۰ تا ۳۵۰٫۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌است. از این گونه به عنوان انسان خردمند هایدلبرگی نیز نام برده می‌شود.[۵۹] انسان رودزیایی و جمجمهٔ گویس[ویرایش] تخمین زده می‌شود که انسان رودزیایی بین ۳۰۰٫۰۰۰ تا ۱۲۵٫۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌است. بیشتر پژوهشگران امروز انسان رودزیایی را در گروه انسان هایدلبرگی طبقه بندی می‌کنند. با وجود این گروه‌های دیگری مانند انسان خردمند باستانی و انسان خردمند رودزیایی نیز برای این انسان‌ها پیشنهاد شده‌است. در فوریه سال ۲۰۰۶ میلادی، جمجمه‌ای به نام جمجمهٔ گویس کشف شد که احتمال می‌رود به گونه‌ای بینابینی بین انسان راست‌قامت و انسان خردمند امروزی تعلق داشته باشد و یا به یکی از گونه‌های متعددی که ادامه پیدا نکرده‌اند. قدمت این جمجمه که در اتیوپی کشف شده‌است بین ۵۰۰٫۰۰۰ تا ۲۵۰٫۰۰۰ سال برآورد می‌شود. در مورد این جمجمه جزئیات مختصری اعلام شده‌است و هنوز کاشفان آن در این مورد گزارش معتبر علمی منتشر نکرده‌اند.[۶۰] نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا[ویرایش]
انسان نئاندرتال که از آن با عنوان انسان خردمند نئاندرتال نیز نام برده می‌شود،[۶۱] بین ۴۰۰٫۰۰۰[۶۲] تا ۳۰٫۰۰۰ سال پیش در اروپا و آسیا می‌زیسته‌است. شواهد مربوط به توالی دی‌ان‌ای میتوکندریایی نشان دهندهٔ آن است که هیچ شارش ژن عمده‌ای بین انسان نئاندرتال و انسان خردمند امروزی رخ نداده‌است که می‌توان نتیجه‌گیری کرد که این دو، دو گونهٔ مجزا بوده‌اند که نیاکان مشترکی در حدود ۶۶۰٫۰۰۰ سال پیش داشته‌اند.[۶۳][۶۴][۶۵] به هر حال، توالی یابی ژن نئاندرتال‌ها که در سال ۲۰۱۰ میلادی انجام شد، نشان داد که نئاندرتال‌ها با انسان‌های به‌کالبد امروزی در حدود ۸۰٫۰۰۰ تا ۴۵٫۰۰۰ سال پیش (زمان تقریبی که انسان‌های امروزی به خارج از آفریقا مهاجرت کردند ولی قبل از اینکه در اروپا، آسیا و جاهای دیگر پراکنده شوند) آمیزش داشته‌اند.[۶۶] بین ۱ تا ۴ درصد دی‌ان‌ای تقریباً تمام انسان‌های غیر آفریقایی امروزی از دی‌ان‌ای نئاندرتال تشکیل شده‌است.[۶۶] این دستاورد با مطالعات اخیر که نشان می‌دهد انشعاب برخی از الل‌های انسان به یک میلیون سال پیش باز می‌گردد سازگار است، هرچند که تفسیر نتایج این مطالعات مورد سوال قرار گرفته‌است.[۶۷][۶۸] رقابت با انسان‌های خردمند امروزی احتمالاً در انقراض نئاندرتال‌ها نقش داشته‌است.[۶۹][۷۰] انسان‌های خردمند امروزی و نئاندرتال‌ها برای مدت ۱۰٫۰۰۰ سال در اروپا به طور همزمان می‌زیسته‌اند.[۷۱]   شمایل بازسازی شدهٔ یک نئاندرتال
در سال ۲۰۰۸ میلادی، باستان‎شناس‌هایی که در غار دنیسووا در کوه‌های آلتای سیبری کار می‌کردند، بخشی از یک استخوان کوچک مربوط به انگشت پنجم یک نوجوان مربوط به گونه‌ای از انسان را کشف کردند که اکنون با عنوان انسان‌تبار دنیسووا شناخته می‌شود.[۷۲] وسایلی از جمله یک دستبند که در آن غار پیدا شده، مربوط به ۴۰٫۰۰۰ سال پیش می‌باشد. به دلیل هوای سرد آن غار، دی‌ان‌ای موجود در قطعه سنگواره سالم مانده بود درنتیجه هم دی‌ان‌ای میتوکندریایی و هم دی‌ان‌ای ژنوم هسته‌ای در توالی سنجی بررسی شد.[۱۰][۷۳]
با وجودی که سرآغاز انشعاب دی‌ان‌ای میتوکندریایی انسان‌تبار دنیسووا به طور غیر منتظره‌ای به زمان‌های قدیم باز می‌گردد،[۷۴] ولی توالی سنجی کامل ژنتیکی نشان دهندهٔ آن است که انسان‌تبار دنیسووا نیز به همان دودمان نئاندرتال تعلق دارد که زمان جدایی آن از گونهٔ نئاندرتال اندکی پس از این بوده که شاخهٔ نئاندتال از شاخهٔ منتهی به انسان‌های خردمند امروزی جدا شده‌است.[۱۰]می‌دانیم که انسان‌های امروزی در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال در اروپا با نئاندرتال‌ها در کنار هم می‌زیسته‌اند و کشف انسان‌تبار دنیسووا نیز این احتمال را مطرح کرد که این سه گونه یعنی انسان خردمند امروزی، نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا، در دوره‌ای به طور هم‌زمان می‌زیسته‌اند. سوانت پابو، زیست‌شناس سوئدی، بیان کرده که وجود این زیر شاخه، تصویر زندگی انسان‌ها را در اواخر دورهٔ پلیستوسن پیچیده تر می‌کند.[۷۲] همچنین شواهد نشان می‌دهد که امروزه حدود ۶ درصد از ژن‌های مردم ملانزی از طرف انسان‌تبار دنیسووا می‌آید که این امر حکایت از آمیزش محدود انسان‌تبار دنیسووا با انسان خردمند امروزی در جنوب شرق آسیا دارد.[۷۵]
الل‌هایی که گمان می‌رود از نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا سرچشمه گرفته باشد در محل‌های مختلفی از ژن‌های انسان‌های خردمند امروزی خارج از قارهٔ آفریقا یافت شده‌است. انواع آنتی ژن لکوسیت انسان (HLA) که از طرف نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا آمده‌اند بیش از نیمی از الل‌های HLA مردم امروزی اوراسیا را تشکیل می‌دهند.[۱۲] انسان فلورسی[ویرایش]   شمایل بازسازی شدهٔ برخی گونه‌های انسان. از بالا به پایین و از راست به چپ: ردیف اول-انسان ماهر، انسان کارورز و انسان راست‌قامت، ردیف دوم-انسان پیشگام مرد و زن و انسان هایدلبرگی، ردیف سوم-انسان نئاندرتال دختر و مرد و انسان سپرانن سیس
انسان فلورسی که بین ۱۰۰٫۰۰۰ تا ۱۲٫۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌است، گاهی به طنز هابیت هم نامیده شده‌است که دلیل آن اندام کوچک این انسان به خاطر کوتولگی ناشی از انزوا می‌باشد.[۷۶] انسان فلورسی یک گونهٔ شگفت انگیز هم از نظر اندازه و هم از نظر زمان زیست می‌باشد و از آن می‌توان به عنوان نمونه‌ای از گونه‌های اخیر سردهٔ انسان یاد کرد که خصوصیات تکامل یافتهٔ آن مشابه انسان‌های امروزی نیست. به عبارت دیگر، انسان فلورسیدارای نیاکان مشترک با انسان خردمند امروزی بوده‌است ولی پس از جدایی از شاخهٔ انسان‌های امروزی، مسیر تکاملی جداگانه‌ای را طی کرده‌است. مهمترین اکتشاف در این مورد، سنگوارهٔ زنی ۳۰ ساله‌است که در سال ۲۰۰۳ میلادی کشف شد و قدمت آن ۱۸٫۰۰۰ سال تعیین شده‌است. این زن، یک متر قد داشته و حجم جمجمهٔ آن تنها ۳۸۰ سانتی‌متر مکعب بوده‌است. (این حجم از حجم مغز شامپانزه نیز کوچکتر است و در حدود یک سوم حجم مغز انسان‌های امروزی می‌باشد.)
هم اکنون بحث‌هایی بین دانشمندان در جریان است راجع به این که آیا انسان فلورسی در واقع یک گونهٔ مجزا محسوب می‌شود یا نه.[۷۷] برخی از دانشمندان بر این باورند که انسان فلورسی نوعی کوتوله (با دید آسیب شناسی) از انسان خردمند امروزی بوده‌است.[۷۸] این فرضیه تا حدودی دارای پشتوانه‌است زیرا مردمی که هم اکنون در فلورس، محلی که اسکلت انسان فلورسی در آن یافت شده‌است، زندگی می‌کنند دارای قد کوتاه هستند. مساله دیگر در مورد انسان فلورسی نیز این است که سنگوارهٔ آن همراه با ابزارهایی که به انسان‌های امروزی نسبت داده می‌شود، یافت شده‌است.[۷۸]
فرضیه اینکه انسان فلورسی دچار کوتولگی از دید آسیب شناسی بوده‌است، قادر به توضیح برخی ویژگی‌های انسان فلورسی که نه تنها شبیه انسان امروزی نبوده بلکه بیشتر به نیاکان قدیمی سردهٔ انسان شبیه‌است، نمی‌باشد. علاوه بر مشخصات جمجمه، این ویژگی‌ها شامل شکل استخوان‌های مچ، ساعد، بازو، زانو و پاها می‌گردد. انسان خردمند امروزی[ویرایش]
انسان خردمند امروزی از حدود ۲۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش تا کنون می‌زیسته‌است. بین ۴۰۰٫۰۰۰ هزار سال پیش تا دومین دورهٔ بین یخبندانی در اواسط دورهٔ پلیستوسن، حدود ۲۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش، با پیدایش روند افزایش حجم جمجمه و پیشرفت در ساخت ابزار سنگی، زمینه برای تکامل انسان خردمند امروزی از انسان راست‌قامت مهیا شد. شواهد مستقیم نشان می‌دهد که گروهی از انسان‌های راست‌قامت ابتدا به خارج از آفریقا مهاجرت نمودند و باقی آنان که در آفریقا مانده بودند منجر به پیدایش انسان خردمند امروزی شدند. مهاجرت‌های بعدی انسان خردمند امروزی در سطح قارهٔ آفریقا و به خارج از آن سرانجام باعث شد تا این گونه به تدریج جایگزین گونه‌های دیگر انسان راست‌قامت (مانند انسان نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا) شود که زودتر به خارج از آفریقا کوچ کرده بودند. از این نظریه مهاجرت و پیدایش انسان امروزی غالباً با عنوان نظریهٔ «خروج از آفریقا» یاد می‌شود. به هر حال شواهد موجود نفی کنندهٔ تکامل در نواحی مختلف یا برخی آمیزش‌های انسان خردمند امروزی پس از مهاجرت به سرزمین‌های جدید با جمعیت‌های انسانی موجود در آن سرزمین‌ها نیست. این موضوع هم اکنون یک بحث داغ در علم دیرین‌مردم‌شناسی است.
پژوهش‌های اخیر ثابت کرده‌است که انسان‌ها از نظر ژنتیکی بسیار یکدست هستند یا به عبارت دیگر دی‌ان‌ای افراد مختلف در انسان بیشتر از حد معمول در سایر گونه‌ها به یکدیگر شبیه‌است. این امر را می‌توان ناشی از تکامل نسبتاً جدید در انسان و یا ایجاد یک گلوگاه جمعیت حاصل از بلایای طبیعی همچون فوران آتشفشان توبا دانست.[۷۹][۸۰] به هر حال در انسان‌های خردمند امروزی نیز ویژگی‌های ژنتیکی مشخص درهر جمعیت وجود دارد که عمدتاً ناشی از مهاجرت گروه‌های کوچک از انسان خردمند امروزی در طول زمان به مناطق دارای شرایط آب و هوایی جدید می‌باشد. این خصوصیات تطابق یافته با محیط با اینکه بخش کوچکی از ژن انسان را تشکیل می‌دهد ولی شامل ویژگی‌های مختلف بیرونی همچون رنگ پوست و شکل بینی و ویژگی‌های درونی مانند قابلیت تنفس موثرتر در ارتفاعات، می‌گردد.
انسان خردمند ایدالتو زیرگونه‌ای منقرض شده از انسان خردمند امروزی است که در حدود ۱۶۰٫۰۰۰ سال پیش در اتیوپی می‌زیسته‌است. جدول مقایسهٔ گونه‌های انسان گونهدوران زیست (میلیون سال پیش)محل زندگیقد فرد بالغ (متر)وزن فرد بالغ (کیلوگرم)ظرفیت جمجمه (۳cm)سنگواره‌های موجودتاریخ اکتشاف و تاریخ نامگذاری گونه (سال میلادی) انسان گاتنگی ۰٫۶-۲ آفریقای جنوبی ۱٫۰     ۱ نمونه ۲۰۱۰٫۲۰۱۰ انسان ماهر ۱٫۴-۲٫۳ آفریقا ۱-۱٫۵ ۳۳-۵۵ ۵۱۰-۶۶۰ بسیار ۱۹۶۴٫۱۹۶۰ انسان کارورز ۱٫۲۵-۱٫۸ شرق و جنوب آفریقا ۱٫۹   ۷۰۰-۸۵۰ بسیار ۱۹۷۵ انسان رودولفی ۱٫۹ کنیا       ۱ جمجمه ۱۹۸۵٫۱۹۷۲ انسان راست‌قامت ۰٫۲-۱٫۸ آفریقا، اوراسیا (جاوه، هند، چین، قفقاز) ۱/۸ ۶۰ ۸۵۰-۱۱۰۰ بسیار ۱۸۹۲٫۱۸۹۱ انسان پیشگام ۰٫۸-۱٫۲ اسپانیا ۱/۷۵ ۹۰ ۱۰۰۰ ۲ نمونه ۱۹۹۷ انسان هایدلبرگی ۰٫۳۵-۰٫۶ اروپا، آفریقا، چین ۱٫۸ ۹۰ ۱۱۰-۱۴۰۰ بسیار ۱۹۰۸ انسان سپرانن سیس ۰٫۳۵-۰٫۵ ایتالیا     ۱۰۰۰ ۱ کاسهٔ جمجمه ۲۰۰۳٫۱۹۹۴ انسان رودزیایی ۰٫۱۲-۰٫۳ زامبیا     ۱۳۰۰ تعداد کمی ۱۹۲۱ انسان نئاندرتال ۰٫۰۳-۰٫۳۵ اروپا، غرب آسیا ۱٫۶ ۷۰-۵۵ ۱۲۰۰-۱۹۰۰ بسیار ۱۸۶۴٫۱۸۲۹ انسان خردمند امروزی ۰٫۲ تاکنون سراسر جهان ۱٫۴-۱٫۹ ۱۰۰-۵۰ ۱۰۰۰-۱۸۵۰ درحال زیست - ۱۷۵۸٫ انسان خردمند ایدالتو ۰٫۱۵-۰٫۱۶ اتیوپی     ۱۴۵۰ ۳ جمجمه ۲۰۰۳٫۱۹۹۷ انسان فلورسی ۰٫۰۱۲-۰٫۱۰ اندونزی ۱٫۰ ۲۵ ۴۰۰ ۷ نمونه ۲۰۰۴٫۲۰۰۳ انسان‌تبار دنیسووا ۰٫۰۴ سرزمین آلتایی       ۱ نمونه ۲۰۱۰
  استفاده از ابزار[ویرایش]
بهره‌گیری از ابزارها، خود، نشانه‌ای از هوشمندی است، پژوهشگران بر این باورند که کاربرد ابزار می‌تواند عامل محرک بخش‌های ویژه‌ای از تکامل انسان، به ویژه افزایش ادامه دار حجم مغز، تلقی گردد. با توجه به اینکه مغز انسان درصد قابل توجهی از انرژی بدن را مصرف می‌کند، نیاز انسان‌ها در طول زمان و با افزایش حجم مغز به استفاده از غذاهای پرانرژی تر بیشتر شد. افزایش استفاده از ابزار به انسان‌ها این امکان را داد که بتوانند فراورده‌های گوشتی پرانرژی تری را از راه شکار به دست آورند و همچنین بتوانند گیاهان پرانرژی تر را پرورش دهند. پژوهشگران این مساله را مطرح کرده‌اند که انسان‌سایان اولیه از نظر تکاملی تحت فشار بوده‌اند و مجبور به افزایش قابلیت‌های خود برای ساخت و استفاده از ابزار شده‌اند.[۸۱]
اینکه انسان‌های اولیه از چه زمانی شروع به استفاده از ابزار نموده‌اند به سادگی قابل تعیین نیست. به دلیل اینکه هرچه این ابزارها ابتدایی تر باشند (مانند سنگ‌های دارای گوشه‌های تیز)، تشخیص دادن اینکه آنها طبیعی هستند یا ساختهٔ دست انسان، دشوارتر است. شواهدی در دست است مبنی بر اینکه ممکن است جنوبی‌کپی‌ها (۴ میلیون سال پیش) از استخوان‌های شکسته به عنوان ابزار استفاده می‌کرده‌اند ولی این موضوع مورد بحث است.[۸۲]
باید توجه نمود که بسیاری از گونه‌ها ابزار می‌سازند و از آن استفاده می‌کنند، ولی ساخت و استفاده از ابزارهای پیچیده تر حیطه‌ای در تسلط انسان هاست. قدیمی ترین ابزارهای شناخته شده، «ابزارهای سنگی الدوایی» هستند که در اتیوپی پیدا شده‌اند و مربوط به ۲٫۶ تا ۲٫۵ میلیون سال پیش می‌باشند که این زمان قبل از پیدایش نخستین گونه‌های سردهٔ انسان است. امروزه هیچ شواهدی در دست نیست که گونه‌هایی ازانسان‌ها ۲٫۵ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند. سنگواره‌ای از انسان که در نزدیکی این ابزارها پیدا شده‌است و مربوط به ۲٫۳ میلیون سال پیش است، این احتمال را مطرح می‌کند که انسان‌ها این ابزارها را ساخته‌اند. البته این موضوع در حد احتمال است و هنوز شواهد قوی در این مورد وجود ندارد. برنارد وود عنوان کرده‌است که پرامردم تقریباً همزمان با گونه‌های اولیه انسان در دورهٔ ساخت ابزار الدوایی می‌زیسته‌اند. هرچند که مدرک مستقیمی مبنی بر استفادهٔ پرامردم از ابزار وجود ندارد، ولی خصوصیات بدنی آنان را می‌توان به عنوان شاهد غیرمستقیمی برای قابلیت استفادهٔ آنان از ابزار در نظر گرفت. با این حال بیشتر دیرین انسان‌شناسان بر این باورند که گونه‌های اولیهٔ انسان بوده‌اند که ابزارهای الدوایی یافت شده را ساخته‌اند. آنها استناد می‌کنند که همواره سنگواره‌های انسان، و نه پرامردم، در نزدیکی ابزارهای یافت شده پیدا شده‌اند.[۸۳]
در سال ۱۹۹۴ میلادی، رندال سوسمن با استناد به وضعیت شست‌ها در دست، این بحث را مطرح کرد که هر دو سردهٔ انسان و پرامردم ابزار می‌ساخته‌اند. او استخوان‌ها و عضلات دست انسان را با شامپانزه مقایسه کرد و دریافت که انسان‌ها دارای ۳ عضله در دست هستند که شامپانزه‌ها از آن بی بهره‌اند. همچنین دست انسان دارای قابلیت‌های بهتری برای گرفتن اشیا نسبت به شامپانزه‌است. سوسمن نشان داد که وضعیت شست دست در انسان‌های امروزی پاسخی تکاملی به نیاز انسان برای ساخت و استفاده از ابزار بوده‌است. او همچنین عنوان داشت که بر این اساس هر دو سردهٔ انسان و پرامردم ابزارساز بوده‌اند.[۸۳] ابزار سنگی
با توجه به شواهد موجود، ابزار سنگی نخستین بار ۲٫۶ میلیون سال پیش توسط انسان‌های ماهر استفاده گردید. این ابزار که به ابزارهای سنگی الدوایی موسوم هستند، از قسمت کردن سنگ‌های گرد توسط ضربه ساخته شده‌اند..[۸۴]ساختن این ابزار آغاز دورهٔ پارینه‌سنگی، یا عصر حجر قدیم تلقی می‌شود و پایان آن در آخر عصر یخبندان، حدود ۱۰٫۰۰۰ پیش در نظر گرفته می‌شود.
عصر پارینه‌سنگی به سه دورهٔ دیرینه‌سنگی (اوایل عصر پارینه‌سنگی که حدود ۳۵۰٫۰۰۰ تا ۳۰۰٫۰۰۰ سال پیش پایان می‌یابد)، میان‌سنگی (میانهٔ عصر پارینه‌سنگی که تا حدود ۵۰٫۰۰۰ تا ۳۰٫۰۰۰ سال پیش طول می‌کشد)، و نوسنگیتقسیم می‌شود.
دورهٔ بین ۷۰۰٫۰۰۰ تا ۳۰۰٫۰۰۰ سال پیش، به نام دورهٔ اشولی نیز نامیده می‌شود، زمانی که انسان کارورز تبرهای دستی بزرگی از جنس چخماق و کوارتزیت می‌ساخت. این تبرها در اوایل دورهٔ اشولی ظاهری نخراشیده داشتند ولی بعدها به مرور زمان با پرداخت به وسیله ضربه زدن به لبه‌های تراشه‌های سنگی شکل ظریف تری به خود گرفتند. از ۳۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش، روش پرداخت دقیق تر سنگ‌ها شروع به توسعه یافتن کرد به طوری که با وارد کردن یک سری ضربات متوالی به سنگ‌ها، ابزارهایی برای خراش دادن، برش زدن و حتی سوزن ساخته شدند.[۸۴] از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش به این طرف، ابزارهای ظریف تر و تخصصی تری (مانند چاقو، تیغ و کفگیر) توسط نئاندرتال‌ها و انسان‌های مهاجر کرومانیونساخته شد. در این دوره آنها همچنین شروع به ساخت ابزارهایی از استخوان نیز نمودند.
«سنگ تیز»، یک ابزار الدوایی، از ابتدایی ترین ابزار سنگی مورد استفاده انسان‌ها  
تبر دستی اشولی پیدا شده در کنت، از ابزارهای ساخته شده از سنگ چخماق توسط انسان راست‌قامت  
آتش، یکی از مهمترین دستاوردهای انسان و عاملی مهم در تکامل او انسان خردمند امروزی و بحث «جهش بزرگ رو به جلو[ویرایش]   ونوس ویلندورف، نمونه‌ای از هنر دورهٔ پارینه‌سنگی
به نظر می‌رسد که روند استفاده از ابزار سنگی تا حدود ۴۰٬۰۰۰-۵۰٬۰۰۰ سال پیش به صورت پلکانی بوده‌است. در هر مرحله (انسان ماهر، انسان کارورز، انسان نئاندرتال) استفاده از ابزار سنگی به صورت پیشرفته تری از مرحلهٔ قبل آغاز شده‌است، ولی بعد از شروع هر مرحله، توسعهٔ بیشتر ابزارها کند بوده‌است. این گونه‌های انسان از لحاظ فرهنگی محافظه کار بوده‌اند، ولی از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش، فرهنگ مدرن انسان شروع به رشد با سرعت بیشتری نمود. جارد دایموند، نویسندهٔ کتاب سومین شامپانزه، و سایر انسان‌شناسان این موضوع را «جهش بزرگ رو به جلو» می‌نامند.
انسان‌های مدرن شروع کردند به دفن کردن مردگانشان، استفاده از پوست حیوانات برای پوشش، شکار با استفاده از روش‌های ماهرانه تر (مانند استفاده از چاله به عنوان دام یا هدایت حیوانات به سمت پرتگاه‌ها) و ایجاد غارنگاره‌ها.[۸۵] با پیشرفت فرهنگ انسان‌ها، جمعیت‌های مختلف انسان‌ها شروع به نوآوری در فناوری‌های موجود نمودند. در این زمان نوعی تنوع در ساخت مصنوعاتی مانند قلاب ماهیگیری، دکمه و سوزن استخوانی بین جمعیت‌های مختلف انسان دیده می‌شود، چیزی که در جوامع انسانی قبل از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش مشاهده نشده‌است. به طور کلی، جوامع انسان‌های نئاندرتال تنوع چندانی در تولید مصنوعاتشان نشان نداده‌اند.
انسان‌شناسان مواردی چون تخصصی نمودن ابزارها، استفاده از زیورآلات و تصاویر (مانند نقاشی در غارها)، سازماندهی فضای زندگی، تشریفات (مانند خاک سپاری همراه با هدایا)، روش‌های تخصصی شکار، کاوش مناطق جغرافیایی جدید، و ایجاد شبکه‌های معاملهٔ پایاپای را به عنوان نمونه‌های بارز از رفتار نوین انسان‌ها می‌دانند. اینکه آیا پیدایش رفتار نوین در انسان‌ها به صورت «انقلابی» بوده و یا به تدریج اتفاق افتاده، مورد بحث است.[۸۶] مدل‌هایی در مورد پیدایش انسان[ویرایش]   یکی از دیدگاه‌های امروزی در مورد توزیع جغرافیایی و زمانی جمعیت‌های انسان‌سایان[۸۷] سایر تفسیرها تفاوت عمده‌ای در طبقه بندی و توزیع جغرافیایی گونه‌های انسان‌سایان دارند.
امروزه تمام انسان‌هایی که روی کرهٔ زمین زندگی می‌کنند به گونهٔ انسان خردمند امروزی تعلق دارند. اما بنا بر مدل «خروج از آفریقا»، این گونه اولین گونه از انسان‌ها نبوده‌است. نخستین گونه از سردهٔ انسان،انسان ماهر بوده‌است که در حدود بیش از ۲ میلیون سال پیش در آفریقا تکامل یافته‌است. آنان در زمان نسبتاً کوتاهی در نواحی مختلف آفریقا پراکنده شدند. انسان راست‌قامتپیش از ۱٫۸ میلیون سال پیش تکامل پیدا کرد و تا ۱٫۵ میلیون سال پیش در تمام دنیای قدیم پراکنده شده بود.
برخی انسان‌شناسان معتقدند جوامع انسانی امروزی صرفاً در شرق آفریقا تکامل یافتند، گونه‌زایی کردند، و سپس به خارج از آفریقا کوچ نمودند و جایگزین جمعیت‌های اوراسیا شدند (این فرضیه به مدل خروج از آفریقا یا «جایگزینی کامل» معروف است). برخی دیگر از انسان‌شناسان اعتقاد دارند انسان‌ها به صورت یک جمعیت ولی در ارتباط تنگاتنگ با هم در نقاط مختلف تکامل پیدا کردند (این نظریه به فرضیه چند ناحیه‌ای معروف است). مدل خروج از آفریقا[ویرایش]   نقشه مهاجرت انسان بر پایه نظریه خروج از آفریقا
بر پایهٔ مدل خروج از آفریقا، که توسط کریس استرینگر و پیتر اندروز ارائه شده‌است، انسان خردمند ۲۰۰٫۰۰۰ سال پیش در آفریقا تکامل پیدا کرد. انسان‌های خردمند بین ۷۰٫۰۰۰ تا ۵۰٫۰۰۰ سال پیش شروع به مهاجرت به بیرون از قارهٔ آفریقا کردند و سرانجام جایگزین گونه‌های موجود انسان‌سایان در اوراسیا و آسیا شدند.[۸۸][۸۹] پژوهش‌های انجام شده بر روی دی‌ان‌ای میتوکندریایی و کروموزوم Y مردانه فرضیهٔ خروج از آفریقا را تایید می‌کنند. پس از تحلیل درخت‌های ژنتیکی که با استفاده از ۱۳۳ نوع از دی‌ان‌ای میتوکندریایی ساخته شدند، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که همهٔ آنها به یک نیای مادری مشترک در آفریقا باز می‌گردد، که او را حوای میتوکندریایی نامیدند. این حقیقت که تنوع ژنتیکیمیتوکندریایی در آفریقا بیشتر از سایر جاهاست نیز پشتوانهٔ دیگری برای فرضیهٔ خروج از آفریقا محسوب می‌شود.[۹۰]   پراکنده شدن جغرافیایی دی‌ان‌ای میتوکندریایی، که فقط از مادر به فرزند منتقل می‌شود.[۹۱]
نظریه‌های مختلفی در مورد اینکه یک مهاجرت دسته جمعی به خارج از آفریقا صورت گرفته‌است و یا چندین مورد، وجود دارد. یکی از مدل‌هایی که این پراکندگی را در چند مورد می‌داند، در برگیرندهٔ نظریهٔ پراکندگی جنوبی است،[۹۲] که در سال‌های اخیر توسط شواهد ژنتیکی، زبان‌شناسی و انسان‌شناسی نیز پشتیبانی شده‌است. در این نظریه، انسان‌های نوین حدود ۷۰٫۰۰۰ سال پیش از راه سواحل شاخ آفریقا پراکنده شدند. این گروه به مسکونی شدن جنوب شرق آسیا و اقیانوسیه کمک کردند که این امر توضیح دهندهٔ اکتشاف مکان‌های باستان‌شناسی مربوط با انسان‌های اولیه در این مناطق بسیار پیشتر از این‌گونه مکان‌ها در سرزمین شام می‌باشد. موج دوم انسان‌ها از راهشبه‌جزیره سینا به آسیا کوچ کردند که منجر به پیدایش جمعیت بزرگی از انسان‌ها در اوراسیا گردیدند. این گروه دوم صنعت تولید ابزارهای پیچیده تری در اختیار داشتند و نسبت به گروه اول کمتر به منابع غذایی دریایی که آنان را محدود به زندگی ساحلی می‌کرد وابسته بودند. بیشتر شواهد مربوط به توسعهٔ گروه اول با بالا آمدن سطح آب دریا در پایان هرعصر یخبندان از بین رفته‌است.[۹۲] مدل پراکندگی چند مرحله‌ای با مطالعاتی که نشان می‌دهد جمعیت‌های اوراسیا و جمعیت‌های جنوب شرقی آسیا و اقیانوسیه همگی از یک شاخهٔ دی‌ان‌ای میتوکندریایی هستند همخوانی ندارد.[۹۳]
یک مطالعهٔ گسترده در مورد تنوع ژنتیکی در آفریقا، نشان داد که بوشمن‌ها بیشترین تنوع ژنتیکی را در میان ۱۱۳ جمعیت مجزای مورد مطالعه دارا هستند. این موضوع نشان داد که آنان یکی از ۱۴ «خوشهٔ جمعیتی نیاکان» انسان هستند. دراین پژوهش همچنین محل مبدا مهاجرت انسان‌های مدرن در جنوب غربی آفریقا، در نزدیکی مرز ساحلی نامیبیا و آنگولا تعیین شد.[۹۴]
بر پایهٔ نظریهٔ فوران آتشفشان توبا که برخی از انسان‌شناسان و باستان‌شناسان آن را تأیید می‌کنند، فوران ابرآتشفشان دریاچهٔ توبا در جزیرهٔ سوماترا اندونزی در حدود ۷۰٫۰۰۰ سال پیش تبعات گسترده‌ای در سطح جهان داشته‌است.[۹۵] این فوران با کشتن بیشتر انسان‌های زنده در آن زمان باعث ایجاد یک گلوگاه جمعیت شده و بر وراثت ژنتیکی تمام انسان‌های حال حاضر کرهٔ زمین اثر گذاشته‌است.[۹۶] مدل چند ناحیه‌ای[ویرایش]   تفاوت دو مدل «خروج از آفریقا» و «چند ناحیه‌ای»
مدل چند ناحیه‌ای، که مدلی است مبتنی بر الگوی تکامل انسان، در سال ۱۹۸۸ میلادی توسط میلفورد ولپاف ارائه شد.[۹۷][۹۸] تکامل چند ناحیه‌ای بیان می‌دارد که تکامل انسان از ابتدای دورهٔ پلیستوسن، ۲٫۵ میلیون سال پیش، تا کنون در چهارچوب یک گونهٔ انسانی واحد، پیوسته در زمان و در سطح جهان از تکامل انسان راست‌قامت به انسان خردمند امروزی تکامل یافته، صورت گرفته‌است. بر اساس فرضیهٔ چند ناحیه‌ای، داده‌های ژنتیکی و سنگواره‌ای شواهدی بر تکامل انسان در سطح جهان هستند، و با گونه‌زایی اخیر که در فرضیهٔ خروج از آفریقا مطرح می‌شود، تناقض دارند. شواهد سنگواره‌ای برای ریچارد لیکی آنقدر کامل نبود که او بتواند این بحث را حل کند.[۹۹] مطالعهٔ تک‌گروه‌ها در دی‌ان‌ای میتوکندریایی و کروموزوم Y عمدتاً نظریهٔ خروج از آفریقا را تایید کرده‌اند.[۱۰۰] همچنین شواهد مربوط به دی ان ای اتوزومی غالباً موید فرضیه خروج ار آفریقاست. ولی به هر حال نشانه‌هایی مبتنی بر آمیزش باستانی در انسان‌های امروزی در برخی مطالعات ارائه شده‌است.[۱۰۱] توالی‌یابی‌های اخیر در مورد ژن‌های نئاندرتال[۱۰۲]و انسان‌تبار دنیسووا[۱۰۳] نشان می‌دهد که آمیزش‌هایی صورت گرفته‌است. انسان‌های امروزی غیرآفریقایی ۴-۲ درصد از الل‌های نئاندرتال‌ها را در ژن خود دارند و برخی ملانزی‌ها نیز %۶-۴ از الل‌های انسان‌تبار دنیسووا را دارا هستند. این شواهد بانظریهٔ خروج ار آفریقا در تناقض نیستند مگر اینکه با دید خیلی سخت گیرانه تفسیر شوند. پس از احیا گلوگاه جمعیت ناشی از فوران ابرآتشفشان توبا، یک گروه نسبتاً کوچک از آفریقا به بیرون کوچ کردند و به طور محدودی با نئاندرتال‌ها، احتمالاً در خاورمیانه یا حتی پیش از خروج در شمال آفریقا، آمیزش داشتند و نوادگان عمدتاً آفریقایی آنان بودند که در سراسر جهان پراکنده شدند. یک بخشی نیز، احتمالاً در جنوب شرق آسیا و پیش از آنکه در ملانزی ساکن شوند با انسان‌تباران دنیسووا آمیزش داشته‌اند.[۱۰۴]هاپلوتیپ‌های HLA که منشأ نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا دارند در جمعیت‌های اوراسیایی و اقیانوسیه‌ای امروزی یافت شده‌است.[۱۲] تکامل اخیر و در حال رخداد در انسان[ویرایش]
انتخاب طبیعی در جوامع انسان‌های امروزی نیز رخ می‌دهد. موارد ثبت شده‌ای از تکامل در انسان‌های امروزی شامل طولانی شدن دورهٔ بارداری و کاهش میزان کلسترول، قند خون و فشار خون می‌باشد.[۱۰۵]
همچنین بحث تسریع تکامل انسان پس از (و در نتیجهٔ) توسعهٔ کشاورزی و تمدن در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال پیش نیز مطرح است. ادعا می‌شود که این موضوع باعث ایجاد تفاوت‌های اساسی ژنتیکی بین جوامع انسانی امروزی شده‌است.[۱۰۶] اولین انسان چه کسی بوده‌است؟[ویرایش]
از جمله پرسش‌های اساسی که در طول تاریخ ذهن بشر را به خود مشغول داشته این است که اولین انسان چه کسی بوده‌است؟ با پیشرفت‌های حاصل شده در زمینهٔ زیست‌شناسی تکاملی، امروزه می‌توان این مساله را از نظر علمی مورد بررسی قرار داد. برای پاسخ به این پرسش باید توجه نمود که فرایند تکامل در مورد همه موجودات و از جمله انسان فرایندی تدریجی، پیوسته و زمانبر است و در یک نسل اتفاق نمی‌افتد. ریچارد داوکینز این فرایند را به رشد انسان تشبیه می‌کند. همانگونه که شما در طول رشد نمی‌توانید دقیقاً لحظهٔ تغییر از مرحلهٔ نوزادی به مرحلهٔ کودکی و یا تغییر از کودکی به نوجوانی را تعیین کنید، در فرایند تکامل نیز نمی‌توانید دقیقاً یک موجود را از والدینش متمایز کرده، او را گونه‌ای جدید بنامید. پیدایش گونه‌ای جدید پدیده‌ای است که با گذشت زمانی طولانی و نه در یک نسل اتفاق می‌افتد. بنابراین پاسخ این پرسش را می‌توان اینگونه بیان کرد: انسان خردمند امروزی از تکامل میلیون‌ها نسل از موجودات زنده از بدو پیدایش حیات به وجود آمده‌است و در این میان هیچ کدام از این موجودات را نمی‌توان به عنوان اولین انسان محسوب کرد یا به عبارت دیگر اولین انسان هیچ‌گاه وجود نداشته‌است. [۱۰۷] پژوهشگران برجسته در زمینهٔ تکامل انسان[ویرایش] نوشتار(های) وابسته: رده:نظریه‌پردازان تکامل انسان   لوییس لیکی در حال بررسی جمجمه‌های به دست آمده در تنگ الدوای چارلز داروین، طبیعی‌دان بریتانیایی که شواهد عمده‌ای را در مورد اینکه گونه‌ها در اثر تغییرات تکاملی ایجاد می‌شوند، گردآوری کرد. کریس استرینگر، انسان‌شناس بریتانیایی، از پیشگامان مطرح کنندهٔ فرضیهٔ خروج از آفریقا رابرت بروم، پزشک و دیرین‌شناس اسکاتلندی که پژوهش‌های او در آفریقای جنوبی منجر به کشف سردهٔ پرامردم و جمجمهٔ خانم پلس گردید. سوانت پابو، زیست‌شناس سوئدی متخصص در زمینهٔ ژنتیک تکاملی دیوید پیلبیم، دیرین‌مردم‌شناس، پژوهشگر و نویسندهٔ آمریکایی در زمینهٔ تکامل انسان و نخستی‌سانان آلن تمپلتون، پژوهشگر ژنتیک و آمار آمریکایی، از پیشگامان مطرح کنندهٔ فرضیهٔ چند ناحیه‌ای فیلیپ توبیاس، دیرین‌مردم‌شناس آفریقای جنوبی از برجسته ترین پژوهشگران تکامل انسان در جهان محسوب می‌شود. اریک ترینکاس، دیرین‌مردم‌شناس آمریکایی متخصص در زمینهٔ زیست‌شناسی نئاندرتال‌ها و تکامل انسان دونالد جانسون، دیرین‌مردم‌شناس آمریکایی، کاشف گونهٔ جنوبی‌کپی عفاری ریموند دارت، کالبدشناس و دیرین‌مردم‌شناس استرالیایی که کارهای پژوهشی او در توانگ آفریقای جنوبی، به کشف گونهٔ جنوبی‌کپی آفریقایی انجامید. ریچارد داوکینز، زیست‌شناس تکاملی و نویسنده جفری شوارز، انسان‌شناس آمریکایی و استاد انسان‌شناسی زیستی استفان جی گولد، دیرین‌شناس، زیست‌شناس تکاملی و مورخ علم اهل آمریکا جفری لیتمن، کالبدشناس و انسان‌شناس آمریکایی که در مورد تکامل اصوات و صحبت کردن پژوهش نموده‌است. لوییس لیکی، انسان‌شناس و طبیعی دان کنیایی که در مبحث تکامل انسان در آفریقا فعالیت کرده‌است. ماری لیکی، باستان‎شناس و انسان‌شناس بریتانیایی که از جمله اکتشافات او در آفریقا می‌توان به ردپاهای لتولی اشاره کرد. ریچارد لیکی، دیرین‌مردم‌شناس و انسان‌شناس کنیایی، فرزند لوییس و ماری لیکی هنری مک هنری، انسان‌شناس آمریکایی که تخصص او در زمینهٔ تکامل انسان، پیدایش راه رفتن بر روی دو پا و دیرین‌مردم‌شناسی است. میلفورد ولپاف، دیرین‌مردم‌شناس آمریکایی، از پیشگامان مطرح کنندهٔ فرضیهٔ چند ناحیه‌ای فهرست گونه‌ها[ویرایش] ساحل مردم ساحل‌مردم چادی اررین اررین توگنی آردی‌کپی آردی‌کپی کادابا آردی‌کپی رامید جنوبی‌کپی جنوبی‌کپی انامی جنوبی‌کپی عفاری جنوبی‌کپی بحرالغزالی جنوبی‌کپی افریقایی جنوبی‌کپی گارهی جنوبی‌کپی سدیبا پرامردم پرامردم اتیوپی پرامردم بویسی پرامردم تناور کنیامردم کنیامردم پخت‌رخ انسان انسان گاتنگی انسان ماهر انسان رودولفی انسان کارورز انسان گرجی انسان راست‌قامت انسان سپرانن سیس انسان پیشگام انسان هایدلبرگی انسان رودزیایی انسان نئاندِرتال انسان خردمند ایدالتو انسان خردمند کرومانیون انسان خردمند امروزی انسان فلورسی منابع[ویرایش] پرش به بالا↑ Heng, HH. “The genome-centric concept: resynthesis of evolutionary theory”. Bioessays 31, no. 5 (May 2009): 512–25.doi:10.1002/bies.200800182. PMID 19334004. پرش به بالا↑ "Nova – Meet Your Ancestors". PBS. Retrieved 2008-10-24. پرش به بالا↑ "Plesiadapis" (PDF). North Dakota Geological Survey. Retrieved 2008-10-24. پرش به بالا↑ Dawkins R (2004) The Ancestor's Tale. "Query: Hominidae/Hylobatidae". Time Tree. 2009. Retrieved December 2010. پرش به بالا↑ Stringer, C.B.. “Evolution of Early Humans”. Steve Jones, Robert Martin and David Pilbeam. In The Cambridge Encyclopedia of Human Evolution. Cambridge University Press, 1994. 242. ISBN ‎978-0-521-32370-3. پرش به بالا↑ McHenry, H.M. “Human Evolution”. Michael Ruse and Joseph Travis. InEvolution: The First Four Billion Years. Cambridge, Massachusetts: The Belknap Press of Harvard University Press, 2009. 265. ISBN ‎978-0-674-03175-3. پرش به بالا↑ "Out of Africa Revisited - 308 (5724): 921g - Science". Sciencemag.org. 2005-05-13. doi:10.1126/science.308.5724.921g. Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2009-11-23. پرش به بالا↑ Nature (2003-06-12). "Access: Human evolution: Out of Ethiopia". Nature.Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2009-11-23. پرش به بالا↑ "Origins of Modern Humans: Multiregional or Out of Africa?". ActionBioscience. Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2009-11-23. ↑ پرش به بالا به:۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ Reich D, Green RE, Kircher M, et al. (December 2010). "Genetic history of an archaic hominin group from Denisova Cave in Siberia".Nature 468 (7327): 1053–60. doi:10.1038/nature09710.PMID 21179161. پرش به بالا↑ Noonan J. P (May 2010). "Neanderthal genomics and the evolution of modern humans". Genome Res. 20 (5): 547–53.doi:10.1101/gr.076000.108. PMID 20439435. ↑ پرش به بالا به:۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ Laurent Abi-Rached, et al. (2011-08-25). "The Shaping of Modern Human Immune Systems by Multiregional Admixture with Archaic Humans". Science 334 (6052). doi:10.1126/science.1209202.PMID 21868630. Archived from the original on Aug 2011. پرش به بالا↑ Fossil Reanalysis Pushes Back Origin of Homo sapiens, February 17, 2005, Scientific American. پرش به بالا↑ Mellars, Paul (2006). "Why did modern human populations disperse from Africa ca. 60,000 years ago?". Proceedings of the National Academy of Sciences 103 (25): 9381–6. Bibcode 2006PNAS..103.9381M.doi:10.1073/pnas.0510792103. PMC 1480416. PMID 16772383. پرش به بالا↑ بنا بر نوشتهٔ هیپولیتوس رومی، کتاب یکم پرش به بالا↑ Darwin, Charles. The Descent of Man, and Selection in Relation to Sex. Princeton NJ: Princeton University Press, 1871. 242. ISBN ‎0-691-02369-7. پرش به بالا↑ Walter, Carl Hartwig. The primate fossil record. Cambridge University Press, 2002. 409. ISBN ‎978-0-521-66315-1. Retrieved 6 November 2011. پرش به بالا↑ Grine, Frederick. Evolutionary History of the "Robust" Australopithecines. Transaction Publishers, 31 December 2007. 301. ISBN ‎978-0-202-36137-6. ↑ پرش به بالا به:۱۹٫۰ ۱۹٫۱ Dawkins, Richard and Yan Wong. The Ancestor's Tale: A Pilgrimage to the Dawn of Evolution. Houghton Mifflin Harcourt, September 2005. 86. ISBN ‎978-0-618-61916-0. ↑ پرش به بالا به:۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Tanzania: With Zanzibar, Pemba & Mafia. Bradt Travel Guides, 1 October 2009. 6. ISBN ‎978-1-84162-288-0. پرش به بالا↑ M'charek, Amade. The Human Genome Diversity Project: an ethnography of scientific practice. Cambridge University Press, 2005. 96. ISBN ‎978-0-521-83222-9. پرش به بالا↑ DeSalle, Rob and Ian Tattersall. Human origins: what bones and genomes tell us about ourselves. Texas A&M University Press, 2008. 146. ISBN ‎978-1-58544-567-7. پرش به بالا↑ Trent, R. J.. Molecular medicine: an introductory text. Academic Press, 2005. 6–. ISBN ‎978-0-12-699057-7. پرش به بالا↑ Webster, Donovan and Spencer Wells. Meeting the Family: One Man's Journey Through His Human Ancestry. National Geographic Books, 20 April 2010. 53. ISBN ‎978-1-4262-0573-6. پرش به بالا↑ Speicher, Michael R. and Stylianos E. Motulsky. Vogel and Motulsky's Human Genetics: Problems and Approaches. Springer, 3 February 2010. 606.ISBN ‎978-3-540-37653-8. پرش به بالا↑ Adam's Gene and the Mitochondrial Eve. Xlibris Corporation، 14 September 2009. ۴۰. شابک ‎۹۷۸-۱-۴۴۱۵-۰۷۲۹-۷. پرش به بالا↑ Fossil Hominids: the evidence for human evolution پرش به بالا↑ Saraga-Babić, M; Lehtonen, E; Svajger, A; Wartiovaara, J (1994). "Morphological and immunohistochemical characteristics of axial structures in the transitory human tail". Annals of anatomy 176 (3): 277–86.PMID 8059973. پرش به بالا↑ Owen, R. 1866–1868. Comparative Anatomy and Physiology of Vertebrates. London پرش به بالا↑ Montagna, W; Machida, H; Perkins, E.M. (1966). "The skin of primates XXXIII. : The skin of the angwantibo". American Journal of Physical Anthropology 25 (3): 277–290. doi:10.1002/ajpa.1330250307.PMID 5971502. پرش به بالا↑ Wiedersheim, Robert (1893). The Structure of Man: an index to his past history. London: Macmillan and Co. پرش به بالا↑ Muller, G. B. (2002) "Vestigial Organs and Structures." in Encyclopedia of Evolution. Mark Pagel, editor in chief, New York: Oxford University Press. pp. 1131–1133 پرش به بالا↑ "Vestigial Organs Not So Useless After All, Studies Find" ↑ پرش به بالا به:۳۴٫۰ ۳۴٫۱ Walker, Alan (2006)."The+Calcaneus+of+Australopithecus+afarensis+and+its+implications+for+the+Evolution+of+Bipedality"&q="The%20Calcaneus%20of%20Australopithecus%20afarensis%20and%20its%20implications%20for%20the%20Evolution%20of%20Bipedality" "Early Hominin Diets: Overview and Historical Perspectives". In Peter Ungar. Evolution of the Human Diet: The Known, the Unknown, and the Unknowable. US: Oxford University Press. pp. 3–10.ISBN 978-0-19-518346-7. (scroll up to view chapter 1 & part of chapter 2, which is a serendipitous result from another search. Subsequent attempts get a targeted search result gave returns without chapter 1). پرش به بالا↑ L.W. Hillier et al. (2005),"Generation and annotation of the DNA sequences of human chromosomes 2 and 4", Nature, 434, 724-731 پرش به بالا↑ [۱] page 9 [۲],cf.osb&fp=3640775752d61e11&biw=1600&bih=7211999] - [P.R. Willoughby - 2005 [۳][۴] International Journal of Comparative Psychology UCLA ] - [R.D. Martin - 2002 doi:10.1016/B0-08-043076-7/03083-7 ] - [S. Tavaré, C. R. Marshall, O. Will, C. Soligo, & R. D. Martin - 2001 doi:10.1038/416726a ] [Retrieved 2012-01-01] پرش به بالا↑ [K. D. Rose -1994 DOI: 10.1002/evan.1360030505 ] - [J.Fleagle,C.Gilbert 2011-2012 [۵] ] - [J.Roach 2008 [۶] ] - [V. McMains - 2011 [۷] ] - [2009 [۸] & [۹] ] [Retrieved 2012-01-01] پرش به بالا↑ Kordos L, Begun D R (2001). "Primates from Rudabánya: allocation of specimens to individuals, sex and age categories". J. Hum. Evol. 40 (1): 17–39. doi:10.1006/jhev.2000.0437. PMID 11139358. پرش به بالا↑ David W. Cameron (2004). Hominid adaptations and extinctions. UNSW Press. p. 76. ISBN 978-0-86840-716-6. Retrieved 6 November 2011. پرش به بالا↑ David Rains Wallace (13 September 2005). Beasts of Eden: Walking Whales, Dawn Horses, and Other Enigmas of Mammal Evolution. University of California Press. pp. 240–. ISBN 978-0-520-24684-3. Retrieved 6 November 2011. پرش به بالا↑ Zalmout, I.S.; Sanders, W.J.; MacLatchy, L.M.; Gunnell, G.F.; Al-Mufarreh, Y.A.; Ali, M.A.; Nasser, A. -A.H.; Al-Masari, A.M. et al. (2010). "New Oligocene primate from Saudi Arabia and the divergence of apes and Old World Monkeys". Nature 466 (7304): 360–364. doi:10.1038/nature09094.PMID 20631798. پرش به بالا↑ Srivastava (2009). Morphology Of The Primates And Human Evolution. PHI Learning Pvt. Ltd. p. 87. ISBN 978-81-203-3656-8. Retrieved 6 November 2011. پرش به بالا↑ Strait DS, Grine FE, Moniz MA (1997). "A reappraisal of early hominid phylogeny". J. Hum. Evol. 32 (1): 17–82. doi:10.1006/jhev.1996.0097.PMID 9034954. ↑ پرش به بالا به:۴۴٫۰ ۴۴٫۱ Bill Bryson (2004). "28. The Mysterious Biped". A Short History of Nearly Everything. Random House, Inc. pp. 522–543. ISBN 978-0-385-66004-4. پرش به بالا↑ Ungar, Peter and Mark F. Teaford. Human Diet: Its Origin and Evolution. Bergin & Garvey, 2002. 206. ISBN ‎978-0-89789-736-5. پرش به بالا↑ Bogin, Barry. “The evolution of human nutrition”. In The Anthropology of Medicine: From Culture to Method. چاپ ۳. Bergen and Garvey, 1997. 96–142.ISBN ‎978-0-89789-516-3. پرش به بالا↑ . doi:10.1007/BF02734246. PMID 17393680. Unknown parameter |ژورنال= ignored (help); Unknown parameter |نام= ignored (help);Unknown parameter |تاریخ= ignored (help); Unknown parameter |زبان=ignored (help); Unknown parameter |شماره= ignored (help); Unknown parameter |نام خانوداگی= ignored (help); Unknown parameter |دوره=ignored (help); Unknown parameter |عنوان= ignored (help); Unknown parameter |صفحه= ignored (help); Missing or empty |title= (help) پرش به بالا↑ Robertson, ML and JJ Snodgrass. “Effects of brain evolution on human nutrition and metabolism”. Annu Rev Nutr. 27 (2007): 311–27. پرش به بالا↑ Wood, B. & Collard, M. (1999) The changing face of Genus Homo. Evol. Anth. 8(6) 195-207 پرش به بالا↑ Toothy Tree-Swinger May Be Earliest Human. News.discovery.com, 2010-05-21. پرش به بالا↑ Wood B (1999). "'Homo rudolfensis' Alexeev, 1986-fact or phantom?". J. Hum. Evol. 36 (1): 115–8. doi:10.1006/jhev.1998.0246. PMID 9924136. پرش به بالا↑ Gabounia L. de Lumley M. Vekua A. Lordkipanidze D. de Lumley H. (2002). "Discovery of a new hominid at Dmanisi (Transcaucasia, Georgia)". Comptes Rendus Palevol 1 (4): 243–53. doi:10.1016/S1631-0683(02)00032-5. پرش به بالا↑ Lordkipanidze D, Vekua A, Ferring R, et al. (2006). "A fourth hominin skull from Dmanisi, Georgia". The anatomical record. Part A, Discoveries in molecular, cellular, and evolutionary biology 288 (11): 1146–57.doi:10.1002/ar.a.20379. PMID 17031841. پرش به بالا↑ Turner W (1895). "On M. Dubois' Description of Remains recently found in Java, named by him Pithecanthropus erectus: With Remarks on so-called Transitional Forms between Apes and Man". Journal of anatomy and physiology 29 (Pt 3): 424–45. PMID 17232143. پرش به بالا↑ Spoor F, Wood B, Zonneveld F (1994). "Implications of early hominid labyrinthine morphology for evolution of human bipedal locomotion". Nature369 (6482): 645–8. doi:10.1038/369645a0. PMID 8208290. پرش به بالا↑ Bermúdez de Castro JM, Arsuaga JL, Carbonell E, Rosas A, Martínez I, Mosquera M (1997). "A hominid from the lower Pleistocene of Atapuerca, Spain: possible ancestor to Neandertals and modern humans". Science 276(5317): 1392–5. doi:10.1126/science.276.5317.1392. PMID 9162001. پرش به بالا↑ Carbonell, Eudald; José M. Bermúdez de Castro et al. (2008-03-27). "The first hominin of Europe". Nature 452 (7186): 465–469.doi:10.1038/nature06815. PMID 18368116. Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2008-03-26. پرش به بالا↑ Manzi G, Mallegni F, Ascenzi A (2001). "A cranium for the earliest Europeans: Phylogenetic position of the hominid from Ceprano, Italy". Proc. Natl. Acad. Sci. U.S.A. 98 (17): 10011–6. doi:10.1073/pnas.151259998.PMID 11504953. پرش به بالا↑ Czarnetzki, A; Jakob, T; Pusch, CM (2003). "Palaeopathological and variant conditions of the Homo heidelbergensis type specimen (Mauer, Germany)".Journal of Human Evolution 44 (4): 479 Extra |pages= or |at= (help).doi:10.1016/S0047-2484(03)00029-0. PMID 12727464. پرش به بالا↑ "Scientists discover hominid cranium in Ethiopia" (Press release). Indiana University. March 27, 2006. Retrieved 2006-11-26. پرش به بالا↑ Harvati K (2003). "The Neanderthal taxonomic position: models of intra- and inter-specific craniofacial variation". J. Hum. Evol. 44 (1): 107–32.doi:10.1016/S0047-2484(02)00208-7. PMID 12604307. پرش به بالا↑ Herrera, K. J. ; Somarelli, J. A. ; Lowery, R. K. ; Herrera, R. J. (2009). "To what extent did Neanderthals and modern humans interact?". Biological Reviews 84 (2): 245–257. DOI:10.1111/j.1469-185X.2008.00071.x. PMID 19391204 پرش به بالا↑ Krings M, Stone A, Schmitz RW, Krainitzki H, Stoneking M, Pääbo S (1997). "Neandertal DNA sequences and the origin of modern humans". Cell 90 (1): 19–30. doi:10.1016/S0092-8674(00)80310-4. PMID 9230299. پرش به بالا↑ Green RE, et al. (2008). "A complete Neandertal mitochondrial genome sequence determined by high-throughput sequencing". Cell 134 (3): 416–426.doi:10.1016/j.cell.2008.06.021. PMID 18692465. پرش به بالا↑ Serre D, Langaney A, Chech M, et al. (2004). "No Evidence of Neandertal mtDNA Contribution to Early Modern Humans". PLoS Biol. 2 (3): E57.doi:10.1371/journal.pbio.0020057. PMID 15024415. ↑ پرش به بالا به:۶۶٫۰ ۶۶٫۱ Jennifer Viegas (2010-05-06). "Neanderthals, humans interbred, DNA proves". Discovery News. Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2010-08-17. پرش به بالا↑ Gutiérrez G, Sánchez D, Marín A (2002). "A reanalysis of the ancient mitochondrial DNA sequences recovered from Neandertal bones". Mol. Biol. Evol. 19 (8): 1359–66. PMID 12140248. پرش به بالا↑ Hebsgaard MB, Wiuf C, Gilbert MT, Glenner H, Willerslev E (2007). "Evaluating Neanderthal genetics and phylogeny". J. Mol. Evol. 64 (1): 50–60.doi:10.1007/s00239-006-0017-y. PMID 17146600. پرش به بالا↑ Diamond, Jared. The Third Chimpanzee: The Evolution and Future of the Human Animal. Harper Perennial, 1992. ISBN ‎978-0-06-098403-8. پرش به بالا↑ How Neanderthals met a grisly fate: devoured by humans. The Observer.May 17, 2009 پرش به بالا↑ "DNA identifies new ancient human dubbed 'X-woman'". BBC News. March 25, 2010 ↑ پرش به بالا به:۷۲٫۰ ۷۲٫۱ Sample, Ian. New species of human ancestor found in Siberia. The Guardian, March 24, 2010. Archived from the original on ۲۰۱۰-۱۱-۲۲. پرش به بالا↑ Krause, Johannes, Qiaomei Fu, Jeffrey M. Good, Bence Viola et al. “The complete mitochondrial DNA genome of an unknown hominin from southern Siberia”. Nature 464, no. 7290 (2010): 894–897. doi:10.1038/nature08976.PMID 20336068. پرش به بالا↑ Katsnelson, Alla. New hominin found via mtDNA. The Scientist, March 24, 2010. Archived from the original on ۲۰۱۰-۱۱-۲۲. پرش به بالا↑ “Denisova Admixture and the First Modern Human Dispersals into Southeast Asia and Oceania”. The American Journal of Human Genetics 89 (14). doi:10.1016/j.ajhg.2011.09.005. PMC 3188841. PMID 21944045. پرش به بالا↑ Brown P, Sutikna T, Morwood MJ, et al. . “A new small-bodied hominin from the Late Pleistocene of Flores, Indonesia”. Nature 431, no. 7012 (2004): 1055–61. doi:10.1038/nature02999. PMID 15514638. پرش به بالا↑ Argue, D, D Donlon, C Groves and R Wright. “Homo floresiensis: microcephalic, pygmoid, Australopithecus, or Homo?”. J. Hum. Evol. 51, no. 4 (2006): 360–74. doi:10.1016/j.jhevol.2006.04.013. PMID 16919706. ↑ پرش به بالا به:۷۸٫۰ ۷۸٫۱ Martin, RD, AM Maclarnon, JL Phillips and WB Dobyns. “Flores hominid: new species or microcephalic dwarf?”. The anatomical record. Part A, Discoveries in molecular, cellular, and evolutionary biology 288, no. 11 (2006): 1123–45. doi:10.1002/ar.a.20389. PMID 17031806. پرش به بالا↑ Ambrose, Stanley H.. “Late Pleistocene human population bottlenecks, volcanic winter, and differentiation of modern humans”. Journal of Human Evolution 34, no. 6 (1998): 623–651. doi:10.1006/jhev.1998.0219.PMID 9650103. پرش به بالا↑ Ambrose, Stanley H.. Volcanic Winter, and Differentiation of Modern Humans. Bradshaw Foundation, 2005. پرش به بالا↑ Gibbons, Ann. “Solving the Brain's Energy Crisis”. Science 280, no. 5368 (1998): 1345–47. doi:10.1126/science.280.5368.1345. PMID 9634409. پرش به بالا↑ Howell, F. and François Bourlière. African Ecology and Human Evolution. Transaction Publishers. 398. ISBN ‎978-0-202-36136-9. ↑ پرش به بالا به:۸۳٫۰ ۸۳٫۱ Freeman, Scott and Jon C. Herron. Evolutionary Analysis. Pearson Education, Inc., 2007. 786-788. ISBN ‎978-0-13-227584-2. ↑ پرش به بالا به:۸۴٫۰ ۸۴٫۱ Plummer, T. “Flaked stones and old bones: Biological and cultural evolution at the dawn of technology”. Am. J. Phys. Anthropol. Suppl 39 (2004): 118–64. doi:10.1002/ajpa.20157. PMID 15605391. پرش به بالا↑ Ambrose, SH. “Paleolithic technology and human evolution”. Science 291, no. 5509 (2001): 1748–53. doi:10.1126/science.1059487.PMID 11249821. پرش به بالا↑ Mcbrearty, S and A. S. Brooks. “The revolution that wasn't: a new interpretation of the origin of modern human behavior”. J. Hum. Evol. 39, no. 5 (2000): 453–563. doi:10.1006/jhev.2000.0435. PMID 11102266. پرش به بالا↑ Figure 1. Phylogeny of Primate Lice from Morphological and Molecular Data, in Clayton, DH, VS Smith, SL Hammond and AR Rogers. “Genetic Analysis of Lice Supports Direct Contact between Modern and Archaic Humans”. PLoS Biol 2, no. 11 (2004): e340.doi:10.1371/journal.pbio.0020340. PMC 521174. PMID 15502871. Archived from the original on 2010-11-22. پرش به بالا↑ Modern Humans Came Out of Africa, "Definitive" Study Says. News.nationalgeographic.com, 2010-10-28. پرش به بالا↑ Stringer, CB and P Andrews. “Genetic and fossil evidence for the origin of modern humans”. Science 239, no. 4845 (March 1988): 1263–8.doi:10.1126/science.3125610. PMID 3125610. پرش به بالا↑ Cann, RL, M Stoneking and AC Wilson. “Mitochondrial DNA and human evolution”. Nature 325, no. 6099 (1987): 31–6. doi:10.1038/325031a0.PMID 3025745. Archived from the original on ۲۰۱۰-۱۱-۲۲. پرش به بالا↑ Behar et al. 2008, Gonder et al. 2007, Reed and Tishkoff ↑ پرش به بالا به:۹۲٫۰ ۹۲٫۱ Searching for traces of the Southern Dispersal, by Dr. Marta Mirazón Lahr, et al. پرش به بالا↑ “Single, Rapid Coastal Settlement of Asia Revealed by Analysis of Complete Mitochondrial Genomes”. Science 308, no. 5724 (2005): 1034–6.doi:10.1126/science.1109792. PMID 15890885. پرش به بالا↑ Gill, Victoria. Africa's genetic secrets unlocked. May 1, 2009. پرش به بالا↑ "The new batch - 150,000 years ago". BBC - Science & Nature - The evolution of man. پرش به بالا↑ When humans faced extinction. BBC, 2003-06-09. Archived from the original on ۲۰۱۰-۱۱-۲۲. پرش به بالا↑ Wolpoff, MH. “Multiregional, not multiple origins”. Am J Phys Anthropol 112, no. 1 (2000): 129–36. doi:10.1002/(SICI)1096-8644(200005)112:13.0.CO;2-K. PMID 10766948. پرش به بالا↑ Wolpoff, MH. “Modern Human Origins”. Science 241, no. 4867 (1988): 772–4. doi:10.1126/science.3136545. PMID 3136545. پرش به بالا↑ Leakey, Richard. The Origin of Humankind. Basic Books, 1994. 87–89.ISBN ‎978-0-465-05313-1. پرش به بالا↑ Jorde, LB, M Bamshad and AR Rogers. “Using mitochondrial and nuclear DNA markers to reconstruct human evolution”. BioEssays 20, no. 2 (February 1998): 126–36. doi:10.1002/(SICI)1521-1878(199802)20:23.0.CO;2-R. PMID 9631658. پرش به بالا↑ Wall, J. D., K. E. Lohmueller and V. Plagnol. “Detecting Ancient Admixture and Estimating Demographic Parameters in Multiple Human Populations”.Molecular Biology and Evolution 26, no. 8 (2009): 1823–7.doi:10.1093/molbev/msp096. PMC 2734152. PMID 19420049. پرش به بالا↑ Green RE, Krause J, Briggs AW, et al. . “A draft sequence of the Neandertal genome”. Science 328, no. 5979 (May 2010): 710–22.doi:10.1126/science.1188021. PMID 20448178. پرش به بالا↑ ^ Reich D, Green RE, Kircher M, et al. (December 2010). "Genetic history of an archaic hominin group from Denisova Cave in Siberia". Nature 468 (7327): 1053–60. doi:10.1038/nature09710. PMID 21179161 پرش به بالا↑ Reich D, Patterson N, Kircher M, et al. . “Denisova admixture and the first modern human dispersals into Southeast Asia and Oceania”. Am. J. Hum. Genet. 89, no. 4 (October 2011): 516–28. doi:10.1016/j.ajhg.2011.09.005.PMC 3188841. PMID 21944045. پرش به بالا↑ Byars, S. G. ; Ewbank, D. ; Govindaraju, D. R. ; Stearns, S. C. (2009). "Natural selection in a contemporary human population". Proceedings of the National Academy of Sciences 107 (suppl_1): 1787–1792. Bibcode 2010PNAS..107.1787B. DOI:10.1073/pnas.0906199106. PMID 19858476. پرش به بالا↑ Cochran G and Harpending H. 2009. The 10,000 Year Explosion. Basic Books N.Y. پرش به بالا↑ Richard Dawkins, The magic of reality: how we know what's real, fP free Press, pages 32-53 جستارهای وابسته[ویرایش] مهاجرت انسان نظریه تکامل منابع برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش] Alexander, R. D. (1990). "How did humans evolve? Reflections on the uniquely unique species". University of Michigan Museum of Zoology Special Publication (University of Michigan Museum of Zoology) (1): 1–38. Enard, Wolfgang et al. (2002-08-22). "Molecular evolution of FOXP2, a gene involved in speech and language". Nature 418 (6900): 869–72 [870]. doi:10.1038/nature01025. PMID 12192408. Flinn, M. V. , Geary, D. C. , & Ward, C. V. (2005). Ecological dominance, social competition, and coalitionary arms races: Why humans evolved extraordinary intelligence. Evolution and Human Behavior, 26, 10-46.Full text.پی‌دی‌اف (345 KB) Geary, David C. The Origin of Mind: Evolution of Brain, Cognition and General Intelligence. Washington DC: American Psychological Association, 2005. ISBN 1-59147-181-8. Green, Richard E et al. A Draft Sequence of the Neandertal Genome. . Science 328, no. 5979 (7 May 2010): 710–722. Gibbons, Ann. The First Human: The Race to Discover our Earliest Ancestor. Anchor Books (2007). ISBN 978-1-4000-7696-3 Hartwig, Walter, ed. (2002. Reprinted 2004). The Primate Fossil Record. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-08141-2. Check date values in: |date= (help). Heizmann, Elmar P J, Begun, David R (2001). "The oldest Eurasian hominoid". Journal of Human Evolution 41 (5): 463 Extra |pages= or |at= (help). doi:10.1006/jhev.2001.0495. PMID 11681862. Hill, Andrew; Ward, Steven (1988). "Origin of the hominidae: The record of African large hominoid evolution between 14 my and 4 my". Yearbook of Physical Anthropology 31 (59): 49–83.doi:10.1002/ajpa.1330310505. Ijdo,J.W; Baldini, A; Ward,D.C; Reeders,S.T; Wells, R.A (October 1991). "Origin of human chromosome 2: An ancestral telomere-telomere fusion" (PDF). Genetics 88 (20): 9051–9055. —two ancestral ape chromosomes fused to give rise to human chromosome 2 Johanson, Donald & Wong, Kate. Lucy's Legacy: The Quest for Human Origins. Three Rivers Press (2009). ISBN 978-0-307-39640-2 Jones, Steve; Martin, Robert D. ; Pilbeam, David R (Editors). (1994). The Cambridge Encyclopedia of Human evolution. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-46786-5. (Note: this book contains very useful, information dense chapters on primate evolution in general, and human evolution in particular, including fossil history). Leakey, Richard & Lewin, Roger. Origins Reconsidered: In Search of What Makes us Human. Little, Brown and Company (1992). ISBN 0-316-90298-5 Lewin, Roger. Human Evolution: An Illustrated Introduction. 5th ed ed. Blackwell Publishing, 2005. ISBN 1-4051-0378-7. Lewin, Roger. Bones of Contention: Controversies in the Search for Human Origins. Penguin Books (1987). ISBN 0-14-022638-9 Morwood, Mike & van Oosterzee, Penny. A New Human: The Startling Discovery and Strange Story of the 'Hobbits' of Flores, Indonesia. Smithsonian Books (2007). ISBN 978-0-06-089908-0 Oppenheimer, Stephen. Out of Eden: The Peopling of the World. Constable (2003). ISBN 1-84119-697-5 Ovchinnikov, et al.; Götherström, Anders; Romanova, Galina P.; Kharitonov, Vitaliy M.; Lidén, Kerstin; Goodwin, William (2000). "Molecular analysis of Neanderthal DNA from the Northern Caucasus". Nature 404(6777): 490 Extra |pages= or |at= (help). doi:10.1038/35006625. PMID 10761915. Roberts, Alice. The Incredible Human Journey: The Story of how we Colonised the Planet. Bloomsbury (2009). ISBN 978-0-7475-9839-8 Sarmiento, Esteban et al. The Last Human: A guide to twenty-two species of extinct humans. New Haven and London: Yale University Press, 2007. ISBN 978-0-300-10047-1 Shreeve, James. The Neanderthal Enigma: Solving the Mystery of Modern Human Origins. Viking (1996). ISBN 0-670-86638-5 Stringer, Chris. The Origin of Our Species. Allen Lane (2011). ISBN 978-1-84614-140-9 Stringer, Chris & Andrews, Peter. The Complete World of Human Evolution. Thames & Hudson (2005). ISBN 0-500-05132-1 Stringer, Chris & McKie, Robin. African Exodus: The Origins of Modern Humanity. Jonathan Cape (1996). ISBN 0-224-03771-4 van Oosterzee, Penny. The Story of Peking Man. Allen & Unwin (1999). ISBN 1-86508-632-0 Walker, Allan & Shipman, Pat. The Wisdom of the Bones: In Search of Human Origins. Weidenfeld and Nicholson (1996). ISBN 0-297-81670-5 Wade, Nicholas. Before the Dawn: Recovering the Lost History of our Ancestors. Penguin Press (2006). ISBN 978-0-7156-3658-9 Weiss, M.L. , & Mann, A.E (۱۹۸۵). 'Human Biology and Behaviour: An anthropological perspective (4th ed.). Boston: Little Brown. ISBN ۹۷۸-۰-۶۷۳-۳۹۰۱۳-۴. (Note: this book contains very accessible descriptions of human and non-human primates, their evolution, and fossil history). Wells, Spencer. The Journey of Man: A Genetic Odyssey. Allen Lane/The Penguin Press (2002). ISBN 0-7139-9625-0 Wood, Bernard and Mark Collard. The Human Genus. . Science, New Series 284 (5411): 65– http://fa.wikipedia.org
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:38  توسط M.M.M | 
فرگشت انسان از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد     بخشی از مجموعه مقاله‌های زیست‌شناسی فرگشتی نمودار واگرایی گروه‌های آرایه‌ای نوین ازنیای مشترکشان. مباحث اصلی[نمایش] روندها و نتایج[نمایش] تاریخ طبیعی[نمایش] تاریخچه نگره فرگشتی[نمایش] شاخه‌ها و کاربردها[نمایش] پیامدهای اجتماعی[نمایش] درگاه.ویکی‌پروژه ن   ب   و ن   ب   و
با وجود این که شروع فرگشت انسان (تکامل آن) به عنوان یک موجود زنده، مانند تمام موجودات زندهٔ دیگر، به زمان پیدایش حیات بر روی کره زمین باز می‌گردد؛ ولی به طور کلی واژهٔ فرگشت انسان به تاریخچهٔ فرگشت نخستی‌سانان (پستانداران شبیه انسان) و به خصوص سرده انسان، از جمله پیدایش انسان‌ها به عنوان گونه‌ای مجزا از انسان‌سایان (کپی‌های بزرگ) اطلاق می‌شود. مطالعهٔ فرگشت انسان زمینه‌های مختلف علمی از جمله انسان‌شناسی فیزیکی، نخستی‌شناسی، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، رویان‌شناسی، و ژنتیک را در بر می‌گیرد.[۱]
مطالعات ژنتیک نشان می‌دهند که تکامل نخستی‌سانان احتمالاً در اواخر دورهٔ کرتاسه، ۸۵ میلیون سال پیش، شروع شده‌است. مجموعهٔ سنگواره‌های گردآوری شده نیز بیانگر آنست که این زمان پیش از دورهٔ پالئوسن، ۵۵ میلیون سال پیش، بوده‌است.[۲][۳] خانوادهٔ انسان‌سایان، یا کپی‌های بزرگ، بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون سال پیش از خانوادهٔ گیبونها جدا شدند. حدود ۱۴ میلیون سال پیش اورانگوتانها از خانوادهٔ انسان‌سایان جدا شدند.[۴] راه رفتن روی دوپا ابتدایی‌ترین انطباق در دودمان انسان‌تباران است، و نخستین انسان‌تبارانی که بر روی دوپا راه می‌رفته‌اند،ساحل‌مردم و اررین بوده‌اند. آردی‌کپی که کاملاً بر روی دوپا راه می‌رفته‌است، اندکی بعد تکامل پیدا کرده‌است. گوریلها و شامپانزه‌ها حدوداً در یک زمان از این دودمان جدا شدند و احتمالاً ساحل‌مردم یا اررین آخرین نیای مشترک ما و آنها بوده‌است. راه رفتن اولیه بر روی دو پا سرانجام منجر به تکامل جنوبی‌کپی‌آسا و بعدها سرده انسان گردید. انسان‌های امروزی از انسان‌سایانی که بین ۲٫۳ تا ۲٫۴ میلیون سال پیش در آفریقا می‌زیستند، تکامل یافته‌اند.[۵][۶]
نخستین گونه‌های ثبت شده از سردهٔ انسان، انسان ماهر و انسان گاتنگی هستند که در حدود ۲٫۳ میلیون سال پیش تکامل پیدا کردند. بر طبق شواهد موجود، انسان ماهر اولین گونه‌ای بوده که از ابزار استفاده می‌کرده‌است. اندازهٔ مغز این انسان‌های اولیه در حدود اندازهٔ مغز شامپانزه بوده‌است. از آن زمان و در طول این چند میلیون سال تا کنون فرایند افزایش اندازهٔ مغز ادامه یافته‌است به طوری که با پیدایش انسان راست‌قامت، حجم جمجمهٔ آن به دو برابر حجم جمجمهٔ انسان ماهر افزایش یافته بود. انسان راست‌قامت و انسان کارورز نخستین انسان‌هایی بودند که به خارج از آفریقا کوچ کردند. این گونه‌ها بین ۱٫۸ تا ۱٫۳ میلیون سال پیش در آفریقا، آسیا و اروپا پراکنده شدند. پنداشته می‌شود که این گونه‌ها، نخستین گونه‌هایی بودند که از آتش و ابزار پیچیده استفاده کردند.
دیدگاه غالب در میان دانشمندان این است که مبدا پیدایش انسان‌های امروزی با فرضیه اخیر «خروج از آفریقا» یا «تک مبدائی» توضیح داده می‌شود[۷][۸][۹] که بیان می‌دارد آغاز تکامل انسان‌های امروزی در آفریقا بوده‌است و سپس بین ۵۰٫۰۰۰ تا ۱۰۰٫۰۰۰ سال پیش آنها به خارج از قارهٔ آفریقا مهاجرت کردند و کم‌کم جایگزین انسان‌های راست قامت در آسیا و نئاندرتالها در اروپا شدند. فرضیهٔ دیگری نیز به نام «فرضیهٔ چند ناحیه‌ای» وجود دارد که عنوان می‌کند انسان‌ها پس از مهاجرت انسان‌های راست قامت از آفریقا به سایر نقاط جهان در حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش در مناطق جغرافیایی مختلف به صورت جمعیت‌های جداگانه ولی با پیوند بین نژادها تکامل یافتند. شواهد نشان می‌دهد که هاپلوتیپهای متعددی که منشأ نئاندرتالی دارند در حال حاضر در جمعیت‌های غیرآفریقایی یافت می‌شود. شواهد نشان دهندهٔ آن است که نئاندرتال‌ها و گونه‌های دیگر انسان‌سایان مانند انسان‌تبار دنیسووا تا ۶ درصد در ژنهای انسان‌های امروزی (در نژادهای مختلف این مقدار متفاوت است) مشارکت داشته‌اند.[۱۰][۱۱][۱۲]
انسان امروزی که انسان خردمند نامیده می‌شود تنها گونهٔ بازمانده از انسان‌تباران است. انسان‌های خردمند باستانی بین ۴۰۰٬۰۰۰ تا ۲۵۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل یافتند و از آنان انسان‌های به‌کالبد امروزی در اواسط دوره پارینه سنگی، حدود ۲۰۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل پیدا کردند.[۱۳] بنابر باور بسیاری از دانشمندان انسان‌هایی با رفتار نوین حدود ۵۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل یافتند، هرچند که عده‌ای آغاز رفتار نوین در انسان‌ها را هم‌زمان با تکامل انسان‌های به‌کالبد امروزی می‌دانند.[۱۴]
  محتویات   [نهفتن]  ۱ تاریخچهٔ اندیشه‌ها ۲ شواهد موجود ۳ پیش از انسان ۳.۱ تکامل کپی‌های بزرگ ۳.۲ جدا شدن دودمان انسان از سایر کپی‌های بزرگ ۴ سردهٔ انسان ۴.۱ انسان ماهر و انسان گاتنگی ۴.۲ انسان رودولفی و انسان گرجی ۴.۳ انسان کارورز و انسان راست‌قامت ۴.۴ انسان سپرانن سیس و انسان پیشگام ۴.۵ انسان هایدلبرگی ۴.۶ انسان رودزیایی و جمجمهٔ گویس ۴.۷ نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا ۴.۸ انسان فلورسی ۴.۹ انسان خردمند امروزی ۵ استفاده از ابزار ۵.۱ انسان خردمند امروزی و بحث «جهش بزرگ رو به جلو ۶ مدل‌هایی در مورد پیدایش انسان ۶.۱ مدل خروج از آفریقا ۶.۲ مدل چند ناحیه‌ای ۷ تکامل اخیر و در حال رخداد در انسان ۸ اولین انسان چه کسی بوده‌است؟ ۹ پژوهشگران برجسته در زمینهٔ تکامل انسان ۱۰ فهرست گونه‌ها ۱۱ منابع ۱۲ جستارهای وابسته ۱۳ منابع برای مطالعهٔ بیشتر ۱۴ پیوند به بیرون
  تاریخچهٔ اندیشه‌ها[ویرایش]
آناکسیماندروس، فیلسوف یونان باستان عنوان کرده‌است: «بشر در ابتدا به صورت حیوانی دیگر، شبیه ماهی بوده‌است».[۱۵]
کارل لینه کسی بود که برای اولین بار لغت homo را که امروزه در زیست‌شناسی (در مراجع انگلیسی) برای سردهٔ انسان به کار می‌رود را در سیسستم طبقه‌بندی موجودات خود استفاده کرد. لینه و سایر دانشمندان هم عصرش کپی‌های بزرگ را به عنوان نزدیک‌ترین گونه‌های جانوری به انسان از نظر ریخت‌شناسی و کالبدشناسی دسته بندی کردند. اندیشهٔ امکان وجود نیاکان مشترک برای انسان و کپی‌های قدیم تر با انتشار کتاب خاستگاه گونه‌ها توسط چارلز داروین در سال ۱۸۵۹ میلادی مطرح شد. داروین در این کتاب اندیشهٔ تکامل گونه‌های جدید از گونه‌های قدیم‌تر را توضیح داد. کتاب داروین به منشأ پیدایش انسان پاسخی نداد و تنها به این نکته بسنده کرد که «به زودی منشا پیدایش انسان و روند تکامل آن روشن خواهد شد».   سنگوارههای انسان‌سایان در موزه استخوان‌شناسی اوکلاهما در شهراوکلاهما سیتی آمریکا
نخستین مناظره‌ها دربارهٔ ماهیت تکامل انسان بین توماس هاکسلی و ریچارد اون درگرفت. هاکسلی تکامل انسان از کپی‌ها را با ارایه موارد بسیاری از شباهت‌ها و تفاوت‌های بین انسان‌ها و کپی‌ها توضیح داد. او همچنین در سال ۱۸۶۳ میلادی کتابی با عنوان شواهدی در مورد جایگاه انسان در طبیعت در این زمینه منتشر کرد. اما در هر حال خیلی از طرفداران اولیه داروین (مانند الفرد راسل والاس و چارلز لایل) موافق نبودند که منشا قابلیت‌های ذهنی و احساسات اخلاقی انسان‌ها می‌تواند با انتخاب طبیعی توضیح داده شود. داروین کاربرد نظریهٔ تکامل و انتخاب جنسی در مورد انسان‌ها را در کتابش با عنوان تبار انسان، و انتخاب طبیعی در ارتباط با جنسیت که در سال ۱۸۷۱ میلادی منتشر شد، توضیح داد.[۱۶]
مشکل بزرگی که در آن زمان وجود داشت عدم وجود سنگواره‌های گونه‌های انتقالی بود. با وجودی که اوژن دوبوا در سال ۱۸۹۱ میلادی سنگوارهٔ موجودی را در جزیرهٔ جاوه کشف کرد که هم‌اکنونانسان راست‌قامت نام‌گذاری شده‌است، ولی این مشکل کماکان ادامه داشت تا اینکه در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی با کشف نمونه‌های متعددی از سنگواره‌های گونه‌های انتقالی در آفریقا، گردآوری این‌گونه سنگواره‌ها آغاز شد. در سال ۱۹۲۵ میلادی، ریموند دارت گونه جنوبی‌کپی افریقایی را از روی نمونه سنگواره‌ای مربوط به یک نوزاد که در اطراف شهر توانگ آفریقای جنوبی در یک غار پیدا شده بود، معرفی کرد. باقی‌مانده‌های این نوزاد یک جمجمهٔ بسیار کوچک و قالبی از مغز او بود. با وجودی که مغز یافت شده کوچک بود (۴۱۰ سانتی‌متر مکعب)، ولی شکل آن برخلاف مغز شامپانزه‌ها و گوریل‌ها حالت گرد و به مغز انسان‌های امروزی شباهت داشت. همچنین، نمونهٔ یافت شده دارای دندان‌های نیش کوتاه بود و موقعیت سوراخ پس سری آن نشان می‌داد که این سنگواره مربوط به موجودی دو پا بوده‌است. تمام این شواهد دارت را قانع ساخت که سنگوارهٔ کودک توانگ مربوط به نیاکان دو پای انسان‌ها است که شکل انتقالی بین انسان و کپی‌ها بوده‌اند.
طبقه بندی انسان‌ها و وابستگان آنها از سال ۱۹۵۰ میلادی به بعد تغییرات عمده‌ای کرده‌است.[۱۷] به عنوان مثال، قبلاً جنوبی‌کپی‌آساهای ظریف به عنوان نیاکان سردهٔ انسان پنداشته می‌شدند[۱۸] جنوبی‌کپی‌آساها و انسان‌های خردمند امروزی هر دو از دودمان انسان‌تباران هستند.[۱۹]
داده‌هایی که در دههٔ ۱۹۷۰ میلادی جمع‌آوری گردید نشان داد که جنوبی‌کپی‌آساها گروه متنوعی بوده‌اند و جنوبی‌کپی‌های آفریقایی ممکن است نیاکان مستقیم انسان نبوده باشند.[۲۰] با طبقه‌بندی مجدد جنوبی‌کپی‌آساها که در ابتدا به دو بخش ظریف و تنومند تقسیم می‌شدند، بخش تنومند به عنوان سرده‌ای جدید با نام پرامردم معرفی شد.[۲۰] آرایه‌شناسان، انسان‌های خردمند امروزی، جنوبی‌کپی‌آساها و سایر گونه‌های وابسته را به مانند کپی‌های بزرگ در خانواده انسان‌سایان قرار می‌دهند. ریچارد داوکینز در کتابش با نام داستان نیاکان عنوان می‌کند که جنوبی‌کپی‌آساهای تنومند نیاکان گوریل‌ها بوده‌اند، پاره‌ای از جنوبی‌کپی‌آساهای ظریف نیاکان شامپانزه‌ها و باقی آنها نیاکان انسان‌های خردمند امروزی بوده‌اند.[۱۹]
پیشرفت‌های عمده در دانش تعیین توالی دی‌ان‌ای در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی، به ویژه در زمینهٔ دی‌ان‌ای میتوکندریایی (mtDNA) و دی‌ان‌ای Y یا Y-DNA کمک بزرگی به فهم منشأ پیدایش بشر کرده‌است.[۲۱][۲۲][۲۳] تعیین توالی mtDNA و Y-DNA که از گروه‌های گسترده‌ای از جمعیت‌های بومی گردآوری شد اطلاعات نیاکان آنها را که به ژن‌های موروثی مردانه و زنانه مرتبط است، روشن ساخت.[۲۴] مرتب کردن این اطلاعات در درخت ژنتیکی به عنوان پشتوانه‌ای بر نظریهٔ خروج از آفریقا قلمداد شد.[۲۵] تحلیل‌ها نشان دهندهٔ گوناگونی بیشتر الگوی دی‌ان‌ای در آفریقا بوده‌اند که این مطلب با این نظریه که آفریقا موطن حوای میتوکندریایی و آدم رنگین‌تن Y بوده، سازگار است.[۲۶] شواهد موجود[ویرایش]
شواهد تکامل انسان در بسیاری از زمینه‌های علوم طبیعی یافت می‌شود. بیشتر این شواهد در سنگواره‌های گردآوری شده‌است هرچند که دانش ژنتیک نیز نقش تکمیلی و رو به رشدی در این زمینه دارد. مطالعات رشدشناسی، تاریخ نژادی و به ویژه زیست‌شناسی تکاملی در مورد مهره داران و بی مهرگان بینش قابل توجهی در مورد تکامل کل حیات و به ویژه اینکه انسان‌ها چگونه تکامل یافته‌اند فراهم می‌کند. مطالعات خاص در مورد مبدأ حیات انسان‌ها، انسان‌شناسیبا گرایش دیرین‌انسان‌شناسی نامیده می‌شود.[۲۷]
سنگواره‌های گردآوری شده از انسان‌سایان نشان می‌دهد که در طول زمان به تدریج ستون فقرات آنان صاف شده، حجم مغز افزایش یافته، ترکیبات صورت ظریف‌تر شده، و عضلات مربوط به جویدن همزمان با تغییر وضعیت دندان‌ها کمتر شده‌است.
در نخستی‌سانان عالی، دُم در لگن خاصره به صورت استخوان خاجی گنجانده شده‌است. تمام مهره داران حداقل در مدتی از زندگی خود دارای دُم هستند. در انسان‌های خردمند امروزی، دُم به مدت چهارهفته در طول مراحل کارنگی ۱۴ تا ۲۲ دروهٔ جنینی وجود دارد.[۲۸] انسان‌های خردمند امروزی دارای پلک سوم می‌باشند که کارآیی ندارد. انسان‌ها همچنین دارای عضلات خارجی گوش هستند[۲۹] که حیوانات از آنها برای چرخاندن و کنترل گوش‌ها به صورت مستقل از سر استفاده می‌کنند تا بتوانند بر صداهای خاصی متمرکز شوند. انسان‌ها هنوز باقی‌مانده‌هایی از چنین عضلاتی را دارند ولی این عضلات در طول تکامل ضعیف شده‌اند به گونه‌ای که فقط قادرند گوش‌های انسان را کمی تکان دهند.[۳۰]
عضلهٔ پلانتاریس در پای انسان نیز شاهدی است بر تکامل انسان‌های خردمند امروزی. این عضله در حیوانات برای گرفتن و کنترل اشیاء با پاهایشان استفاده می‌شود و به آنها این قابلیت را می‌دهد که از پاهایشان مانند دستهایشان برای گرفتن اشیا استفاده کنند. در انسان‌ها نیز این عضله وجود دارد ولی در طول تکامل چنان کارآیی خود را از دست داده‌است که امروزه پزشکان هنگام نیاز به بافت‌های ترمیمی برای سایر قسمت‌های بدن آن را خارج و از آن استفاده می‌کنند. این عضله چنان برای بدن انسان بی‌اهمیت شده که ٪۹ انسان‌های امروزی بدون آن متولد می‌شوند.[۳۱] مدرک دیگری بر تکامل اندام ژاکوبسون است که بخشی از کالبد حیوانات می‌باشد. ریشهٔ این اندام را در انسان می‌توان در پیشینهٔ جنسی انسان‌ها در ماقبل تاریخ جستجو کرد. این اندام که در مجرای بینی واقع است، فرومون‌ها را که مواد شیمیایی تحریک کنندهٔ جنسی، هشدار دهنده یا یابندهٔ غذا هستند، ردیابی می‌کند. این اندام به حیوانات اجازه می‌دهد که هم‌نوعانشان را برای جفت‌گیری یا اعلام خطر تعقیب کنند. انسان‌ها با اندام ژاکوبسون به دنیا می‌آیند، ولی قابلیت‌های این اندام در مراحل اولیهٔ پس از تولد رفته رفته کم می‌شود تا جایی که دیگر استفاده‌ای ندارد.[۳۲] در مواردی برای اندامهایی که به عنوان اندام‌های زائد شناخته می‌شدند کاربردهایی پیدا شده‌است.[۳۳] دندان‌های عقل دلایل دیگری بر تکامل انسان هستند. نیاکان انسان به مقدار زیادی از گیاهان تغذیه می‌کردند و نیاز داشتند تا مقادیر زیادی از گیاهان را در طول یک روز با سرعتی کافی بخورند تا بتوانند مواد مورد نیاز بدنشان را تأمین کنند. این موضوع خصوصاً زمانی اهمیت داشت که بدن انسان قابلیت هضم سلولز به میزان کافی را نداشت. هنگامی که عادات غذایی بشر تغییر کرد، آروارهٔ انسان کوچک‌تر شد و دیگر نیازی به دندان آسیای سوم یا دندان عقل نبود.[۳۴]
در ژنتیک تکاملی انسان بررسی می‌شود که تا چه میزان یک ژن انسان با بقیه و با گذشتهٔ تکاملی که سبب پیدایش آن شده تفاوت دارد. تفاوت بین ژن‌ها مفاهیم و کاربردهای متنوعی در انسان‌شناسی، پزشکی و پزشکی قانونی دارد. داده‌های ژنتیک بینش عمده‌ای در زمینهٔ تکامل انسان فراهم می‌کند.
در سال ۲۰۰۵ بیش از صد نفر از دانشمندان در ده موسسهٔ پژوهشی بزرگ دنیا، با مطالعهٔ ۲۳۷ میلیون جفت از اجزای تشکیل‌دهندهٔ کروموزوم شماره ۲ انسان، نشان دادند که این کروموزوم از جوش خوردن دو کروموزوم شامپانزه ایجاد شده‌است و به همین دلیل است که انسان‌ها یک جفت کروموزوم کمتر از شامپانزه‌ها دارند. نتایج این مقاله نشان می‌دهد انسان و شامپانزه نیاکان مشترک داشته‌اند.[۳۵] پیش از انسان[ویرایش] تکامل کپی‌های بزرگ[ویرایش]
تاریخچهٔ تکامل نخستی‌سانان به ۶۵ میلیون سال پیش باز می‌گردد.[۳۶] قدیمی ترین گونهٔ پستاندار شبیه به نخستی‌سانان،[۳۷] پلسیاداپیس، ابتدا در آمریکای شمالی می‌زیست و بعدها در شرایط آب و هوایی گرمسیری دورهٔ پالئوسن وائوسن در اوراسیا و آفریقا پراکنده گردید. نخستی‌سانان اولیه با توجه به شواهد موجود[۳۸] در اوراسیا رشد و نمو پیدا کردند و این دودمان که بعدها منجر به پیدایش کپی‌های آفریقایی و انسان‌ها گردید، از اروپا و آسیای غربی به سمت جنوب به طرف آفریقا مهاجرت کردند. آن بخشی از جمعیت آنان، که بیشتر سنگواره‌های آنان در لایه‌های بالایی دورهٔ ایوسن و لایه‌های پایینی دورهٔ الیگوسن در نزدیکی شهر فیوم مصر یافت شده‌است، در واقع نیاکان تمام گونه‌های زنده لمور در ماداگاسکار، لوریس تنبل در آسیای جنوب شرقی، گالاگو در آفریقا، راست‌بینیان یا میمون‌های بر قدیم، میمونان: میمون‌های بر جدید، کپی‌های بزرگ و انسان‌های خردمند امروزی محسوب می‌شوند.
قدیمی ترین میمون بر قدیم شناخته شده کامویاکپی است که قدمت سنگواره‌های یافت شدهٔ آن در لایه‌های بالایی دورهٔ الیگوسن در نواحی شمال کنیا ۲۴ میلیون سال برآورد می‌شود.[۳۹] گمان می‌رود که نیای این میمون بر قدیم، گونه‌ای نزدیک به آجیپتوکپی، پراپلیوکپی و پاراکپی باشد که در حدود ۳۵ میلیون سال پیش در فیوم می‌زیسته‌است.[۴۰] در سال ۲۰۱۰ میلادی، با معرفی سعدان که تخمین زده شده حدود ۲۸ تا ۲۹ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است، به عنوان گونه‌ای نزدیک به آخرین نیای مشترک راست‌بینیان، جای خالی موجود در دوره‌ای ۱۱ میلیون ساله در سنگواره‌های گردآوری شده پر شد.[۴۱]   اسکلت بازسازی شدهٔ پروکنسول بی دم
تنوع انواع درخت زی میمون‌های بر قدیم و کپی‌هادر شرق آفریقا در اوایل دورهٔ میوسن، حدود ۲۲ میلیون سال پیش، نشانگر تاریخچه‌ای طولانی از پراکنده شدن گونه‌ها از زمان‌های پیشتر از آن است. سنگواره‌هایی که از ۲۰ میلیون سال پیش به جا مانده‌اند شامل تکه‌هایی هستند که به ویکتوریاکپی، قدیمی ترین میمون‌های بر قدیم نسبت داده می‌شوند. از میان سرده‌هایی از دودمان کپی‌ها که گمان می‌رود تا ۱۳ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند می‌توان به پروکنسول، رنگواکپی، دندروکپی، لیمنوکپی، ناچولاکپی، اکواتوریوس، نیانزاکپی، افروکپی، هلیوکپی، و کنیاکپی که همگی در شرق آفریقا می‌زیسته‌اند اشاره کرد. وجود گونه‌هایی غیر از میمونان بر قدیم در اواسط دوره میوسن و در مناطقی دور از هم، مانند اوتاوی کپی که سنگوارهٔ آن در رسوبات غارهای نامیبیا پیدا شده و پیرول کپی و درایوکپی که در فرانسه، اسپانیا و اتریش یافت شده‌اند حکایت از تنوع فراوان این گونه‌ها در آفریقا و مناطق مدیترانه در آب و هوای نسبتاً گرم و نامتغیر اوایل و اوسط دورهٔ میوسن دارد. جدیدترین گونه از خانوادهٔ انسان‌سایان در دورهٔ میوسن، اوپروکپی نام دارد که ۹ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است و سنگوارهٔ آن در بسترهای زغال سنگ در ایتالیا یافت شده‌است.
شواهد مولکولی نشان می‌دهد که گیبون‌ها حدوداً ۱۲ تا ۱۸ میلیون سال پیش از کپی‌های بزرگ جدا شدند و اورانگوتان‌ها ۱۲ میلیون سال پیش از کپی‌های بزرگ جدا شدند. هنوز سنگواره‌ای که بتوان با کمک آن نیاکان گیبون‌ها را (که ممکن است محل پیدایش آنها از جمعیت‌های انسان‌سایان جنوب شرق آسیا بوده باشد) مستند کرد، یافت نشده‌است. اما در مورد اوانگوتان‌ها، می‌توانسیواکپی در هند و گریفوکپی در ترکیه را که ۱۰ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند به عنوان نیاکان آنها بر شمرد.[۴۲] جدا شدن دودمان انسان از سایر کپی‌های بزرگ[ویرایش]   بازسازی یک جنوبی‌کپی عفاری ماده
از گونه‌های ناکالی کپی که سنگواره‌های آن در کنیا و اورانوکپی که سنگواره‌های آن در یونان یافت شده‌است، می‌توان به عنوان گونه‌های نزدیک به آخرین نیای مشترک گوریل‌ها، شامپانزه‌ها و انسان‌ها نام برد. شواهد مولکولی نشان می‌دهد که بین ۴ تا ۸ میلیون سال پیش، ابتدا گوریل‌ها و سپس شامپانزه‌ها از دودمانی که در نهایت به انسان‌های خردمند امروزی انجامید، جدا شدند. از نظر مقایسهٔچندریختی تک-نوکلئوتید تقریباً ۹۸٫۴ درصد دی ان ای انسان با دی ان ای شامپانزه یکسان است. سنگواره‌های گردآوری شده از گوریل‌ها و شامپانزه‌ها محدود است. از جمله دلایل این موضوع، می‌توان به شرایط نامطلوب جغرافیای محل زندگی آنان (خاک جنگل‌های بارانی اسیدی است و استخوان را حل می‌کند) و خطای نمونه‌برداری اشاره کرد.
سایر انسان‌ساییان احتمالاً همراه با گونه‌های دیگر جانوران مانند بزکوهی، سگ، خوک، کفتار، فیل و اسب، به تدریج با آب و هوای خشک‌تر مناطق خارج از محدودهٔ نوار استوا تطبیق پیدا کردند. از حدود ۸ میلیون سال پیش، نوار استوایی (از نظر تقسیم بندی آب و هوایی) شروع به کوچک‌تر شدن کرده‌است. سنگواره‌های گونه‌های دودمان انسان پس از جدا شدن از شامپانزه‌ها امروزه نسبتاً به خوبی شناخته شده‌اند.
قدیمی ترین آنان ساحل‌مردم چادی، که ۷ میلیون سال پیش و اررین توگنی که ۶ میلیون سال پیش می‌زیستند، هستند و پس از آنان سرده‌های زیر می‌زیستند: آردی‌کپی (۵٫۵ تا ۴٫۴ میلیون سال پیش) با گونه‌های آردی‌کپی کادابا و آردی‌کپی رامید جنوبی‌کپی (۴ تا ۱٫۸ میلیون سال پیش) با گونه‌های جنوبی‌کپی انامی، جنوبی‌کپی عفاری، جنوبی‌کپی افریقایی، جنوبی‌کپی بحرالغزالی، جنوبی‌کپی گارهی، و جنوبی‌کپی سدیبا کنیامردم (۳ تا ۲٫۷ میلیون سال پیش) با گونهٔ کنیامردم پخت‌رخ پرامردم (۳ تا ۱٫۲ میلیون سال پیش) با گونه‌های پرامردم اتیوپی، پرامردم بویسی، و پرامردم تناور انسان‌ها (۲ میلیون سال پیش تاکنون) با گونه‌های انسان ماهر، انسان رودولفی، انسان کارورز، انسان گرجی، انسان پیشگام، انسان سپرانن سیس، انسان راست‌قامت، انسان هایدلبرگی، انسان رودزیایی، انسان نئاندِرتال، انسان خردمند ایدالتو، انسان خردمند باستانی، و انسان فلورسی   انسان‌سایان همگی از یک نیای مشترک به وجود آمده‌اند. از چپ به راست: گیبون، انسان، شامپانزه، گوریل، و اورانگوتان سردهٔ انسان[ویرایش]   شمایل بازسازی شدهٔ انسان ماهر   جمجمه های۱. گوریل ۲. جنوبی کپی ۳. انسان راست‌قامت ۴. نئاندرتال ۵.اشتاینهایم (مربوط به انسان خردمند باستانی یا انسان هایدلبرگی) ۶. انسان خردمند امروزی. کاهش پروگناتیزم و ضخامت خط ابرو، و افزایش اندازهٔ پیشانی قابل توجه‌است.
انسان خردمند امروزی تنها گونهٔ بازمانده از سردهٔ انسان است. در حالی که برخی گونه‌های منقرض شدهٔ انسان‌ها را می‌توان به عنوان نیاکان انسان‌های خردمند امروزی بر شمرد، بسیاری دیگر احتمالاً تنها «خویشاوندان» ما بوده‌اند که از شاخه‌هایی از نیاکان ما جدا شده‌اند.[۴۳][۴۴] هنوز اجماعی بر اینکه کدامیک از این گروه‌ها را باید به عنوان گونه‌های مجزا و کدامیک را به عنوان زیر گونه بر شمرد، وجود ندارد. در برخی موارد این امر به دلیل کمیابی سنگواره‌ها و در برخی موارد به دلیل تفاوت‌های جزئی در سیستم‌های طبقه بندی گونه‌ها برای سردهٔ انسان می‌باشد.[۴۴] نظریه پمپ صحرای آفریقا یک توضیح محتمل برای گوناگونی اولیه سردهٔ انسان ارائه می‌دهد.
شواهد باستان‌شناسی و دیرین‌شناسی، امروزه این امکان را می‌دهد که تا حدودی در مورد رژیم غذایی گونه‌های متفاوت انسان استنباط نمود و نقش رژیم غذایی را در تکامل فیزیکی و رفتاری انسان‌ها مطالعه کرد.[۳۴][۴۵][۴۶][۴۷][۴۸] انسان ماهر و انسان گاتنگی[ویرایش]
انسان ماهر از ۲٫۴ تا ۱٫۴ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است. انسان ماهر در اواخر دورهٔ پالئوسن یا اوایل دورهٔ پلیستوسن، بین ۲٫۵ تا ۲ میلیون سال پیش، در جنوب و شرق آفریقا با جدا شدن از جنوبی‌کپی‌ها تکامل پیدا کرده‌است. انسان ماهر دندان‌های آسیای کوچکتر و مغز بزرگتری از جنوبی‌کپی‌ها داشته و ابزارهایی از سنگ و احتمالاً استخوان‌های حیوانات می‌ساخته‌است. به دلیل استفاده از ابزارسنگی توسط این گونه که یکی از نخستین گونه‌های شناخته شدهٔ کپی هاست، کاشف آن، لوییس لیکی، نام مستعار «مرد ابزارکار» را برای آن برگزید. برخی از دانشمندان به دلیل اینکه اسکلت این گونه از نظر ریخت‌شناسی به گونه‌های درخت‌زی بیشتر شباهت دارد تا گونه‌های دوپایان، پیشنهاد کرده‌اند که این گونه‌ها از سردهٔ انسان به سردهٔ جنوبی کپی منتقل شوند.[۴۹]
انسان ماهر تا قبل از ماه می‌سال ۲۰۱۰ میلادی به عنوان اولین گونه از سردهٔ انسان پنداشته می‌شد، تا اینکه در این زمان سنگوارهٔ گونه‌ای جدید از انسان به نام «انسان گاتنگی» در آفریقای جنوبی کشف شد که به احتمال فراوان پیش از انسان‌های ماهر می‌زیسته‌است.[۵۰] انسان رودولفی و انسان گرجی[ویرایش]
اینها اسامی پیشنهاد شده برای گونه‌های مربوط به سنگواره انسان‌هایی هستند که حدود ۱٫۹ تا ۱٫۶ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند و ارتباطشان با انسان ماهر هنوز به درستی مشخص نیست. انسان رودولفی با یک جمجمه نیمه کامل یافت شده در کنیا شناسایی شده‌است. دانشمندان عنوان داشته‌اند که این گونه نوعی انسان ماهر بوده‌است، اما این موضوع هنوز ثابت نشده‌است.[۵۱] انسان گرجی را که سنگوارهٔ آن در گرجستان پیدا شده، ممکن است بتوان به عنوان گونه‌ای بینابینی بین انسان ماهر و انسان راست‌قامت،[۵۲] یا زیرگونه‌ای از انسان راست‌قامت قلمداد کرد.[۵۳] انسان کارورز و انسان راست‌قامت[ویرایش]
اولین سنگواره‌های انسان راست‌قامت توسط اوژن دوبوا، پزشک هلندی، در سال ۱۸۹۱ میلادی در جزیرهٔ جاوه کشور اندونزی پیدا شد. او ابتدا این گونه را بر اساس ویژگی‌های ریخت‌شناسی آن که حالتی بینابینی بین انسان‌ها و کپی‌ها داشت، انسان بوزینهٔ راست قامت نام نهاد.[۵۴] انسان راست‌قامت بین ۱٫۷ میلیون تا ۷۰٫۰۰۰ سال سال پیش می‌زیسته‌است (که می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در جریان فوران آتشفشان توبا از صفحهٔ روزگار محو شده‌است و از آن تنها گونه‌های انسان راست‌قامت سولویی و انسان راست‌قامت فلورسی به جا ماندند). اغلب از انسان‌های مرحله اولیه این دوره به عنوان گونه‌ای مجزا به نام انسان کارورز یا زیرگونه‌ای از انسان راست‌قامت با عنوان انسان راست‌قامت کارورز یاد می‌شود.
گمان می‌رود که در اوایل دورهٔ پلیستوسن، ۱٫۵ تا ۱ میلیون سال پیش، جمعیتی از انسان‌های ماهر با افزایش حجم مغز تکامل پیدا کردند و موفق به ساخت ابزارهای سنگی پیشرفته تری شدند؛ این تغییرات و پاره‌ای دیگر از شواهد به گونه‌ای است که انسان‌شناسان را متقاعد کرده‌است که این گونهٔ تکامل یافته از انسان‌های ماهر را به عنوان گونه‌ای جدید به نام انسان راست‌قامت طبقه بندی کنند.[۵۵] در این گونه زانوهای قفل شونده تکامل پیدا کرده‌است و محل سوراخ پس سری (سوراخی که طناب نخاعی از آن وارد جمجمه می‌شود) نیز عوض شده‌است. این گونه احتمالاً اولین گونه‌ای بوده‌است که گوشت را برای خوردن می‌پخته‌است.
سنگوارهٔ مشهوری از انسان‌های راست‌قامت، سنگوارهٔ انسان پکن است؛ نمونه‌های دیگری نیز در آسیا (به ویژه در اندونزی)، آفریقا، و اروپا یافت شده‌اند. امروزه بسیاری از دیرینه شناسان از واژهٔ انسان کارورز برای بخشی از این گونه که در خارج از قارهٔ آسیا می‌زیستند استفاده می‌کنند و واژهٔ انسان راست‌قامت را برای آن بخشی که در آسیا می‌زیسته‌اند و مشخصات اسکلتی و دندان‌های آنها اندکی با انسان‌های کارورز تفاوت داشته‌است، به کار می‌برند. انسان سپرانن سیس و انسان پیشگام[ویرایش]
این گونه‌ها به عنوان گونه‌های بینابینی که در فاصله بین انسان‌های راست‌قامت و انسان‌های هایدلبرگی می‌زیسته‌اند، شناخته می‌شوند. انسان پیشگام از روی سنگواره‌هایی که در اسپانیا و انگلستان یافت شده، شناخته شده‌است و حیات آن به ۱٫۲ میلیون سال تا ۸۰۰٫۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد.[۵۶][۵۷] انسان سپرانن سیس از روی کاسهٔ جمجمه‌ای که در ایتالیا پیدا شده و قدمت آن ۵۰۰٫۰۰۰ تخمین زده می‌شود، معرفی شده‌است.[۵۸] انسان هایدلبرگی[ویرایش]   بازسازی شمایل انسان هایدلبرگی که گمان می‌رود نیای مستقیم انسان نئاندرتال و انسان خردمند امروزی باشد.
انسان هایدلبرگی (مرد هایدلبرگ) حدوداً بین ۶۰۰٫۰۰۰ تا ۳۵۰٫۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌است. از این گونه به عنوان انسان خردمند هایدلبرگی نیز نام برده می‌شود.[۵۹] انسان رودزیایی و جمجمهٔ گویس[ویرایش] تخمین زده می‌شود که انسان رودزیایی بین ۳۰۰٫۰۰۰ تا ۱۲۵٫۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌است. بیشتر پژوهشگران امروز انسان رودزیایی را در گروه انسان هایدلبرگی طبقه بندی می‌کنند. با وجود این گروه‌های دیگری مانند انسان خردمند باستانی و انسان خردمند رودزیایی نیز برای این انسان‌ها پیشنهاد شده‌است. در فوریه سال ۲۰۰۶ میلادی، جمجمه‌ای به نام جمجمهٔ گویس کشف شد که احتمال می‌رود به گونه‌ای بینابینی بین انسان راست‌قامت و انسان خردمند امروزی تعلق داشته باشد و یا به یکی از گونه‌های متعددی که ادامه پیدا نکرده‌اند. قدمت این جمجمه که در اتیوپی کشف شده‌است بین ۵۰۰٫۰۰۰ تا ۲۵۰٫۰۰۰ سال برآورد می‌شود. در مورد این جمجمه جزئیات مختصری اعلام شده‌است و هنوز کاشفان آن در این مورد گزارش معتبر علمی منتشر نکرده‌اند.[۶۰] نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا[ویرایش]
انسان نئاندرتال که از آن با عنوان انسان خردمند نئاندرتال نیز نام برده می‌شود،[۶۱] بین ۴۰۰٫۰۰۰[۶۲] تا ۳۰٫۰۰۰ سال پیش در اروپا و آسیا می‌زیسته‌است. شواهد مربوط به توالی دی‌ان‌ای میتوکندریایی نشان دهندهٔ آن است که هیچ شارش ژن عمده‌ای بین انسان نئاندرتال و انسان خردمند امروزی رخ نداده‌است که می‌توان نتیجه‌گیری کرد که این دو، دو گونهٔ مجزا بوده‌اند که نیاکان مشترکی در حدود ۶۶۰٫۰۰۰ سال پیش داشته‌اند.[۶۳][۶۴][۶۵] به هر حال، توالی یابی ژن نئاندرتال‌ها که در سال ۲۰۱۰ میلادی انجام شد، نشان داد که نئاندرتال‌ها با انسان‌های به‌کالبد امروزی در حدود ۸۰٫۰۰۰ تا ۴۵٫۰۰۰ سال پیش (زمان تقریبی که انسان‌های امروزی به خارج از آفریقا مهاجرت کردند ولی قبل از اینکه در اروپا، آسیا و جاهای دیگر پراکنده شوند) آمیزش داشته‌اند.[۶۶] بین ۱ تا ۴ درصد دی‌ان‌ای تقریباً تمام انسان‌های غیر آفریقایی امروزی از دی‌ان‌ای نئاندرتال تشکیل شده‌است.[۶۶] این دستاورد با مطالعات اخیر که نشان می‌دهد انشعاب برخی از الل‌های انسان به یک میلیون سال پیش باز می‌گردد سازگار است، هرچند که تفسیر نتایج این مطالعات مورد سوال قرار گرفته‌است.[۶۷][۶۸] رقابت با انسان‌های خردمند امروزی احتمالاً در انقراض نئاندرتال‌ها نقش داشته‌است.[۶۹][۷۰] انسان‌های خردمند امروزی و نئاندرتال‌ها برای مدت ۱۰٫۰۰۰ سال در اروپا به طور همزمان می‌زیسته‌اند.[۷۱]   شمایل بازسازی شدهٔ یک نئاندرتال
در سال ۲۰۰۸ میلادی، باستان‎شناس‌هایی که در غار دنیسووا در کوه‌های آلتای سیبری کار می‌کردند، بخشی از یک استخوان کوچک مربوط به انگشت پنجم یک نوجوان مربوط به گونه‌ای از انسان را کشف کردند که اکنون با عنوان انسان‌تبار دنیسووا شناخته می‌شود.[۷۲] وسایلی از جمله یک دستبند که در آن غار پیدا شده، مربوط به ۴۰٫۰۰۰ سال پیش می‌باشد. به دلیل هوای سرد آن غار، دی‌ان‌ای موجود در قطعه سنگواره سالم مانده بود درنتیجه هم دی‌ان‌ای میتوکندریایی و هم دی‌ان‌ای ژنوم هسته‌ای در توالی سنجی بررسی شد.[۱۰][۷۳]
با وجودی که سرآغاز انشعاب دی‌ان‌ای میتوکندریایی انسان‌تبار دنیسووا به طور غیر منتظره‌ای به زمان‌های قدیم باز می‌گردد،[۷۴] ولی توالی سنجی کامل ژنتیکی نشان دهندهٔ آن است که انسان‌تبار دنیسووا نیز به همان دودمان نئاندرتال تعلق دارد که زمان جدایی آن از گونهٔ نئاندرتال اندکی پس از این بوده که شاخهٔ نئاندتال از شاخهٔ منتهی به انسان‌های خردمند امروزی جدا شده‌است.[۱۰]می‌دانیم که انسان‌های امروزی در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال در اروپا با نئاندرتال‌ها در کنار هم می‌زیسته‌اند و کشف انسان‌تبار دنیسووا نیز این احتمال را مطرح کرد که این سه گونه یعنی انسان خردمند امروزی، نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا، در دوره‌ای به طور هم‌زمان می‌زیسته‌اند. سوانت پابو، زیست‌شناس سوئدی، بیان کرده که وجود این زیر شاخه، تصویر زندگی انسان‌ها را در اواخر دورهٔ پلیستوسن پیچیده تر می‌کند.[۷۲] همچنین شواهد نشان می‌دهد که امروزه حدود ۶ درصد از ژن‌های مردم ملانزی از طرف انسان‌تبار دنیسووا می‌آید که این امر حکایت از آمیزش محدود انسان‌تبار دنیسووا با انسان خردمند امروزی در جنوب شرق آسیا دارد.[۷۵]
الل‌هایی که گمان می‌رود از نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا سرچشمه گرفته باشد در محل‌های مختلفی از ژن‌های انسان‌های خردمند امروزی خارج از قارهٔ آفریقا یافت شده‌است. انواع آنتی ژن لکوسیت انسان (HLA) که از طرف نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا آمده‌اند بیش از نیمی از الل‌های HLA مردم امروزی اوراسیا را تشکیل می‌دهند.[۱۲] انسان فلورسی[ویرایش]   شمایل بازسازی شدهٔ برخی گونه‌های انسان. از بالا به پایین و از راست به چپ: ردیف اول-انسان ماهر، انسان کارورز و انسان راست‌قامت، ردیف دوم-انسان پیشگام مرد و زن و انسان هایدلبرگی، ردیف سوم-انسان نئاندرتال دختر و مرد و انسان سپرانن سیس
انسان فلورسی که بین ۱۰۰٫۰۰۰ تا ۱۲٫۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌است، گاهی به طنز هابیت هم نامیده شده‌است که دلیل آن اندام کوچک این انسان به خاطر کوتولگی ناشی از انزوا می‌باشد.[۷۶] انسان فلورسی یک گونهٔ شگفت انگیز هم از نظر اندازه و هم از نظر زمان زیست می‌باشد و از آن می‌توان به عنوان نمونه‌ای از گونه‌های اخیر سردهٔ انسان یاد کرد که خصوصیات تکامل یافتهٔ آن مشابه انسان‌های امروزی نیست. به عبارت دیگر، انسان فلورسیدارای نیاکان مشترک با انسان خردمند امروزی بوده‌است ولی پس از جدایی از شاخهٔ انسان‌های امروزی، مسیر تکاملی جداگانه‌ای را طی کرده‌است. مهمترین اکتشاف در این مورد، سنگوارهٔ زنی ۳۰ ساله‌است که در سال ۲۰۰۳ میلادی کشف شد و قدمت آن ۱۸٫۰۰۰ سال تعیین شده‌است. این زن، یک متر قد داشته و حجم جمجمهٔ آن تنها ۳۸۰ سانتی‌متر مکعب بوده‌است. (این حجم از حجم مغز شامپانزه نیز کوچکتر است و در حدود یک سوم حجم مغز انسان‌های امروزی می‌باشد.)
هم اکنون بحث‌هایی بین دانشمندان در جریان است راجع به این که آیا انسان فلورسی در واقع یک گونهٔ مجزا محسوب می‌شود یا نه.[۷۷] برخی از دانشمندان بر این باورند که انسان فلورسی نوعی کوتوله (با دید آسیب شناسی) از انسان خردمند امروزی بوده‌است.[۷۸] این فرضیه تا حدودی دارای پشتوانه‌است زیرا مردمی که هم اکنون در فلورس، محلی که اسکلت انسان فلورسی در آن یافت شده‌است، زندگی می‌کنند دارای قد کوتاه هستند. مساله دیگر در مورد انسان فلورسی نیز این است که سنگوارهٔ آن همراه با ابزارهایی که به انسان‌های امروزی نسبت داده می‌شود، یافت شده‌است.[۷۸]
فرضیه اینکه انسان فلورسی دچار کوتولگی از دید آسیب شناسی بوده‌است، قادر به توضیح برخی ویژگی‌های انسان فلورسی که نه تنها شبیه انسان امروزی نبوده بلکه بیشتر به نیاکان قدیمی سردهٔ انسان شبیه‌است، نمی‌باشد. علاوه بر مشخصات جمجمه، این ویژگی‌ها شامل شکل استخوان‌های مچ، ساعد، بازو، زانو و پاها می‌گردد. انسان خردمند امروزی[ویرایش]
انسان خردمند امروزی از حدود ۲۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش تا کنون می‌زیسته‌است. بین ۴۰۰٫۰۰۰ هزار سال پیش تا دومین دورهٔ بین یخبندانی در اواسط دورهٔ پلیستوسن، حدود ۲۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش، با پیدایش روند افزایش حجم جمجمه و پیشرفت در ساخت ابزار سنگی، زمینه برای تکامل انسان خردمند امروزی از انسان راست‌قامت مهیا شد. شواهد مستقیم نشان می‌دهد که گروهی از انسان‌های راست‌قامت ابتدا به خارج از آفریقا مهاجرت نمودند و باقی آنان که در آفریقا مانده بودند منجر به پیدایش انسان خردمند امروزی شدند. مهاجرت‌های بعدی انسان خردمند امروزی در سطح قارهٔ آفریقا و به خارج از آن سرانجام باعث شد تا این گونه به تدریج جایگزین گونه‌های دیگر انسان راست‌قامت (مانند انسان نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا) شود که زودتر به خارج از آفریقا کوچ کرده بودند. از این نظریه مهاجرت و پیدایش انسان امروزی غالباً با عنوان نظریهٔ «خروج از آفریقا» یاد می‌شود. به هر حال شواهد موجود نفی کنندهٔ تکامل در نواحی مختلف یا برخی آمیزش‌های انسان خردمند امروزی پس از مهاجرت به سرزمین‌های جدید با جمعیت‌های انسانی موجود در آن سرزمین‌ها نیست. این موضوع هم اکنون یک بحث داغ در علم دیرین‌مردم‌شناسی است.
پژوهش‌های اخیر ثابت کرده‌است که انسان‌ها از نظر ژنتیکی بسیار یکدست هستند یا به عبارت دیگر دی‌ان‌ای افراد مختلف در انسان بیشتر از حد معمول در سایر گونه‌ها به یکدیگر شبیه‌است. این امر را می‌توان ناشی از تکامل نسبتاً جدید در انسان و یا ایجاد یک گلوگاه جمعیت حاصل از بلایای طبیعی همچون فوران آتشفشان توبا دانست.[۷۹][۸۰] به هر حال در انسان‌های خردمند امروزی نیز ویژگی‌های ژنتیکی مشخص درهر جمعیت وجود دارد که عمدتاً ناشی از مهاجرت گروه‌های کوچک از انسان خردمند امروزی در طول زمان به مناطق دارای شرایط آب و هوایی جدید می‌باشد. این خصوصیات تطابق یافته با محیط با اینکه بخش کوچکی از ژن انسان را تشکیل می‌دهد ولی شامل ویژگی‌های مختلف بیرونی همچون رنگ پوست و شکل بینی و ویژگی‌های درونی مانند قابلیت تنفس موثرتر در ارتفاعات، می‌گردد.
انسان خردمند ایدالتو زیرگونه‌ای منقرض شده از انسان خردمند امروزی است که در حدود ۱۶۰٫۰۰۰ سال پیش در اتیوپی می‌زیسته‌است. جدول مقایسهٔ گونه‌های انسان گونهدوران زیست (میلیون سال پیش)محل زندگیقد فرد بالغ (متر)وزن فرد بالغ (کیلوگرم)ظرفیت جمجمه (۳cm)سنگواره‌های موجودتاریخ اکتشاف و تاریخ نامگذاری گونه (سال میلادی) انسان گاتنگی ۰٫۶-۲ آفریقای جنوبی ۱٫۰     ۱ نمونه ۲۰۱۰٫۲۰۱۰ انسان ماهر ۱٫۴-۲٫۳ آفریقا ۱-۱٫۵ ۳۳-۵۵ ۵۱۰-۶۶۰ بسیار ۱۹۶۴٫۱۹۶۰ انسان کارورز ۱٫۲۵-۱٫۸ شرق و جنوب آفریقا ۱٫۹   ۷۰۰-۸۵۰ بسیار ۱۹۷۵ انسان رودولفی ۱٫۹ کنیا       ۱ جمجمه ۱۹۸۵٫۱۹۷۲ انسان راست‌قامت ۰٫۲-۱٫۸ آفریقا، اوراسیا (جاوه، هند، چین، قفقاز) ۱/۸ ۶۰ ۸۵۰-۱۱۰۰ بسیار ۱۸۹۲٫۱۸۹۱ انسان پیشگام ۰٫۸-۱٫۲ اسپانیا ۱/۷۵ ۹۰ ۱۰۰۰ ۲ نمونه ۱۹۹۷ انسان هایدلبرگی ۰٫۳۵-۰٫۶ اروپا، آفریقا، چین ۱٫۸ ۹۰ ۱۱۰-۱۴۰۰ بسیار ۱۹۰۸ انسان سپرانن سیس ۰٫۳۵-۰٫۵ ایتالیا     ۱۰۰۰ ۱ کاسهٔ جمجمه ۲۰۰۳٫۱۹۹۴ انسان رودزیایی ۰٫۱۲-۰٫۳ زامبیا     ۱۳۰۰ تعداد کمی ۱۹۲۱ انسان نئاندرتال ۰٫۰۳-۰٫۳۵ اروپا، غرب آسیا ۱٫۶ ۷۰-۵۵ ۱۲۰۰-۱۹۰۰ بسیار ۱۸۶۴٫۱۸۲۹ انسان خردمند امروزی ۰٫۲ تاکنون سراسر جهان ۱٫۴-۱٫۹ ۱۰۰-۵۰ ۱۰۰۰-۱۸۵۰ درحال زیست - ۱۷۵۸٫ انسان خردمند ایدالتو ۰٫۱۵-۰٫۱۶ اتیوپی     ۱۴۵۰ ۳ جمجمه ۲۰۰۳٫۱۹۹۷ انسان فلورسی ۰٫۰۱۲-۰٫۱۰ اندونزی ۱٫۰ ۲۵ ۴۰۰ ۷ نمونه ۲۰۰۴٫۲۰۰۳ انسان‌تبار دنیسووا ۰٫۰۴ سرزمین آلتایی       ۱ نمونه ۲۰۱۰
  استفاده از ابزار[ویرایش]
بهره‌گیری از ابزارها، خود، نشانه‌ای از هوشمندی است، پژوهشگران بر این باورند که کاربرد ابزار می‌تواند عامل محرک بخش‌های ویژه‌ای از تکامل انسان، به ویژه افزایش ادامه دار حجم مغز، تلقی گردد. با توجه به اینکه مغز انسان درصد قابل توجهی از انرژی بدن را مصرف می‌کند، نیاز انسان‌ها در طول زمان و با افزایش حجم مغز به استفاده از غذاهای پرانرژی تر بیشتر شد. افزایش استفاده از ابزار به انسان‌ها این امکان را داد که بتوانند فراورده‌های گوشتی پرانرژی تری را از راه شکار به دست آورند و همچنین بتوانند گیاهان پرانرژی تر را پرورش دهند. پژوهشگران این مساله را مطرح کرده‌اند که انسان‌سایان اولیه از نظر تکاملی تحت فشار بوده‌اند و مجبور به افزایش قابلیت‌های خود برای ساخت و استفاده از ابزار شده‌اند.[۸۱]
اینکه انسان‌های اولیه از چه زمانی شروع به استفاده از ابزار نموده‌اند به سادگی قابل تعیین نیست. به دلیل اینکه هرچه این ابزارها ابتدایی تر باشند (مانند سنگ‌های دارای گوشه‌های تیز)، تشخیص دادن اینکه آنها طبیعی هستند یا ساختهٔ دست انسان، دشوارتر است. شواهدی در دست است مبنی بر اینکه ممکن است جنوبی‌کپی‌ها (۴ میلیون سال پیش) از استخوان‌های شکسته به عنوان ابزار استفاده می‌کرده‌اند ولی این موضوع مورد بحث است.[۸۲]
باید توجه نمود که بسیاری از گونه‌ها ابزار می‌سازند و از آن استفاده می‌کنند، ولی ساخت و استفاده از ابزارهای پیچیده تر حیطه‌ای در تسلط انسان هاست. قدیمی ترین ابزارهای شناخته شده، «ابزارهای سنگی الدوایی» هستند که در اتیوپی پیدا شده‌اند و مربوط به ۲٫۶ تا ۲٫۵ میلیون سال پیش می‌باشند که این زمان قبل از پیدایش نخستین گونه‌های سردهٔ انسان است. امروزه هیچ شواهدی در دست نیست که گونه‌هایی ازانسان‌ها ۲٫۵ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند. سنگواره‌ای از انسان که در نزدیکی این ابزارها پیدا شده‌است و مربوط به ۲٫۳ میلیون سال پیش است، این احتمال را مطرح می‌کند که انسان‌ها این ابزارها را ساخته‌اند. البته این موضوع در حد احتمال است و هنوز شواهد قوی در این مورد وجود ندارد. برنارد وود عنوان کرده‌است که پرامردم تقریباً همزمان با گونه‌های اولیه انسان در دورهٔ ساخت ابزار الدوایی می‌زیسته‌اند. هرچند که مدرک مستقیمی مبنی بر استفادهٔ پرامردم از ابزار وجود ندارد، ولی خصوصیات بدنی آنان را می‌توان به عنوان شاهد غیرمستقیمی برای قابلیت استفادهٔ آنان از ابزار در نظر گرفت. با این حال بیشتر دیرین انسان‌شناسان بر این باورند که گونه‌های اولیهٔ انسان بوده‌اند که ابزارهای الدوایی یافت شده را ساخته‌اند. آنها استناد می‌کنند که همواره سنگواره‌های انسان، و نه پرامردم، در نزدیکی ابزارهای یافت شده پیدا شده‌اند.[۸۳]
در سال ۱۹۹۴ میلادی، رندال سوسمن با استناد به وضعیت شست‌ها در دست، این بحث را مطرح کرد که هر دو سردهٔ انسان و پرامردم ابزار می‌ساخته‌اند. او استخوان‌ها و عضلات دست انسان را با شامپانزه مقایسه کرد و دریافت که انسان‌ها دارای ۳ عضله در دست هستند که شامپانزه‌ها از آن بی بهره‌اند. همچنین دست انسان دارای قابلیت‌های بهتری برای گرفتن اشیا نسبت به شامپانزه‌است. سوسمن نشان داد که وضعیت شست دست در انسان‌های امروزی پاسخی تکاملی به نیاز انسان برای ساخت و استفاده از ابزار بوده‌است. او همچنین عنوان داشت که بر این اساس هر دو سردهٔ انسان و پرامردم ابزارساز بوده‌اند.[۸۳] ابزار سنگی
با توجه به شواهد موجود، ابزار سنگی نخستین بار ۲٫۶ میلیون سال پیش توسط انسان‌های ماهر استفاده گردید. این ابزار که به ابزارهای سنگی الدوایی موسوم هستند، از قسمت کردن سنگ‌های گرد توسط ضربه ساخته شده‌اند..[۸۴]ساختن این ابزار آغاز دورهٔ پارینه‌سنگی، یا عصر حجر قدیم تلقی می‌شود و پایان آن در آخر عصر یخبندان، حدود ۱۰٫۰۰۰ پیش در نظر گرفته می‌شود.
عصر پارینه‌سنگی به سه دورهٔ دیرینه‌سنگی (اوایل عصر پارینه‌سنگی که حدود ۳۵۰٫۰۰۰ تا ۳۰۰٫۰۰۰ سال پیش پایان می‌یابد)، میان‌سنگی (میانهٔ عصر پارینه‌سنگی که تا حدود ۵۰٫۰۰۰ تا ۳۰٫۰۰۰ سال پیش طول می‌کشد)، و نوسنگیتقسیم می‌شود.
دورهٔ بین ۷۰۰٫۰۰۰ تا ۳۰۰٫۰۰۰ سال پیش، به نام دورهٔ اشولی نیز نامیده می‌شود، زمانی که انسان کارورز تبرهای دستی بزرگی از جنس چخماق و کوارتزیت می‌ساخت. این تبرها در اوایل دورهٔ اشولی ظاهری نخراشیده داشتند ولی بعدها به مرور زمان با پرداخت به وسیله ضربه زدن به لبه‌های تراشه‌های سنگی شکل ظریف تری به خود گرفتند. از ۳۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش، روش پرداخت دقیق تر سنگ‌ها شروع به توسعه یافتن کرد به طوری که با وارد کردن یک سری ضربات متوالی به سنگ‌ها، ابزارهایی برای خراش دادن، برش زدن و حتی سوزن ساخته شدند.[۸۴] از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش به این طرف، ابزارهای ظریف تر و تخصصی تری (مانند چاقو، تیغ و کفگیر) توسط نئاندرتال‌ها و انسان‌های مهاجر کرومانیونساخته شد. در این دوره آنها همچنین شروع به ساخت ابزارهایی از استخوان نیز نمودند.
«سنگ تیز»، یک ابزار الدوایی، از ابتدایی ترین ابزار سنگی مورد استفاده انسان‌ها  
تبر دستی اشولی پیدا شده در کنت، از ابزارهای ساخته شده از سنگ چخماق توسط انسان راست‌قامت  
آتش، یکی از مهمترین دستاوردهای انسان و عاملی مهم در تکامل او انسان خردمند امروزی و بحث «جهش بزرگ رو به جلو[ویرایش]   ونوس ویلندورف، نمونه‌ای از هنر دورهٔ پارینه‌سنگی
به نظر می‌رسد که روند استفاده از ابزار سنگی تا حدود ۴۰٬۰۰۰-۵۰٬۰۰۰ سال پیش به صورت پلکانی بوده‌است. در هر مرحله (انسان ماهر، انسان کارورز، انسان نئاندرتال) استفاده از ابزار سنگی به صورت پیشرفته تری از مرحلهٔ قبل آغاز شده‌است، ولی بعد از شروع هر مرحله، توسعهٔ بیشتر ابزارها کند بوده‌است. این گونه‌های انسان از لحاظ فرهنگی محافظه کار بوده‌اند، ولی از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش، فرهنگ مدرن انسان شروع به رشد با سرعت بیشتری نمود. جارد دایموند، نویسندهٔ کتاب سومین شامپانزه، و سایر انسان‌شناسان این موضوع را «جهش بزرگ رو به جلو» می‌نامند.
انسان‌های مدرن شروع کردند به دفن کردن مردگانشان، استفاده از پوست حیوانات برای پوشش، شکار با استفاده از روش‌های ماهرانه تر (مانند استفاده از چاله به عنوان دام یا هدایت حیوانات به سمت پرتگاه‌ها) و ایجاد غارنگاره‌ها.[۸۵] با پیشرفت فرهنگ انسان‌ها، جمعیت‌های مختلف انسان‌ها شروع به نوآوری در فناوری‌های موجود نمودند. در این زمان نوعی تنوع در ساخت مصنوعاتی مانند قلاب ماهیگیری، دکمه و سوزن استخوانی بین جمعیت‌های مختلف انسان دیده می‌شود، چیزی که در جوامع انسانی قبل از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش مشاهده نشده‌است. به طور کلی، جوامع انسان‌های نئاندرتال تنوع چندانی در تولید مصنوعاتشان نشان نداده‌اند.
انسان‌شناسان مواردی چون تخصصی نمودن ابزارها، استفاده از زیورآلات و تصاویر (مانند نقاشی در غارها)، سازماندهی فضای زندگی، تشریفات (مانند خاک سپاری همراه با هدایا)، روش‌های تخصصی شکار، کاوش مناطق جغرافیایی جدید، و ایجاد شبکه‌های معاملهٔ پایاپای را به عنوان نمونه‌های بارز از رفتار نوین انسان‌ها می‌دانند. اینکه آیا پیدایش رفتار نوین در انسان‌ها به صورت «انقلابی» بوده و یا به تدریج اتفاق افتاده، مورد بحث است.[۸۶] مدل‌هایی در مورد پیدایش انسان[ویرایش]   یکی از دیدگاه‌های امروزی در مورد توزیع جغرافیایی و زمانی جمعیت‌های انسان‌سایان[۸۷] سایر تفسیرها تفاوت عمده‌ای در طبقه بندی و توزیع جغرافیایی گونه‌های انسان‌سایان دارند.
امروزه تمام انسان‌هایی که روی کرهٔ زمین زندگی می‌کنند به گونهٔ انسان خردمند امروزی تعلق دارند. اما بنا بر مدل «خروج از آفریقا»، این گونه اولین گونه از انسان‌ها نبوده‌است. نخستین گونه از سردهٔ انسان،انسان ماهر بوده‌است که در حدود بیش از ۲ میلیون سال پیش در آفریقا تکامل یافته‌است. آنان در زمان نسبتاً کوتاهی در نواحی مختلف آفریقا پراکنده شدند. انسان راست‌قامتپیش از ۱٫۸ میلیون سال پیش تکامل پیدا کرد و تا ۱٫۵ میلیون سال پیش در تمام دنیای قدیم پراکنده شده بود.
برخی انسان‌شناسان معتقدند جوامع انسانی امروزی صرفاً در شرق آفریقا تکامل یافتند، گونه‌زایی کردند، و سپس به خارج از آفریقا کوچ نمودند و جایگزین جمعیت‌های اوراسیا شدند (این فرضیه به مدل خروج از آفریقا یا «جایگزینی کامل» معروف است). برخی دیگر از انسان‌شناسان اعتقاد دارند انسان‌ها به صورت یک جمعیت ولی در ارتباط تنگاتنگ با هم در نقاط مختلف تکامل پیدا کردند (این نظریه به فرضیه چند ناحیه‌ای معروف است). مدل خروج از آفریقا[ویرایش]   نقشه مهاجرت انسان بر پایه نظریه خروج از آفریقا
بر پایهٔ مدل خروج از آفریقا، که توسط کریس استرینگر و پیتر اندروز ارائه شده‌است، انسان خردمند ۲۰۰٫۰۰۰ سال پیش در آفریقا تکامل پیدا کرد. انسان‌های خردمند بین ۷۰٫۰۰۰ تا ۵۰٫۰۰۰ سال پیش شروع به مهاجرت به بیرون از قارهٔ آفریقا کردند و سرانجام جایگزین گونه‌های موجود انسان‌سایان در اوراسیا و آسیا شدند.[۸۸][۸۹] پژوهش‌های انجام شده بر روی دی‌ان‌ای میتوکندریایی و کروموزوم Y مردانه فرضیهٔ خروج از آفریقا را تایید می‌کنند. پس از تحلیل درخت‌های ژنتیکی که با استفاده از ۱۳۳ نوع از دی‌ان‌ای میتوکندریایی ساخته شدند، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که همهٔ آنها به یک نیای مادری مشترک در آفریقا باز می‌گردد، که او را حوای میتوکندریایی نامیدند. این حقیقت که تنوع ژنتیکیمیتوکندریایی در آفریقا بیشتر از سایر جاهاست نیز پشتوانهٔ دیگری برای فرضیهٔ خروج از آفریقا محسوب می‌شود.[۹۰]   پراکنده شدن جغرافیایی دی‌ان‌ای میتوکندریایی، که فقط از مادر به فرزند منتقل می‌شود.[۹۱]
نظریه‌های مختلفی در مورد اینکه یک مهاجرت دسته جمعی به خارج از آفریقا صورت گرفته‌است و یا چندین مورد، وجود دارد. یکی از مدل‌هایی که این پراکندگی را در چند مورد می‌داند، در برگیرندهٔ نظریهٔ پراکندگی جنوبی است،[۹۲] که در سال‌های اخیر توسط شواهد ژنتیکی، زبان‌شناسی و انسان‌شناسی نیز پشتیبانی شده‌است. در این نظریه، انسان‌های نوین حدود ۷۰٫۰۰۰ سال پیش از راه سواحل شاخ آفریقا پراکنده شدند. این گروه به مسکونی شدن جنوب شرق آسیا و اقیانوسیه کمک کردند که این امر توضیح دهندهٔ اکتشاف مکان‌های باستان‌شناسی مربوط با انسان‌های اولیه در این مناطق بسیار پیشتر از این‌گونه مکان‌ها در سرزمین شام می‌باشد. موج دوم انسان‌ها از راهشبه‌جزیره سینا به آسیا کوچ کردند که منجر به پیدایش جمعیت بزرگی از انسان‌ها در اوراسیا گردیدند. این گروه دوم صنعت تولید ابزارهای پیچیده تری در اختیار داشتند و نسبت به گروه اول کمتر به منابع غذایی دریایی که آنان را محدود به زندگی ساحلی می‌کرد وابسته بودند. بیشتر شواهد مربوط به توسعهٔ گروه اول با بالا آمدن سطح آب دریا در پایان هرعصر یخبندان از بین رفته‌است.[۹۲] مدل پراکندگی چند مرحله‌ای با مطالعاتی که نشان می‌دهد جمعیت‌های اوراسیا و جمعیت‌های جنوب شرقی آسیا و اقیانوسیه همگی از یک شاخهٔ دی‌ان‌ای میتوکندریایی هستند همخوانی ندارد.[۹۳]
یک مطالعهٔ گسترده در مورد تنوع ژنتیکی در آفریقا، نشان داد که بوشمن‌ها بیشترین تنوع ژنتیکی را در میان ۱۱۳ جمعیت مجزای مورد مطالعه دارا هستند. این موضوع نشان داد که آنان یکی از ۱۴ «خوشهٔ جمعیتی نیاکان» انسان هستند. دراین پژوهش همچنین محل مبدا مهاجرت انسان‌های مدرن در جنوب غربی آفریقا، در نزدیکی مرز ساحلی نامیبیا و آنگولا تعیین شد.[۹۴]
بر پایهٔ نظریهٔ فوران آتشفشان توبا که برخی از انسان‌شناسان و باستان‌شناسان آن را تأیید می‌کنند، فوران ابرآتشفشان دریاچهٔ توبا در جزیرهٔ سوماترا اندونزی در حدود ۷۰٫۰۰۰ سال پیش تبعات گسترده‌ای در سطح جهان داشته‌است.[۹۵] این فوران با کشتن بیشتر انسان‌های زنده در آن زمان باعث ایجاد یک گلوگاه جمعیت شده و بر وراثت ژنتیکی تمام انسان‌های حال حاضر کرهٔ زمین اثر گذاشته‌است.[۹۶] مدل چند ناحیه‌ای[ویرایش]   تفاوت دو مدل «خروج از آفریقا» و «چند ناحیه‌ای»
مدل چند ناحیه‌ای، که مدلی است مبتنی بر الگوی تکامل انسان، در سال ۱۹۸۸ میلادی توسط میلفورد ولپاف ارائه شد.[۹۷][۹۸] تکامل چند ناحیه‌ای بیان می‌دارد که تکامل انسان از ابتدای دورهٔ پلیستوسن، ۲٫۵ میلیون سال پیش، تا کنون در چهارچوب یک گونهٔ انسانی واحد، پیوسته در زمان و در سطح جهان از تکامل انسان راست‌قامت به انسان خردمند امروزی تکامل یافته، صورت گرفته‌است. بر اساس فرضیهٔ چند ناحیه‌ای، داده‌های ژنتیکی و سنگواره‌ای شواهدی بر تکامل انسان در سطح جهان هستند، و با گونه‌زایی اخیر که در فرضیهٔ خروج از آفریقا مطرح می‌شود، تناقض دارند. شواهد سنگواره‌ای برای ریچارد لیکی آنقدر کامل نبود که او بتواند این بحث را حل کند.[۹۹] مطالعهٔ تک‌گروه‌ها در دی‌ان‌ای میتوکندریایی و کروموزوم Y عمدتاً نظریهٔ خروج از آفریقا را تایید کرده‌اند.[۱۰۰] همچنین شواهد مربوط به دی ان ای اتوزومی غالباً موید فرضیه خروج ار آفریقاست. ولی به هر حال نشانه‌هایی مبتنی بر آمیزش باستانی در انسان‌های امروزی در برخی مطالعات ارائه شده‌است.[۱۰۱] توالی‌یابی‌های اخیر در مورد ژن‌های نئاندرتال[۱۰۲]و انسان‌تبار دنیسووا[۱۰۳] نشان می‌دهد که آمیزش‌هایی صورت گرفته‌است. انسان‌های امروزی غیرآفریقایی ۴-۲ درصد از الل‌های نئاندرتال‌ها را در ژن خود دارند و برخی ملانزی‌ها نیز %۶-۴ از الل‌های انسان‌تبار دنیسووا را دارا هستند. این شواهد بانظریهٔ خروج ار آفریقا در تناقض نیستند مگر اینکه با دید خیلی سخت گیرانه تفسیر شوند. پس از احیا گلوگاه جمعیت ناشی از فوران ابرآتشفشان توبا، یک گروه نسبتاً کوچک از آفریقا به بیرون کوچ کردند و به طور محدودی با نئاندرتال‌ها، احتمالاً در خاورمیانه یا حتی پیش از خروج در شمال آفریقا، آمیزش داشتند و نوادگان عمدتاً آفریقایی آنان بودند که در سراسر جهان پراکنده شدند. یک بخشی نیز، احتمالاً در جنوب شرق آسیا و پیش از آنکه در ملانزی ساکن شوند با انسان‌تباران دنیسووا آمیزش داشته‌اند.[۱۰۴]هاپلوتیپ‌های HLA که منشأ نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا دارند در جمعیت‌های اوراسیایی و اقیانوسیه‌ای امروزی یافت شده‌است.[۱۲] تکامل اخیر و در حال رخداد در انسان[ویرایش]
انتخاب طبیعی در جوامع انسان‌های امروزی نیز رخ می‌دهد. موارد ثبت شده‌ای از تکامل در انسان‌های امروزی شامل طولانی شدن دورهٔ بارداری و کاهش میزان کلسترول، قند خون و فشار خون می‌باشد.[۱۰۵]
همچنین بحث تسریع تکامل انسان پس از (و در نتیجهٔ) توسعهٔ کشاورزی و تمدن در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال پیش نیز مطرح است. ادعا می‌شود که این موضوع باعث ایجاد تفاوت‌های اساسی ژنتیکی بین جوامع انسانی امروزی شده‌است.[۱۰۶] اولین انسان چه کسی بوده‌است؟[ویرایش]
از جمله پرسش‌های اساسی که در طول تاریخ ذهن بشر را به خود مشغول داشته این است که اولین انسان چه کسی بوده‌است؟ با پیشرفت‌های حاصل شده در زمینهٔ زیست‌شناسی تکاملی، امروزه می‌توان این مساله را از نظر علمی مورد بررسی قرار داد. برای پاسخ به این پرسش باید توجه نمود که فرایند تکامل در مورد همه موجودات و از جمله انسان فرایندی تدریجی، پیوسته و زمانبر است و در یک نسل اتفاق نمی‌افتد. ریچارد داوکینز این فرایند را به رشد انسان تشبیه می‌کند. همانگونه که شما در طول رشد نمی‌توانید دقیقاً لحظهٔ تغییر از مرحلهٔ نوزادی به مرحلهٔ کودکی و یا تغییر از کودکی به نوجوانی را تعیین کنید، در فرایند تکامل نیز نمی‌توانید دقیقاً یک موجود را از والدینش متمایز کرده، او را گونه‌ای جدید بنامید. پیدایش گونه‌ای جدید پدیده‌ای است که با گذشت زمانی طولانی و نه در یک نسل اتفاق می‌افتد. بنابراین پاسخ این پرسش را می‌توان اینگونه بیان کرد: انسان خردمند امروزی از تکامل میلیون‌ها نسل از موجودات زنده از بدو پیدایش حیات به وجود آمده‌است و در این میان هیچ کدام از این موجودات را نمی‌توان به عنوان اولین انسان محسوب کرد یا به عبارت دیگر اولین انسان هیچ‌گاه وجود نداشته‌است. [۱۰۷] پژوهشگران برجسته در زمینهٔ تکامل انسان[ویرایش] نوشتار(های) وابسته: رده:نظریه‌پردازان تکامل انسان   لوییس لیکی در حال بررسی جمجمه‌های به دست آمده در تنگ الدوای چارلز داروین، طبیعی‌دان بریتانیایی که شواهد عمده‌ای را در مورد اینکه گونه‌ها در اثر تغییرات تکاملی ایجاد می‌شوند، گردآوری کرد. کریس استرینگر، انسان‌شناس بریتانیایی، از پیشگامان مطرح کنندهٔ فرضیهٔ خروج از آفریقا رابرت بروم، پزشک و دیرین‌شناس اسکاتلندی که پژوهش‌های او در آفریقای جنوبی منجر به کشف سردهٔ پرامردم و جمجمهٔ خانم پلس گردید. سوانت پابو، زیست‌شناس سوئدی متخصص در زمینهٔ ژنتیک تکاملی دیوید پیلبیم، دیرین‌مردم‌شناس، پژوهشگر و نویسندهٔ آمریکایی در زمینهٔ تکامل انسان و نخستی‌سانان آلن تمپلتون، پژوهشگر ژنتیک و آمار آمریکایی، از پیشگامان مطرح کنندهٔ فرضیهٔ چند ناحیه‌ای فیلیپ توبیاس، دیرین‌مردم‌شناس آفریقای جنوبی از برجسته ترین پژوهشگران تکامل انسان در جهان محسوب می‌شود. اریک ترینکاس، دیرین‌مردم‌شناس آمریکایی متخصص در زمینهٔ زیست‌شناسی نئاندرتال‌ها و تکامل انسان دونالد جانسون، دیرین‌مردم‌شناس آمریکایی، کاشف گونهٔ جنوبی‌کپی عفاری ریموند دارت، کالبدشناس و دیرین‌مردم‌شناس استرالیایی که کارهای پژوهشی او در توانگ آفریقای جنوبی، به کشف گونهٔ جنوبی‌کپی آفریقایی انجامید. ریچارد داوکینز، زیست‌شناس تکاملی و نویسنده جفری شوارز، انسان‌شناس آمریکایی و استاد انسان‌شناسی زیستی استفان جی گولد، دیرین‌شناس، زیست‌شناس تکاملی و مورخ علم اهل آمریکا جفری لیتمن، کالبدشناس و انسان‌شناس آمریکایی که در مورد تکامل اصوات و صحبت کردن پژوهش نموده‌است. لوییس لیکی، انسان‌شناس و طبیعی دان کنیایی که در مبحث تکامل انسان در آفریقا فعالیت کرده‌است. ماری لیکی، باستان‎شناس و انسان‌شناس بریتانیایی که از جمله اکتشافات او در آفریقا می‌توان به ردپاهای لتولی اشاره کرد. ریچارد لیکی، دیرین‌مردم‌شناس و انسان‌شناس کنیایی، فرزند لوییس و ماری لیکی هنری مک هنری، انسان‌شناس آمریکایی که تخصص او در زمینهٔ تکامل انسان، پیدایش راه رفتن بر روی دو پا و دیرین‌مردم‌شناسی است. میلفورد ولپاف، دیرین‌مردم‌شناس آمریکایی، از پیشگامان مطرح کنندهٔ فرضیهٔ چند ناحیه‌ای فهرست گونه‌ها[ویرایش] ساحل مردم ساحل‌مردم چادی اررین اررین توگنی آردی‌کپی آردی‌کپی کادابا آردی‌کپی رامید جنوبی‌کپی جنوبی‌کپی انامی جنوبی‌کپی عفاری جنوبی‌کپی بحرالغزالی جنوبی‌کپی افریقایی جنوبی‌کپی گارهی جنوبی‌کپی سدیبا پرامردم پرامردم اتیوپی پرامردم بویسی پرامردم تناور کنیامردم کنیامردم پخت‌رخ انسان انسان گاتنگی انسان ماهر انسان رودولفی انسان کارورز انسان گرجی انسان راست‌قامت انسان سپرانن سیس انسان پیشگام انسان هایدلبرگی انسان رودزیایی انسان نئاندِرتال انسان خردمند ایدالتو انسان خردمند کرومانیون انسان خردمند امروزی انسان فلورسی منابع[ویرایش] پرش به بالا↑ Heng, HH. “The genome-centric concept: resynthesis of evolutionary theory”. Bioessays 31, no. 5 (May 2009): 512–25.doi:10.1002/bies.200800182. PMID 19334004. پرش به بالا↑ "Nova – Meet Your Ancestors". PBS. Retrieved 2008-10-24. پرش به بالا↑ "Plesiadapis" (PDF). North Dakota Geological Survey. Retrieved 2008-10-24. پرش به بالا↑ Dawkins R (2004) The Ancestor's Tale. "Query: Hominidae/Hylobatidae". Time Tree. 2009. Retrieved December 2010. پرش به بالا↑ Stringer, C.B.. “Evolution of Early Humans”. Steve Jones, Robert Martin and David Pilbeam. In The Cambridge Encyclopedia of Human Evolution. Cambridge University Press, 1994. 242. ISBN ‎978-0-521-32370-3. پرش به بالا↑ McHenry, H.M. “Human Evolution”. Michael Ruse and Joseph Travis. InEvolution: The First Four Billion Years. Cambridge, Massachusetts: The Belknap Press of Harvard University Press, 2009. 265. ISBN ‎978-0-674-03175-3. پرش به بالا↑ "Out of Africa Revisited - 308 (5724): 921g - Science". Sciencemag.org. 2005-05-13. doi:10.1126/science.308.5724.921g. Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2009-11-23. پرش به بالا↑ Nature (2003-06-12). "Access: Human evolution: Out of Ethiopia". Nature.Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2009-11-23. پرش به بالا↑ "Origins of Modern Humans: Multiregional or Out of Africa?". ActionBioscience. Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2009-11-23. ↑ پرش به بالا به:۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ Reich D, Green RE, Kircher M, et al. (December 2010). "Genetic history of an archaic hominin group from Denisova Cave in Siberia".Nature 468 (7327): 1053–60. doi:10.1038/nature09710.PMID 21179161. پرش به بالا↑ Noonan J. P (May 2010). "Neanderthal genomics and the evolution of modern humans". Genome Res. 20 (5): 547–53.doi:10.1101/gr.076000.108. PMID 20439435. ↑ پرش به بالا به:۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ Laurent Abi-Rached, et al. (2011-08-25). "The Shaping of Modern Human Immune Systems by Multiregional Admixture with Archaic Humans". Science 334 (6052). doi:10.1126/science.1209202.PMID 21868630. Archived from the original on Aug 2011. پرش به بالا↑ Fossil Reanalysis Pushes Back Origin of Homo sapiens, February 17, 2005, Scientific American. پرش به بالا↑ Mellars, Paul (2006). "Why did modern human populations disperse from Africa ca. 60,000 years ago?". Proceedings of the National Academy of Sciences 103 (25): 9381–6. Bibcode 2006PNAS..103.9381M.doi:10.1073/pnas.0510792103. PMC 1480416. PMID 16772383. پرش به بالا↑ بنا بر نوشتهٔ هیپولیتوس رومی، کتاب یکم پرش به بالا↑ Darwin, Charles. The Descent of Man, and Selection in Relation to Sex. Princeton NJ: Princeton University Press, 1871. 242. ISBN ‎0-691-02369-7. پرش به بالا↑ Walter, Carl Hartwig. The primate fossil record. Cambridge University Press, 2002. 409. ISBN ‎978-0-521-66315-1. Retrieved 6 November 2011. پرش به بالا↑ Grine, Frederick. Evolutionary History of the "Robust" Australopithecines. Transaction Publishers, 31 December 2007. 301. ISBN ‎978-0-202-36137-6. ↑ پرش به بالا به:۱۹٫۰ ۱۹٫۱ Dawkins, Richard and Yan Wong. The Ancestor's Tale: A Pilgrimage to the Dawn of Evolution. Houghton Mifflin Harcourt, September 2005. 86. ISBN ‎978-0-618-61916-0. ↑ پرش به بالا به:۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Tanzania: With Zanzibar, Pemba & Mafia. Bradt Travel Guides, 1 October 2009. 6. ISBN ‎978-1-84162-288-0. پرش به بالا↑ M'charek, Amade. The Human Genome Diversity Project: an ethnography of scientific practice. Cambridge University Press, 2005. 96. ISBN ‎978-0-521-83222-9. پرش به بالا↑ DeSalle, Rob and Ian Tattersall. Human origins: what bones and genomes tell us about ourselves. Texas A&M University Press, 2008. 146. ISBN ‎978-1-58544-567-7. پرش به بالا↑ Trent, R. J.. Molecular medicine: an introductory text. Academic Press, 2005. 6–. ISBN ‎978-0-12-699057-7. پرش به بالا↑ Webster, Donovan and Spencer Wells. Meeting the Family: One Man's Journey Through His Human Ancestry. National Geographic Books, 20 April 2010. 53. ISBN ‎978-1-4262-0573-6. پرش به بالا↑ Speicher, Michael R. and Stylianos E. Motulsky. Vogel and Motulsky's Human Genetics: Problems and Approaches. Springer, 3 February 2010. 606.ISBN ‎978-3-540-37653-8. پرش به بالا↑ Adam's Gene and the Mitochondrial Eve. Xlibris Corporation، 14 September 2009. ۴۰. شابک ‎۹۷۸-۱-۴۴۱۵-۰۷۲۹-۷. پرش به بالا↑ Fossil Hominids: the evidence for human evolution پرش به بالا↑ Saraga-Babić, M; Lehtonen, E; Svajger, A; Wartiovaara, J (1994). "Morphological and immunohistochemical characteristics of axial structures in the transitory human tail". Annals of anatomy 176 (3): 277–86.PMID 8059973. پرش به بالا↑ Owen, R. 1866–1868. Comparative Anatomy and Physiology of Vertebrates. London پرش به بالا↑ Montagna, W; Machida, H; Perkins, E.M. (1966). "The skin of primates XXXIII. : The skin of the angwantibo". American Journal of Physical Anthropology 25 (3): 277–290. doi:10.1002/ajpa.1330250307.PMID 5971502. پرش به بالا↑ Wiedersheim, Robert (1893). The Structure of Man: an index to his past history. London: Macmillan and Co. پرش به بالا↑ Muller, G. B. (2002) "Vestigial Organs and Structures." in Encyclopedia of Evolution. Mark Pagel, editor in chief, New York: Oxford University Press. pp. 1131–1133 پرش به بالا↑ "Vestigial Organs Not So Useless After All, Studies Find" ↑ پرش به بالا به:۳۴٫۰ ۳۴٫۱ Walker, Alan (2006)."The+Calcaneus+of+Australopithecus+afarensis+and+its+implications+for+the+Evolution+of+Bipedality"&q="The%20Calcaneus%20of%20Australopithecus%20afarensis%20and%20its%20implications%20for%20the%20Evolution%20of%20Bipedality" "Early Hominin Diets: Overview and Historical Perspectives". In Peter Ungar. Evolution of the Human Diet: The Known, the Unknown, and the Unknowable. US: Oxford University Press. pp. 3–10.ISBN 978-0-19-518346-7. (scroll up to view chapter 1 & part of chapter 2, which is a serendipitous result from another search. Subsequent attempts get a targeted search result gave returns without chapter 1). پرش به بالا↑ L.W. Hillier et al. (2005),"Generation and annotation of the DNA sequences of human chromosomes 2 and 4", Nature, 434, 724-731 پرش به بالا↑ [۱] page 9 [۲],cf.osb&fp=3640775752d61e11&biw=1600&bih=7211999] - [P.R. Willoughby - 2005 [۳][۴] International Journal of Comparative Psychology UCLA ] - [R.D. Martin - 2002 doi:10.1016/B0-08-043076-7/03083-7 ] - [S. Tavaré, C. R. Marshall, O. Will, C. Soligo, & R. D. Martin - 2001 doi:10.1038/416726a ] [Retrieved 2012-01-01] پرش به بالا↑ [K. D. Rose -1994 DOI: 10.1002/evan.1360030505 ] - [J.Fleagle,C.Gilbert 2011-2012 [۵] ] - [J.Roach 2008 [۶] ] - [V. McMains - 2011 [۷] ] - [2009 [۸] & [۹] ] [Retrieved 2012-01-01] پرش به بالا↑ Kordos L, Begun D R (2001). "Primates from Rudabánya: allocation of specimens to individuals, sex and age categories". J. Hum. Evol. 40 (1): 17–39. doi:10.1006/jhev.2000.0437. PMID 11139358. پرش به بالا↑ David W. Cameron (2004). Hominid adaptations and extinctions. UNSW Press. p. 76. ISBN 978-0-86840-716-6. Retrieved 6 November 2011. پرش به بالا↑ David Rains Wallace (13 September 2005). Beasts of Eden: Walking Whales, Dawn Horses, and Other Enigmas of Mammal Evolution. University of California Press. pp. 240–. ISBN 978-0-520-24684-3. Retrieved 6 November 2011. پرش به بالا↑ Zalmout, I.S.; Sanders, W.J.; MacLatchy, L.M.; Gunnell, G.F.; Al-Mufarreh, Y.A.; Ali, M.A.; Nasser, A. -A.H.; Al-Masari, A.M. et al. (2010). "New Oligocene primate from Saudi Arabia and the divergence of apes and Old World Monkeys". Nature 466 (7304): 360–364. doi:10.1038/nature09094.PMID 20631798. پرش به بالا↑ Srivastava (2009). Morphology Of The Primates And Human Evolution. PHI Learning Pvt. Ltd. p. 87. ISBN 978-81-203-3656-8. Retrieved 6 November 2011. پرش به بالا↑ Strait DS, Grine FE, Moniz MA (1997). "A reappraisal of early hominid phylogeny". J. Hum. Evol. 32 (1): 17–82. doi:10.1006/jhev.1996.0097.PMID 9034954. ↑ پرش به بالا به:۴۴٫۰ ۴۴٫۱ Bill Bryson (2004). "28. The Mysterious Biped". A Short History of Nearly Everything. Random House, Inc. pp. 522–543. ISBN 978-0-385-66004-4. پرش به بالا↑ Ungar, Peter and Mark F. Teaford. Human Diet: Its Origin and Evolution. Bergin & Garvey, 2002. 206. ISBN ‎978-0-89789-736-5. پرش به بالا↑ Bogin, Barry. “The evolution of human nutrition”. In The Anthropology of Medicine: From Culture to Method. چاپ ۳. Bergen and Garvey, 1997. 96–142.ISBN ‎978-0-89789-516-3. پرش به بالا↑ . doi:10.1007/BF02734246. PMID 17393680. Unknown parameter |ژورنال= ignored (help); Unknown parameter |نام= ignored (help);Unknown parameter |تاریخ= ignored (help); Unknown parameter |زبان=ignored (help); Unknown parameter |شماره= ignored (help); Unknown parameter |نام خانوداگی= ignored (help); Unknown parameter |دوره=ignored (help); Unknown parameter |عنوان= ignored (help); Unknown parameter |صفحه= ignored (help); Missing or empty |title= (help) پرش به بالا↑ Robertson, ML and JJ Snodgrass. “Effects of brain evolution on human nutrition and metabolism”. Annu Rev Nutr. 27 (2007): 311–27. پرش به بالا↑ Wood, B. & Collard, M. (1999) The changing face of Genus Homo. Evol. Anth. 8(6) 195-207 پرش به بالا↑ Toothy Tree-Swinger May Be Earliest Human. News.discovery.com, 2010-05-21. پرش به بالا↑ Wood B (1999). "'Homo rudolfensis' Alexeev, 1986-fact or phantom?". J. Hum. Evol. 36 (1): 115–8. doi:10.1006/jhev.1998.0246. PMID 9924136. پرش به بالا↑ Gabounia L. de Lumley M. Vekua A. Lordkipanidze D. de Lumley H. (2002). "Discovery of a new hominid at Dmanisi (Transcaucasia, Georgia)". Comptes Rendus Palevol 1 (4): 243–53. doi:10.1016/S1631-0683(02)00032-5. پرش به بالا↑ Lordkipanidze D, Vekua A, Ferring R, et al. (2006). "A fourth hominin skull from Dmanisi, Georgia". The anatomical record. Part A, Discoveries in molecular, cellular, and evolutionary biology 288 (11): 1146–57.doi:10.1002/ar.a.20379. PMID 17031841. پرش به بالا↑ Turner W (1895). "On M. Dubois' Description of Remains recently found in Java, named by him Pithecanthropus erectus: With Remarks on so-called Transitional Forms between Apes and Man". Journal of anatomy and physiology 29 (Pt 3): 424–45. PMID 17232143. پرش به بالا↑ Spoor F, Wood B, Zonneveld F (1994). "Implications of early hominid labyrinthine morphology for evolution of human bipedal locomotion". Nature369 (6482): 645–8. doi:10.1038/369645a0. PMID 8208290. پرش به بالا↑ Bermúdez de Castro JM, Arsuaga JL, Carbonell E, Rosas A, Martínez I, Mosquera M (1997). "A hominid from the lower Pleistocene of Atapuerca, Spain: possible ancestor to Neandertals and modern humans". Science 276(5317): 1392–5. doi:10.1126/science.276.5317.1392. PMID 9162001. پرش به بالا↑ Carbonell, Eudald; José M. Bermúdez de Castro et al. (2008-03-27). "The first hominin of Europe". Nature 452 (7186): 465–469.doi:10.1038/nature06815. PMID 18368116. Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2008-03-26. پرش به بالا↑ Manzi G, Mallegni F, Ascenzi A (2001). "A cranium for the earliest Europeans: Phylogenetic position of the hominid from Ceprano, Italy". Proc. Natl. Acad. Sci. U.S.A. 98 (17): 10011–6. doi:10.1073/pnas.151259998.PMID 11504953. پرش به بالا↑ Czarnetzki, A; Jakob, T; Pusch, CM (2003). "Palaeopathological and variant conditions of the Homo heidelbergensis type specimen (Mauer, Germany)".Journal of Human Evolution 44 (4): 479 Extra |pages= or |at= (help).doi:10.1016/S0047-2484(03)00029-0. PMID 12727464. پرش به بالا↑ "Scientists discover hominid cranium in Ethiopia" (Press release). Indiana University. March 27, 2006. Retrieved 2006-11-26. پرش به بالا↑ Harvati K (2003). "The Neanderthal taxonomic position: models of intra- and inter-specific craniofacial variation". J. Hum. Evol. 44 (1): 107–32.doi:10.1016/S0047-2484(02)00208-7. PMID 12604307. پرش به بالا↑ Herrera, K. J. ; Somarelli, J. A. ; Lowery, R. K. ; Herrera, R. J. (2009). "To what extent did Neanderthals and modern humans interact?". Biological Reviews 84 (2): 245–257. DOI:10.1111/j.1469-185X.2008.00071.x. PMID 19391204 پرش به بالا↑ Krings M, Stone A, Schmitz RW, Krainitzki H, Stoneking M, Pääbo S (1997). "Neandertal DNA sequences and the origin of modern humans". Cell 90 (1): 19–30. doi:10.1016/S0092-8674(00)80310-4. PMID 9230299. پرش به بالا↑ Green RE, et al. (2008). "A complete Neandertal mitochondrial genome sequence determined by high-throughput sequencing". Cell 134 (3): 416–426.doi:10.1016/j.cell.2008.06.021. PMID 18692465. پرش به بالا↑ Serre D, Langaney A, Chech M, et al. (2004). "No Evidence of Neandertal mtDNA Contribution to Early Modern Humans". PLoS Biol. 2 (3): E57.doi:10.1371/journal.pbio.0020057. PMID 15024415. ↑ پرش به بالا به:۶۶٫۰ ۶۶٫۱ Jennifer Viegas (2010-05-06). "Neanderthals, humans interbred, DNA proves". Discovery News. Archived from the original on 2010-11-22. Retrieved 2010-08-17. پرش به بالا↑ Gutiérrez G, Sánchez D, Marín A (2002). "A reanalysis of the ancient mitochondrial DNA sequences recovered from Neandertal bones". Mol. Biol. Evol. 19 (8): 1359–66. PMID 12140248. پرش به بالا↑ Hebsgaard MB, Wiuf C, Gilbert MT, Glenner H, Willerslev E (2007). "Evaluating Neanderthal genetics and phylogeny". J. Mol. Evol. 64 (1): 50–60.doi:10.1007/s00239-006-0017-y. PMID 17146600. پرش به بالا↑ Diamond, Jared. The Third Chimpanzee: The Evolution and Future of the Human Animal. Harper Perennial, 1992. ISBN ‎978-0-06-098403-8. پرش به بالا↑ How Neanderthals met a grisly fate: devoured by humans. The Observer.May 17, 2009 پرش به بالا↑ "DNA identifies new ancient human dubbed 'X-woman'". BBC News. March 25, 2010 ↑ پرش به بالا به:۷۲٫۰ ۷۲٫۱ Sample, Ian. New species of human ancestor found in Siberia. The Guardian, March 24, 2010. Archived from the original on ۲۰۱۰-۱۱-۲۲. پرش به بالا↑ Krause, Johannes, Qiaomei Fu, Jeffrey M. Good, Bence Viola et al. “The complete mitochondrial DNA genome of an unknown hominin from southern Siberia”. Nature 464, no. 7290 (2010): 894–897. doi:10.1038/nature08976.PMID 20336068. پرش به بالا↑ Katsnelson, Alla. New hominin found via mtDNA. The Scientist, March 24, 2010. Archived from the original on ۲۰۱۰-۱۱-۲۲. پرش به بالا↑ “Denisova Admixture and the First Modern Human Dispersals into Southeast Asia and Oceania”. The American Journal of Human Genetics 89 (14). doi:10.1016/j.ajhg.2011.09.005. PMC 3188841. PMID 21944045. پرش به بالا↑ Brown P, Sutikna T, Morwood MJ, et al. . “A new small-bodied hominin from the Late Pleistocene of Flores, Indonesia”. Nature 431, no. 7012 (2004): 1055–61. doi:10.1038/nature02999. PMID 15514638. پرش به بالا↑ Argue, D, D Donlon, C Groves and R Wright. “Homo floresiensis: microcephalic, pygmoid, Australopithecus, or Homo?”. J. Hum. Evol. 51, no. 4 (2006): 360–74. doi:10.1016/j.jhevol.2006.04.013. PMID 16919706. ↑ پرش به بالا به:۷۸٫۰ ۷۸٫۱ Martin, RD, AM Maclarnon, JL Phillips and WB Dobyns. “Flores hominid: new species or microcephalic dwarf?”. The anatomical record. Part A, Discoveries in molecular, cellular, and evolutionary biology 288, no. 11 (2006): 1123–45. doi:10.1002/ar.a.20389. PMID 17031806. پرش به بالا↑ Ambrose, Stanley H.. “Late Pleistocene human population bottlenecks, volcanic winter, and differentiation of modern humans”. Journal of Human Evolution 34, no. 6 (1998): 623–651. doi:10.1006/jhev.1998.0219.PMID 9650103. پرش به بالا↑ Ambrose, Stanley H.. Volcanic Winter, and Differentiation of Modern Humans. Bradshaw Foundation, 2005. پرش به بالا↑ Gibbons, Ann. “Solving the Brain's Energy Crisis”. Science 280, no. 5368 (1998): 1345–47. doi:10.1126/science.280.5368.1345. PMID 9634409. پرش به بالا↑ Howell, F. and François Bourlière. African Ecology and Human Evolution. Transaction Publishers. 398. ISBN ‎978-0-202-36136-9. ↑ پرش به بالا به:۸۳٫۰ ۸۳٫۱ Freeman, Scott and Jon C. Herron. Evolutionary Analysis. Pearson Education, Inc., 2007. 786-788. ISBN ‎978-0-13-227584-2. ↑ پرش به بالا به:۸۴٫۰ ۸۴٫۱ Plummer, T. “Flaked stones and old bones: Biological and cultural evolution at the dawn of technology”. Am. J. Phys. Anthropol. Suppl 39 (2004): 118–64. doi:10.1002/ajpa.20157. PMID 15605391. پرش به بالا↑ Ambrose, SH. “Paleolithic technology and human evolution”. Science 291, no. 5509 (2001): 1748–53. doi:10.1126/science.1059487.PMID 11249821. پرش به بالا↑ Mcbrearty, S and A. S. Brooks. “The revolution that wasn't: a new interpretation of the origin of modern human behavior”. J. Hum. Evol. 39, no. 5 (2000): 453–563. doi:10.1006/jhev.2000.0435. PMID 11102266. پرش به بالا↑ Figure 1. Phylogeny of Primate Lice from Morphological and Molecular Data, in Clayton, DH, VS Smith, SL Hammond and AR Rogers. “Genetic Analysis of Lice Supports Direct Contact between Modern and Archaic Humans”. PLoS Biol 2, no. 11 (2004): e340.doi:10.1371/journal.pbio.0020340. PMC 521174. PMID 15502871. Archived from the original on 2010-11-22. پرش به بالا↑ Modern Humans Came Out of Africa, "Definitive" Study Says. News.nationalgeographic.com, 2010-10-28. پرش به بالا↑ Stringer, CB and P Andrews. “Genetic and fossil evidence for the origin of modern humans”. Science 239, no. 4845 (March 1988): 1263–8.doi:10.1126/science.3125610. PMID 3125610. پرش به بالا↑ Cann, RL, M Stoneking and AC Wilson. “Mitochondrial DNA and human evolution”. Nature 325, no. 6099 (1987): 31–6. doi:10.1038/325031a0.PMID 3025745. Archived from the original on ۲۰۱۰-۱۱-۲۲. پرش به بالا↑ Behar et al. 2008, Gonder et al. 2007, Reed and Tishkoff ↑ پرش به بالا به:۹۲٫۰ ۹۲٫۱ Searching for traces of the Southern Dispersal, by Dr. Marta Mirazón Lahr, et al. پرش به بالا↑ “Single, Rapid Coastal Settlement of Asia Revealed by Analysis of Complete Mitochondrial Genomes”. Science 308, no. 5724 (2005): 1034–6.doi:10.1126/science.1109792. PMID 15890885. پرش به بالا↑ Gill, Victoria. Africa's genetic secrets unlocked. May 1, 2009. پرش به بالا↑ "The new batch - 150,000 years ago". BBC - Science & Nature - The evolution of man. پرش به بالا↑ When humans faced extinction. BBC, 2003-06-09. Archived from the original on ۲۰۱۰-۱۱-۲۲. پرش به بالا↑ Wolpoff, MH. “Multiregional, not multiple origins”. Am J Phys Anthropol 112, no. 1 (2000): 129–36. doi:10.1002/(SICI)1096-8644(200005)112:13.0.CO;2-K. PMID 10766948. پرش به بالا↑ Wolpoff, MH. “Modern Human Origins”. Science 241, no. 4867 (1988): 772–4. doi:10.1126/science.3136545. PMID 3136545. پرش به بالا↑ Leakey, Richard. The Origin of Humankind. Basic Books, 1994. 87–89.ISBN ‎978-0-465-05313-1. پرش به بالا↑ Jorde, LB, M Bamshad and AR Rogers. “Using mitochondrial and nuclear DNA markers to reconstruct human evolution”. BioEssays 20, no. 2 (February 1998): 126–36. doi:10.1002/(SICI)1521-1878(199802)20:23.0.CO;2-R. PMID 9631658. پرش به بالا↑ Wall, J. D., K. E. Lohmueller and V. Plagnol. “Detecting Ancient Admixture and Estimating Demographic Parameters in Multiple Human Populations”.Molecular Biology and Evolution 26, no. 8 (2009): 1823–7.doi:10.1093/molbev/msp096. PMC 2734152. PMID 19420049. پرش به بالا↑ Green RE, Krause J, Briggs AW, et al. . “A draft sequence of the Neandertal genome”. Science 328, no. 5979 (May 2010): 710–22.doi:10.1126/science.1188021. PMID 20448178. پرش به بالا↑ ^ Reich D, Green RE, Kircher M, et al. (December 2010). "Genetic history of an archaic hominin group from Denisova Cave in Siberia". Nature 468 (7327): 1053–60. doi:10.1038/nature09710. PMID 21179161 پرش به بالا↑ Reich D, Patterson N, Kircher M, et al. . “Denisova admixture and the first modern human dispersals into Southeast Asia and Oceania”. Am. J. Hum. Genet. 89, no. 4 (October 2011): 516–28. doi:10.1016/j.ajhg.2011.09.005.PMC 3188841. PMID 21944045. پرش به بالا↑ Byars, S. G. ; Ewbank, D. ; Govindaraju, D. R. ; Stearns, S. C. (2009). "Natural selection in a contemporary human population". Proceedings of the National Academy of Sciences 107 (suppl_1): 1787–1792. Bibcode 2010PNAS..107.1787B. DOI:10.1073/pnas.0906199106. PMID 19858476. پرش به بالا↑ Cochran G and Harpending H. 2009. The 10,000 Year Explosion. Basic Books N.Y. پرش به بالا↑ Richard Dawkins, The magic of reality: how we know what's real, fP free Press, pages 32-53 جستارهای وابسته[ویرایش] مهاجرت انسان نظریه تکامل منابع برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش] Alexander, R. D. (1990). "How did humans evolve? Reflections on the uniquely unique species". University of Michigan Museum of Zoology Special Publication (University of Michigan Museum of Zoology) (1): 1–38. Enard, Wolfgang et al. (2002-08-22). "Molecular evolution of FOXP2, a gene involved in speech and language". Nature 418 (6900): 869–72 [870]. doi:10.1038/nature01025. PMID 12192408. Flinn, M. V. , Geary, D. C. , & Ward, C. V. (2005). Ecological dominance, social competition, and coalitionary arms races: Why humans evolved extraordinary intelligence. Evolution and Human Behavior, 26, 10-46.Full text.پی‌دی‌اف (345 KB) Geary, David C. The Origin of Mind: Evolution of Brain, Cognition and General Intelligence. Washington DC: American Psychological Association, 2005. ISBN 1-59147-181-8. Green, Richard E et al. A Draft Sequence of the Neandertal Genome. . Science 328, no. 5979 (7 May 2010): 710–722. Gibbons, Ann. The First Human: The Race to Discover our Earliest Ancestor. Anchor Books (2007). ISBN 978-1-4000-7696-3 Hartwig, Walter, ed. (2002. Reprinted 2004). The Primate Fossil Record. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-08141-2. Check date values in: |date= (help). Heizmann, Elmar P J, Begun, David R (2001). "The oldest Eurasian hominoid". Journal of Human Evolution 41 (5): 463 Extra |pages= or |at= (help). doi:10.1006/jhev.2001.0495. PMID 11681862. Hill, Andrew; Ward, Steven (1988). "Origin of the hominidae: The record of African large hominoid evolution between 14 my and 4 my". Yearbook of Physical Anthropology 31 (59): 49–83.doi:10.1002/ajpa.1330310505. Ijdo,J.W; Baldini, A; Ward,D.C; Reeders,S.T; Wells, R.A (October 1991). "Origin of human chromosome 2: An ancestral telomere-telomere fusion" (PDF). Genetics 88 (20): 9051–9055. —two ancestral ape chromosomes fused to give rise to human chromosome 2 Johanson, Donald & Wong, Kate. Lucy's Legacy: The Quest for Human Origins. Three Rivers Press (2009). ISBN 978-0-307-39640-2 Jones, Steve; Martin, Robert D. ; Pilbeam, David R (Editors). (1994). The Cambridge Encyclopedia of Human evolution. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-46786-5. (Note: this book contains very useful, information dense chapters on primate evolution in general, and human evolution in particular, including fossil history). Leakey, Richard & Lewin, Roger. Origins Reconsidered: In Search of What Makes us Human. Little, Brown and Company (1992). ISBN 0-316-90298-5 Lewin, Roger. Human Evolution: An Illustrated Introduction. 5th ed ed. Blackwell Publishing, 2005. ISBN 1-4051-0378-7. Lewin, Roger. Bones of Contention: Controversies in the Search for Human Origins. Penguin Books (1987). ISBN 0-14-022638-9 Morwood, Mike & van Oosterzee, Penny. A New Human: The Startling Discovery and Strange Story of the 'Hobbits' of Flores, Indonesia. Smithsonian Books (2007). ISBN 978-0-06-089908-0 Oppenheimer, Stephen. Out of Eden: The Peopling of the World. Constable (2003). ISBN 1-84119-697-5 Ovchinnikov, et al.; Götherström, Anders; Romanova, Galina P.; Kharitonov, Vitaliy M.; Lidén, Kerstin; Goodwin, William (2000). "Molecular analysis of Neanderthal DNA from the Northern Caucasus". Nature 404(6777): 490 Extra |pages= or |at= (help). doi:10.1038/35006625. PMID 10761915. Roberts, Alice. The Incredible Human Journey: The Story of how we Colonised the Planet. Bloomsbury (2009). ISBN 978-0-7475-9839-8 Sarmiento, Esteban et al. The Last Human: A guide to twenty-two species of extinct humans. New Haven and London: Yale University Press, 2007. ISBN 978-0-300-10047-1 Shreeve, James. The Neanderthal Enigma: Solving the Mystery of Modern Human Origins. Viking (1996). ISBN 0-670-86638-5 Stringer, Chris. The Origin of Our Species. Allen Lane (2011). ISBN 978-1-84614-140-9 Stringer, Chris & Andrews, Peter. The Complete World of Human Evolution. Thames & Hudson (2005). ISBN 0-500-05132-1 Stringer, Chris & McKie, Robin. African Exodus: The Origins of Modern Humanity. Jonathan Cape (1996). ISBN 0-224-03771-4 van Oosterzee, Penny. The Story of Peking Man. Allen & Unwin (1999). ISBN 1-86508-632-0 Walker, Allan & Shipman, Pat. The Wisdom of the Bones: In Search of Human Origins. Weidenfeld and Nicholson (1996). ISBN 0-297-81670-5 Wade, Nicholas. Before the Dawn: Recovering the Lost History of our Ancestors. Penguin Press (2006). ISBN 978-0-7156-3658-9 Weiss, M.L. , & Mann, A.E (۱۹۸۵). 'Human Biology and Behaviour: An anthropological perspective (4th ed.). Boston: Little Brown. ISBN ۹۷۸-۰-۶۷۳-۳۹۰۱۳-۴. (Note: this book contains very accessible descriptions of human and non-human primates, their evolution, and fossil history). Wells, Spencer. The Journey of Man: A Genetic Odyssey. Allen Lane/The Penguin Press (2002). ISBN 0-7139-9625-0 Wood, Bernard and Mark Collard. The Human Genus. . Science, New Series 284 (5411): 65– http://fa.wikipedia.org
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 10:38  توسط M.M.M |